صد سال مشروطه خواهی
جمهوری اسلامی عليه مطبوعات
چرا اصرار دارم انتشار فیلم گلستانی نقض حریم خصوصی نبوده است ؟
از زمان انتشار این فیلم در وبلاگم موجی در وبلاگستان براه افتاده است ، و در بسیاری از دیگر رسانه های نوشتاری این موضوع تبدیل شده است به محل گفت و شنود و تبادل نظرات بسیار دوست داشتم در خاتمه همه این قیل و قالها این نوشته را منتشر میکردم اما فعلا تا ساعت ده شب پنج شنبه این نتیجه گیریها را با هم می بینیم :
در بالاترین پس از گذشت دوازده ساعت از انتشار این مطلب ماجرا با دوازده لینک تبدیل شد به یک موضوع داغ ، به چند دلیل که احتمالا اصلی ترین دلیل آن برای مدیران بالاترین پورنو بودن موضوع بوده است موضوع داغ پس از گذشت بیست و چهار ساعت حذف می شود و باز مجددا با گذشت سی و شش ساعت توسط کاربری با 24 لینک موضوع داغ می شود . تا این لحظه پست در باره این مطلب نوشته شده است ومجموعا همه این لینکها تعداد 46358 بار کلیک شده اند و مجموعا در همه آنها 1196 کامنت نیز درباره این موضوع نوشته شده است .
از مجموعه کل کامنتهای داده شده در بالاترین 110کامنت بی ربط بوده و 692کامنت موافق انتشار بوده اند و 274کامنت مخالف انتشار و 52کامنت هم نظرخاصی در مورد انتشار این فیلم نداده اند و 68کامنت هم طبق معمول به لودگی و طنز و استهزا پرداخته اند .
باز مجددا در نگاهی دیگر به کل کامنتها 942 نفر خواستار برخورد و مجازات با آقای گلستانی و آن زن شده اند و تعداد 254 کامنت هم خواستار برخورد با منتشر کنندگان این فیلم بوده اند .
من متاسفانه به همه وبلاگها یی که در مورد این موضوع نوشته شده است نتوانستم مراجعه کنم و آمار بگیرم اما در همین وبلاگ تا بدین لحظه 86 کامنت در پای این پست دریافته کرده ام که از میان این 86 کامنت تعداد 25 کامنت موافق انتشار بوده اند و تعداد 13 نفر نیز مخالف آن و 35 کامنت به استهزا و لودگی پرداخته اند و 6 کامنت هم فحش به نویسنده و 7 کامنت هم تقاضای دانلود کامل فیلم را داشته اند .
در پروفایل فیس بوک خودم نیز من با طرح این سئوال که : دوستان آیا من به عنوان اولین نفری که فیلم گلستانی و اون خانمه راکه عضو یک نهاد امنیتی هست را منتشر کردم نقض حریم خصوصی کردم ؟ اگر میشه توضیحاتتون رو ارائه بدید که فقط شش نفر در صفحه پروفایل کامنت گذاشته اند و از این اقدام حمایت نموده اند ، اما باز تعداد 15 نفر نیز در همین رابطه برایم پیام خصوصی فرستاده اند که از میان آن پانزده نفر هشت نفر تقاضای دانلود فیلم نموده اند و چهار نفر آنرا نقض حریم خصوصی دانسته اند و سه نفر نیز آنرا تائید کرده اند .
باز در صفحه فرند فید نیز این مسئله بازتاب داشته است : در صفحه فرند فید خودم من مجددا با طرح این سئوال که : دوستان من با انتشار فیلم سکس حاج آقا گلستانی رئیس اقامه نماز تویسرکان با یک زن اطلاعاتی که البته هر دو متاهل هم بودند نقض حریم خصوصی کرده ام یا افشاگری ؟ لطفا بگوئید: 38 نظر دریافت داشته ام که از میان آنها 10 نفر آنرا نقض حریم خصوصی ندانسته و 14 نفر صرفا مسائل حاشیه ای و سئوالهایی درباره چگونگی بدست آمدن فیلم نموده اند و 14 نفر هم آنرا نقض حریم خصوصی دانسته اند .
