صد سال مشروطه خواهی

اگر بخواهیم کمی صادق باشیم و بنشینیم ببینیم در این صد سالی که پس از انقلاب مشروطه بر ایران رفته است می بینیم هنوزهم پس از صد سال اساس دغدغه هایمان در دامن دموکراسی تفاوت چندانی با آن زمان ندارد، آیا نباید این نرسیدن ما را به این فکرو پرسش بزرگ برساند که عامل نرسیدن ما به آن شعارها و آرمان‌ها چه بوده؟ خوب می شود برای اینکه زیاد ذهنمان را خسته نکنیم سریعا پاسخ دهیم که "توطئه‌ی خارجی" یا "سرکوب و دیکتاتوری" اما ماحصل این جواب همیشگی چه می شود ؟ البته کتمان نمی کنم که از دلائل نرسیدن ما به دموکراسی در انقلاب مشروطه توطئه‌ی خارجی وسرکوب و دیکتاتوری هم بوده است اما اصلی ترین پاسخ به به نظرمن این است که باید خودمان را بکاویم و ببینیم که واقعا ما ایرانی ها از دانشجو و روشنفکر و نویسنده و بازاری و آدم ساده کوچه و خیابان اصلا در همین یکصد سال چقدر از دموکراسی و قانون و قانونسالاری و مجلس و حکومت و احزاب و نهادهای مدنی و صنفی و مشارکت های اجتماعی و عق و خرد جمعی را فهمیده ایم و آنرا باور داریم ؟ چندی پیش فرصتی دست داد و به بهانه دیداری تلویزیون ایرانیان آمریکا در خلال تحقیقش در همین مورد مصاحبه ای با من کرد که در پایان همین یادداشت می آورمش .

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

! وطن و تن

آیا بشار اسد در ایران است ؟

شبهای احیا و احیای ایمان