اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی پارتنر شکیبا



قبل از خواندن یک نکته را باید عرض کنم : شان مخاطبین این صفحه و هدف من از این کار  افشا و معرفی بلاگرها و شاخ های مجازی نیست ، این کار را بسیار زرد ، حاشیه‌ای و نامسئله در این مقطع می دانم.

از پرداختن به این افراد از تینا گرفته تا مونا و هانیه و حالا شکیبا و اسی و بقیه کثافت‌ها فقط و فقط معرفی بلاگرهایی است که در خدمت اهداف کثیف رژیم جمهوری اسلامی هستند، پس از معرفی این بلاگر و آن بلاگر که این رو بگو ... خواهش می کنم خودداری کنید.

اما قطعا هر بلاگر حکومتی را که به قطعیت برسم بهش خواهم پرداخت.


همه اطلاعات راستی آزمایی شده ما درباره شکیبالطفی راپیشتر خواندید و تا حدودی با همسر نمایشی و سازمانی‌اش آشنا شدید.

حالا در چند قسمت به اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی و طبعا   به حکومت ، عراقچی و سپاه پاسداران و سالار آقا خان  خواهیم پرداخت .


اما اسی کیست ؟

خانواده هدایت اسکندری که مشهورند به دزدی با  چراغ  روشن در اصل متشکل است از  حمیدرضا، علیرضا، اسماعیل . که ما در این بخش بیشتر به همین اسی خواهیم پرداخت.

 هدایت اسکندری معروف به هدو برادر خداکرم اسکندری مهرنجانی طایفه خوشنامی هستند و در شهر مشهورند به دزدان بزرگ  و قاچاقچیان عمده بوشهر !

برادر زن هدو میشه سیروس جوکار صاحب نیسان ایران (جهان نوین آریا)


سالار آقا خان را باید بشناسید اگر نمی شناسید یه سرچ کوتاه بکنید که این نوشتار هم طولانی نشود ، سالار آقاخان به دلیل دزدی دلار از ایران رفته ترکیه ، مادرش هم که صیغه امام جمعه ارومیه بود کمی بعد رفت پیشش و بهر حال اینجا برای این اسمش را آوردم که  اسماعیل و شکیبا از طریق سالار  با هم آشنا شدن در یکی از همان مهمانی ها که دخترانی از ایران برای خدمات مهمانی  به استانبول می رفتند و همان شب اسماعیل  عاشق شکیبا شد یا شکیبا چسب اسماعیل دقیق معلوم نیست صید کدام بود و صیاد کدام.

اسماعیل از طریق سالار  سپس به عراقچی کانکت شد.

اسماعیل  تا آن زمان قاچاقی به ترکیه می رفت اما با هدیه دادن یک ب ام و ایکس ۳  از طریق یکی از مقامات رده بالای جهاد سازندگی به سرتیپ پاسدار بهمن کارگر که آن زمان رئیس نظام وظیفه بود معافیت سربازی گرفت و چسبید کنار پدرش و اولین کارهایش را با  هدایت  که هدو صداش میکنن و شغل اصلی اش قاچاق سیگار در میان گونی نخود است آغاز کرد.

در کمتر از یک هفته کار معافیت جور شد ، من به زودی برایتان ویس تلفنی اسماعیل را خواهم گذاشت که می گوید بی ام و که رسید چرا کارت رو طرف نمیده ؟




در همین اثنا بود که جمهوری اسلامی خورده بود به معضل تحریمها و احتیاج داشت کسانی برایش طلا خارج کنند و دلار بیاورند ، چه کسی بهتر از این قاچاقچی های با سابقه !

کار قاچاق طلا با دست بوسی ابراهیم رئیسی آغاز شد !





شاید باور نکنید یه امامزاده معروفی تو کازرون هست که همه برا رد کردن قاچاق بهش نذر‌میکنن، اولین محموله قاچاق که به سلامت رد شد و دلار بازگشت یک هفته آنجا عدس پلو نذری دادند و حالا هدو و اسی شدن خیر منطقه!

این عکس ها برای محرم همان سال است و عدس پلو ی معروف امامزاده قاچاقچیان!




اسی قبل از این شغل پردرآمد و خیری در کنار پدرش بود و مهمترین کار زندگی اش شوتی بود! 

سیگار از کازرون به تهران می آورد و این برایش آنقدر افتخار بود که در مسیر عکس یادگاری هم می انداخت!



به همه گفته‌اند که پاسپورت دومینکا دارند دروغ محض است و داداش بزرگش فقط پاسپورت دومینیکا داره و رابط سپاه پاسداران به نام مجید بارانی در موسسه آپولونیا کالح  برای همشون  ویزاهای ۱۰ ساله میگیره که ویزای همشون ۲۰۲۷ تموم میشود.

در مورد داداش بزرگه اسماعیل علیرضا اسکندری در قسمتهای آتی مفصل خواهم نوشت ، رشته تخصصی علیرضا ترانزیت سنتی است ! 

تریاک ناب می آورند و سهمشان در ایران برداشته می شود و مقصد اروپای شرقی است ، صاحب بار ؟ طبعا سپاه پاسداران !



بد نیست کل خانواده را هم ببینیم ، اون بچه خوشگله اسماعیل داستان ماست!




باز بازگردیم به سالار آقاخان ، سالار وقتی از ارومیه به ترکیه گریخت و رفت در ازمیر منزل خاله‌اش قایم شد، عملا  حلقه واسط عراقچی (سید احمد عراقچی فرزند سید مرتضی عراقچی و برادرزاده سید عباس عراقچی ) با تیم قاچاق و دزدی دلار لنگ شد 

سالار مجبور شد اسماعیل و بکنه مهره خودش تو ایران، شکیبا که حالا همه می دانیم پرستوی تحت نظر سپاه و در حلقه سالار بود اینجا برای کنترل بیشتر اسماعیل به او نزدیک و نزدیک تر شد تا یه وقت اسماعیل سالار رو نپیچونه.

این ارتباط همچنان ادامه دارد .

اسماعیلی که روزگاری با وسپای صورتی سیگار قاچاق بکسی میفروخت حالا چه می کند ؟ 

در قسمت بعد بیشتر به آن خواهیم پرداخت .

نظرات