کاربر دیگری نیز در فرند فید سئوالی مشابه را در معرض قضاوت گذاشته است که : آیا پخش و بازپخش فیلم جنسی حجه السلام گلستانی کاری اخلاقی است؟ که 49 نظر دریافت داشته است و از میان آن 49 نظر تعداد 15 نظر به موارد حاشیه ای پرداخته اند و 19 کامنت آنرا غیر اخلاقی عنوان نموده اند و 15 کامنت هم موافق آن بوده اند . حال نگاهی کلی به تمام این داده ها می اندازیم 745 نفر موافق انتشار این فیلم بوده اند و از آن حمایت نموده اند و 320 نفر نیز مخالف آن بوده اند .
حالا با توجه به داده های فوق توضیحاتی را در چند بخش از نظر می گذرانیم :
عرف
عرف جامعه ایرانیان همواره نسبت به اینکه زن شوهر دار و یا مرد زن دار در خارج از چهار چوب و قواعد شرعی و یا اجتماعی اقدام به برقراری ارتباط جنسی نماید آنرا عملی قبیح و ناپسند دانسته و بطور کلی آنرا خیانت نامیده و همواره از مرتکبین به این عمل ابراز تنفر نموده اند ، حال اگر مرتکبین دارای وزن و یا جایگاه اجتماعی باشند همانطوریکه در این فیلم نیز بوده اند یعنی آقای گلستانی ضمن اینکه ملبس به روحانیت می باشد و از جمله چهره های سرشناس شهر بوده و ضمنا دارای سمت حکومتی هم می باشند و زن مورد بحث نیز از اعضای یک نهاد کاملا شناخته شده در شهر می باشد ، جرم و خلاف آنها را سنگین تر می دانند .
علم حقوق
در تعاریف جزا نیز مسئله خیانت قابل یپیگرد حقوقی است و جرم شناخته می شود و بطور کلی در تمامی قوانین موجود روشهایی که برای کسب لذت جنسی از نظر اجتماع مورد قبول و تصویب نباشد آنرا انحراف جنسی و جرم دانسته ( دکتر پروین بیرجندی – جرم شناسی و روانشناسی غیر عادی – انتشارات دانشگاه تهران ) . و یا اینکه روابط جنسی قبل از ازدواج و هرزگی های جنسی ، فحشاء و همچنین روابط جنسی غیر معمول در بعد از ازدواج با فرد دیگر به غیر از همسر جرمی است که معمولا مجازات آنرا قوانین اجتماعی و آداب و رسوم آن جامعه تعیین می نمایند (ناصر کاتوزیان – اعمال حقوقی -نشر انتشار ) در متون حقوقی ایران نیز که برگرفته از قوانین فقه و شرع می باشد مسئله خیانت و یا زنا از جمله جرائمی است که ضمن آنکه شدید ترین مجازات ها برای آن در نظر گرفته شده است بدون شاکی خصوصی نیز قابل پیگرد قانونی است و دادستان می تواند با صدور اتهام جریحه دار شدن عفت عمومی و افساد فی الارض تقاضای اشد مجازات را به عنوان مدعی العموم نماید .
اسلام
در قرآن کتاب آسمانی مسلمانان درباره زنا و عواقب آن و مجازات آن به کرات در سوره های نساء ، بقره ، توبه و ... گفته شده است و آنچنان که در بحارالانوار در جلد هفت از امام جعفر صادق ذکر شده است که از جدش رسوال الله شنیده است که چهار دسته هستند که خونشان و آبرویشان محترم نیست : زانی و زانیه ، منافق ، گرانفروش و محتکر !
طرح یک سئوال را همین جا لازم می دانم تا به مابقی دلائل برسیم : فرض کنید در غرب مثلا در هالیوود یک فیلم سینمایی ساخته می شد که در آن یک روحانی با لباس روحانیت مثلا فاحشه ای را به محلی می برد و پس از شروع عمل جنسی هم از جیب عبایش دست می کند و کاندومی را هم بیرون می آورد و ... به نظر شما آیا واکنش در ایران و شاید در بعد از ایران هم در دیگر کشورهای اسلامی آیا غیر از آنی می باشد که مثلا برای کاریکاتورهای دانمارکی انجام شد ؟ آیا در همان ایام بلبشوی کاریکاتورهای دانمارکی دبیر شورای نگهبان قانون اساسی کشور در نماز جمعه تهران نگفت این عمل موجب وهن اسلام و توهین به همه مسلمانان شده است و تک تک مسلمین دنیا شاکی هستند و میتوانند برعلیه عاملان این جرم شکایت کنند ؟ مگر نه این است که لباس روحانیت را لباس پیغمبر می دانند ؟ در نسخه دیگری از همین آقا وی بعد از س ک س با خانم دیگری در محل کارش می گوید : حالا برم لباس تیمساری را بپوشم و برای این مردم احمق نماز بخوانم ! در فیلم دیگری نیز با عمامه اش مثل توپ فوتبال بازی می کند !
اما اصلی ترین دلیلی که افرادی را مجاب کرده تا این فیلم را از یک نهاد خاص به بیرون منتشر نمایند و من نیز بخاطر آن اقدام به انتشار این فیلم نمودم ، در کل این فیلمها آقای گلستانی که رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان و عضو هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان می باشند حضور دارند با دو زن دیگر یک زن که نمی دانم کیست و همین خانم که ایشان نیز عضو یک نهاد امنیتی در استان همدان می باشد و همسرش نیز از جمله روحانیون شاغل در ستاد اقامه نماز تویسرکان در نتیجه رفت و آمدهای مشکوک و مرخصی های کوتاه مدت و ساعتی این خانم حفاظت اطلاعات به ایشان مشکوک شده و نهایتا از سوی اداره کل اطلاعات استان همدان رفت و آمدهای ایشان و سپس آقای گلستانی زیر نظر قرار گرفته می شود و با نصب دوربین های مدار بسته در محل کار و منزل ایشان ( دوربین در پشت پنجره است بطوریکه حیاط و هر دو اتاق را میتوانسته پوشش دهد و میله های حفاظ پنجره نیز در این فیلم کاملا مشخص است) . نهایتا پس از احراز جرم اداره اطلاعات استان همدان بر اساس حکم قضائی از سوی شعبه یک دادگاه ویژه روحانیت استان همدان اقدام به بازداشت آقای گلستانی ، و یکی از دو همسر آقای گلستانی ، آن دو زن و همسر همین خانمی که در فیلم مشاهده شده است می نماید .(در رابطه با دلیل بازداشت افراد دیگر اتهامات دیگری هم موجود است که لزومی به بیانش در این مجال نیست ) . پس از گذشت ده ساعت از بازداشت نامبردگان در حالی که هنوز از محل دادگاه به بازداشتگاه اعزام نشده بودند دستور توقف و فک قرار بازداشت از بالا ! ( دقیقا معلوم نیست این بالا کجاست بیت رهبری است ؟ وزارت اطلاعات است ؟ قوه قضائیه است ؟ ) می رسد و مابقی به غیر از این خانم و آقای گلستانی آزاد می شوند و این دو نیز به هتل سینا استان همدان برده می شوند و بعد از اخذ تعهد و توبه نامه شرعی از آنها در بعد از گذشت بیست و چهار ساعت هر دو آزاد می شوند !
همین مسئله موجب نارضایتی بخشی از افراد و ضابطین مطلع از فساد موجود می شود که یکی از این میان اقدام به انتشار فیلمهای موجود می نماید ، فیلم فوق ابتدا برای یکسری از مقامات محلی و کشوری بصورت گمنام ارسال می شود و بعد از آن نیز بدست من رسیده است ! با انتشار این فیلمها در سطح عمومی گفته می شود بر اثر فشار و اعتراض مردم همدان و تویسرکان مجددا پرونده در دستور کار قرار گرفته است .
دو سئوال دیگر جرم آن دختر مظلوم دکتر زهرا بنی یعقوب چه بود ؟ جز این بود که با نامزدش در پارکی نشسته بودند ؟ از میان آن هیجده نفری که سال گذشته به عنوان اراذل و اوباش اعدام شدند آیا می دانید جرم سه نفر آنها فقط متلک گفتن و یا بقول سعید مرتضوی ایجاد اذیت و آزار برای نوامیس بوده است ؟
من قویا با مجازات سنگسار و یا اعدام این دو مخالفم و آنرا محکوم هم می نمایم و حرفم هم چشم در برابر چشم نیست که بقول گاندی دیگر آنوقت فرد بینایی در دنیا پیدا نخواهد شد ، همه حرف و دلیل اصلی من از این کار بیان تناقض و نشان دادن سیاست یک بام و دو هوای موجود در نظام جمهوری اسلامی بوده البته که هر چند که پیشتر نیز ما در همه ابعاد این تناقض ها را دیده ایم در ماجرای برخورد با اختلاس رفیقدوست ، در ماجرای برخورد با مهاجمین به کوی دانشگاه ، در ماجرای برخورد با عاملین ترور سعید حجاریان ، در ماجرای سردار زارعی ، در ماجرای دکتر حسن مددی و ...... این کار در حالت اولیه اش و لخت و عورش بله کندوکاو در زندگی و خلوت افراد است اما وقتی که به نامها و عنوانها و نحوه برخورد با این متخلفین برمیگردیم نه تنها نقض حریم خصوصی نیست بلکه از جمله وظائف اولیه هر مطلع و روزنامه نگار متعهدی است که باید به رسالت خویش عمل نماید و دیگران را نیز مطلع نماید تا اوج دروغگویی و تزویر و فساد در میان دستگاههای حکومتی جمهوری اسلامی را نمایانگر شود .
حال برگردیم به آن آمارها
مگر نه این است که هر عرف و قانون و دستور را این مردم هستند که می سازند و به آن بها و اعتبار می بخشند ؟ در یک رفراندوم اینترنتی با حضور 42668 نفر ( میزان کل مراجعین به لینکهای دررابطه با این موضوع در بالاترین )از میان 1465 نفری که اقدام به نوشتن کامنت در ذیل این لینکها نموده اند اکثریت قریب به اتفاق را موافق انتشار این فیلم و برخورد با مرتکبین را می بینم و اینچنین است که خود را گناهکار و ناقض حریم خصوصی کسی نمی بینم .
پی نوشت :
نطق مهدی جامی هم در آمد ! برایش جوابش را در پاورقی نوشته ام ، خدا از روی این بشر کم کند و عقل بهش عطا کند .
! فیلم رئیس ستاد اقامه نماز تویسرکان هم در آمد
لازم دیدم که مواردی را هر چند بر خلاف خواست باطنی ام می باشد اما به جهت تنویر افکار عمومی درباره سه فیلم منتشر شده حجه السلام گلستانی بیان کنم : هر سه این فیلمها که فیلم اول مربوط به عمل جنسی ایشان در محل کارشان و فیلم دوم در خانه همکار ایشان و فیلم سوم که در اینجا گوشه هایی از آن آورده شده است را اداره کل اطلاعات استان همدان طی پنجاه روز تحت تعقیب و مراقبت قرار دادن ایشان ضبط و جمع آوری نموده است .
رادیو زمانه ، مهدی جامی و پسرخاله های قدرت
پی نوشت :
نطق مهدی جامی هم در آمد ! برایش جوابش را در پاورقی نوشته ام ، خدا از روی این بشر کم کند و عقل بهش عطا کند .
عازم افغانستان هستم
! تیغ کش انقلابی آزادی ات مبارک
این روزها به غیر از خبر اعدام و بازداشت و زندانی یک خبر آزادی هم شنیدیم ! بله به سلامتی آقای اسماعیل افتخاری و یا همان اسمال تیغ زن معروف هم آزاد شدند ! در وهله اول این آزادی را به ایشان و بعد هم امت غیور حزب الله وهمچنین سربازان گمنام امام زمان و در آخر به امیر عباس فخرآور دوست و هم بندی عزیز ایشان تبریک و تهنیت می گویم !
آقای اسماعیل افتخاری که متاسفانه بنده هم افتخار همبندی بودن با ایشان را در بند 209 و بعدها سالن سه زندان اوین داشتم یادتان نرود که همان یار غار و همدم آقای فخر آور بود که بر اثر تحریکات ایشان هم بود که اسمال تیغ زن دوباره تیزی اش را تیز کرد و شبی به جان ناصر زرافشان در سالن سه حمله برد
در سال 1368 اسمال تیغ زن به سازمان دخانیات می رود و مدتی در آنجا مسئول حراست سازمان دخانیات ایران می شود ، در همین سمت که تا سال 1372 ادامه یافته وی که البته دوستی و آشنایی دورادوری هم با سعید امامی داشت در سال 1374 با توجه به سابقه درخشانش برای بعضی امور خاص از سوی اکبر کوش خوش به محفل سعید امامی معرفی می شود و تا سال 1377 نیز در آن محفل خدمات ارزنده ای را به نظام مقدس جمهوری اسلامی و دستگاه اطلاعاتی می نماید که بارزترینشان مشارکت در قتل سیامک سنجری – فاطمه قائم مقامی و ناصر سیگارودی معروف به ناصر سگ سبیل می باشد ، اسمال تیغ زن البته دیگر بقول خودش بیزینس من شده بود و اعتقادی کار نمی کرد وی از قبل همین خدمات ارزنده توانسته بود شرکت حمل و نقل دریایی ای را به ثبت برساند و صاحب چهار کشتی باری و یک نفتکش هم شده بود ، جالب است بدانید که آن محموله کذایی ارسال موشک بجای نخود و لوبیا و حبوبات به بلژیک توسط سعید امامی با یکی از کشتی های شرکت ایشان بوده است ، محفل قتلهای زنجیره ای از اسمال تیغ زن ساپورت مالی و حمایت قضایی بعمل می آوردند و وی نیز برایشان هر چه می خواستند انجام می داد ، اما اسمال تیغ زن همان باج گیر قدیمی بود و گرچه به نان و نوایی رسیده بود اما هنوز زورگیری را رها نکرده بود به عنوان مثال در مرداد سال 1377 وی با نام مستعار احمدی اقدام به ربودن يك دختر 16 ساله بنام الف . سین در ميدان هفت تير تهران می نماید و از خانواده وی می خواهد که یا با ازدواج وی با او موافقت نمایند و یا اینکه وی را پس از تجاوز خواهد کشت اما نهایتا پس از گذشت یک هفته دختر را آزاد می نماید و سپس با معرفي خود به عنوانیکی از اعضای بلند پایه وزارت اطلاعات به حدي اين دختر نوجوان و خانواده اش را تهديد می کند كه از شكايت از وی آنها نیز منصرف می شوند . (روزنامه اعتماد شماره بیست تیرماه سال 1381 ) . اسمال تیغ زن البته بعدها این اتهام را به گونه دیگری توضیح داده و در دفاعیاتش که در دادگاه انقلاب ابراز داشته بود از همین اتهام برای اثبات بیگناهی خویش استفاده می نماید و عنوان می کند که پدر آن دختر از فراریان تحت نظر وزارت اطلاعات بوده است و وی با دستور قضایی اقدام به بازداشت و ربایش آن دختر نموده تا پدرش خود را به قانون !! معرفی نماید .
در سال 1378 چه اتفاقی افتاده است معلوم نیست اما خود اسمال تیغ زن روزی در بند 209 در حضور سعید شاه قلعه ای و عماد الدین باقی و من اعتراف کرد که می خواستند من را قربانی توطئه کنند به من گفتند بیا برو فروهر ها را بکش و من گفتم من کاسب هستم من بیزینس من هستم آدم کش نیستم ! این حرف چقدر درست باشد معلوم نیست و شاید هم وی برای بزرگنمایی خودش این دروغ را در زندان گفت و شاید هم واقعا راست باشد اما پر واضح است که یا وی زیاده خواهی نموده و یا اینکه از سر ترس و ... استنکاف نموده و یا اینکه نه وی اصلا اطلاعات زیادی داشته .
نهایتا در سال 1378 وی از سوی شعبه 16 دادگاه عمومی تهران توسط محمود علیپوریان قاضی ای که از جمله قضات فرمایشی وزارت اطلاعات بود ( از دیگر پرونده های این دادگاه در آنزمان پرونده شکایت احمد جنتی از تاج زاده – پرونده به ناحق معروف به نوارسازان – حمله به توریستهای آمریکایی که بعدها معلوم شد از اعضای ستاد قتلهای زنجیره ای بودند با نام فدائیان اسلام و ... می توان نام برد ) بازداشت و مورد محاکمه قرار میگیرد
نام اسماعیل افتخاری و شهرتش به عنوان اسمال تیغ زن در این هنگام بود که برای اولین بار به مطبوعات راه یافت و خبر ساز شد ، مطبوعات آنزمان که از میان آنها میتوان به روزنامه ایران در شماره دوازدهم آبان سال هفتاد و هشت اشاره کرد خبر از جنایتکاری دادند که در مدت بیش از بیست سال با عناوینی چون عضو ارشد وزارت اطلاعات و یا مدیر کل یک نهاد خاص و البته با توجه به آشنائی هایش با دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور اقدام به فعالیتهای تبه کارانه ای چون : آدم ربایی و تجاوز به عنف و همکاری با اراذل و اوباش و اشرار تهران و همچنین ایجاد پرونده های قضایی برای افراد بیگناه در جهت ارعاب و زورگیری آنان نموده است ، البته در آنزمان هم روزنامه ها هیچگاه برای اقناع افکار عمومی مجال نیافتند تا بنویسند چگونه می شود فرد عادی ای در بیش از بیست سال دست به اقدامات اینچنینی بزند و بدست قانون نیفتد و یا چگونه امکان دارد یک فرد عادی توان اینرا داشته باشد تا در جهت مطامع شوم خود برای دیگران پرونده های قضایی در دادگاه های کشور ایجاد نماید و اینکه اصلا میزان آشنایی وی با دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور چگونه و در چه حدی بوده است
نهایتا در سال 1380 با توجه به پاره ای از اطلاعات درز شده از پرونده قتلهای زنجیره ای و پیگیری کمیسیون اصل نود مجلس و هیات تحقیق و تفحص از پرونده قتلهای زنجیره ای مجددا پرونده اسمال تیغ زن که در حال تحمل حبس بود اینبار به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال و در شعبه سوم این دادگاه و به ریاست قاضی احمدی اینبار به اتهام جاسوسی به نفع بیگانگان و مشارکت در ترانزیت مواد مخدر محاکمه میشود ، در خلال همین دادگاه بود که مطبوعات آنزمان فقط اجازه یافتند انعکاس نمایند که وی در گذشته در حراست سازمان دخانیات وشهرداری تهران و وزارت اطلاعات و چند ارگان دیگر از جمله بنیاد مستضعفان و جانبازان دارای سمتهایی بوده است گرچه توضیحات بیشتری داده نشد اما افتخاری در دفاعیات خود عنوان نموده بود که صرفا مامور بوده است و معذور و در پرونده های تهدید و ارعاب و آدم ربایی هم هیچگاه غیر قانونی عمل ننموده و اسلحه وی نیز غیر قانونی نبوده است ، همین دفاعیات وی بود که آنزمان جنجال برانگیز شد چرا که نماینده وزارت اطلاعات در دادگاه نیز اعلام کرده بود که اسماعیل افتخاری با داشتن کارت موسوم به کارت زرد که مجوزی است برای ماموران ویژه امنیتی و انتظامی کشور تا از آن برای حمل سلاح استفاده نمایند در جهت مقاصد شوم خود از این کارت سوء استفاده نموده در جهت اعمال خودسرانه اش از سلاحهای دیگری نیز به غیر از سلاح های سازمانی استفاده کرده است و در اینجا نیز باز مطبوعات و افکار عمومی قانع نشدند که اصلا چرا این کارت در اختیار وی نهاده شده بود
به هر روی و هر چه که بود اسماعیل افتخاری در زندان نیز با آزار و اذیت و شکنجه روحی و روانی زندانیان و حمله و ارعاب آنها چه در زندان اوین تهران و چه در زندان گوهر دشت ( جالب آنکه در هر دو زندان وی همواره در بندی بوده است که زندانیان سیاسی و عقیدتی نیز بوده اند ) ثابت کرد که یار وفادار جمهوری اسلامی است و از روی همین وفاداری و خوش خدمتی بود که وی دوباره ثابت کرد که مهره خطر ناک و متمرد نیست و باید آزاد شود و شاید هم اینکه وی پس از نزدیک دهسال از خانه و حاشیه امن خود یعنی زندان به شهر فرستاده شد ، چرا که همه می دانیم زندان نه تنها در خیلی از موارد امن ترین جا می باشد بلکه می تواند زمینه ساز ماموریت های بعدی وی هم باشد ।
همه چیز درباره سارا پلین
من زیاد به این نظر سنجی ها اعتقادی ندارم ، مخصوصا تو آمریکا که دقیقا مثل ایران همه اتفاقاتش در دقیقه نود می افتد ، من هنوزم اعتقاد دارم که با این اوضاع و احوال کار اوباما تمام است و همه چیز داره بسمت برنده شدن مک کین حرکت می کنه ! مک کین دقیقا می داند که چطوری با چراغ خاموش حرکت کند و مثل اوباما فقط شلوغکاری نمی کند یکی از بهترین موفقیتهای مک کین همین سارا پلین هست معاون اولی که آقای مککین انتخاب کرده فعلاً دارد همه را آچمز می کند ! خانمِ پلین زنی زیبا، خوشپوش و خوشصحبت است। اما آن چه مرا وا داشت تا از این خانم یادی بکنم حرکتی بود که وی در همان ابتدای ورودش انجام داد و به نظر من بهترین حرکت متحورانه ممکن بود ، وقتی که خبر حامله بودن دخترکِ پانزدهساله ایشان منتشر شد و خانمِ فرماندارِ آلاسکا و معاوناول مککین در جواب خبرنگاری که از اوضاع و احوال دخترک میپرسید میگوید: «دخترم و دوستش هر دو در خانه ما زندگی میکنند. بهزودی ازدواج خواهند کرد و دخترم فرزندش را به دنیا خواهد آورد، آنوقت خواهد فهمید که بزرگ کردن بچه چقدر سخت...؟» . چقدر این حرف زیبا و حساب شده و منطقی بود و همه حتا اوباما هم در این دام افتادند و ثابت کردند که برای سیاست ورزی قائلا خصوصی ترین زوایای زندگی افراد را نیز کاوش کنند ، اما زندگی خانم پلین زندگی بسیار جالبی است که بد ندیدم با هم مروری داشته باشیم :
ملکه زیبایی واسیلا- آلاسکا1984

پلین به ماهیگیری و شکار علاقه وافر دارد

خانواده سارا پلین