فیلم بالا را دیروز یکی از دوستان برایم از ایران فرستاد ، فیلمی است بس دردناک که مربوط به جوانی گردو فروش است که در مقابل چشمان عابران و مادر دردمندش جان می سپارد ، پسرک برای گرفتن برق از تیر برق بالا رفته بود و هم خود جان سپرد و هم مرد دیگری که به کمک وی رفته بود و به همین سادگی و کوتاهی که ما این فیلم را می بینیم دو نفر جان می سپارند ،و ما هم مثل خیلی دیگر ازآن عابران فیلم را می بینیم و شاید چند دقیقه ای و نهایت یک روز ناراحت باشیم و بعد فراموش می کنیم ، دوستی که این فیلم را دیده بود برایم می گفت خوب این بخاطر حماقت و یا جهالت خویش مرده است و نباید برای برق دزدی از تیر برق بالا می رفته و با این کارش باعث مرگ یکنفر دیگر هم شده است ، که حرفی است درست اما وقتی آدم خودش را جای آن پسرک می گذارد که تنها ممر درآمد زندگی اش چه بسا همین گردو فروشی است و می خواسته لامپی را روشن کند تا گردوهای خود را بفروشد به یکباره تمام آن اشتباه را فراموش می کند . من خودم با دیدن این فیلم نه اینکه ناراحت شده باشم نه بلکه بغضی گلویم را گرفت که هنوز هم مبتلایش هستم ، ما اگر کشور فقیری بودیم شاید داستان جور دیگری بود اما در کشور ما یکی آنقدر خورده و دیگری آنقدر نخورده دارد می ترکد ، یکنفر از پشت میز مینیاتوری اش با تلفنی چندین میلیارد معامله را جوش می دهد ودیگری مثل این پسرک برای لقمه نانی بخور و نمیر باید خود را به سیم برق جوش بدهد ، من نمی خواهم این مسئله را ربطش بدهم به سیاست و کثافت کاری های مسئولان اما فقط یک سئوال دارم چطور اگر روسری دختری کمی عقب برود در ایران انگار که زمین و زمان بر هم ریخته و انواع و اقسام گشت و پلیس و مامور بر سرش می ریزند و ایران اسلامی لکه دار می شود ولی این همه فقر و بد بختی لکه دار نمی کند ایران اسلامی را ؟ آقایان مگر نخوانده اند این روایت را از مولا علی که « هر جا ستمی بر مردم برود و حکومتی ها بی اطلاع بمانند یا مطلع بشوند ولی مدارا بکنند نقض پیمان الهی شده است !» مگر همین پیامبر اسلام نگفته است « کلوا جمیعاولا تفرقو» بخورید و بیاشامید اما تنها تنها نه ! اگر قرار است در کشوری منطق اسلام رعایت بشود این است منطق اسلام ! بخورید اما با هم بخورید ، آقایان ! آقازادگان ! حکومتی ها ! چه باید کرد اینجاست ! یکطرف شهر آنقدر بخورند تا بالا بیارند وبا دمشان گردو می شکنند و نمی دانند با این همه پول چکار باید بکنند ، در طبقه دیگر شهر از فرط بدبختی و بیچارگی باید بالای تیر برق جان بده ! چرا اینها پس رعایت نمی شود ؟ بله دوستان چه باید کرد اینجاست و آقایان هم اینارو از من و تو بهتر می دانند ولی به روی مبارکشان نمی آورند و مشکل را در جای دیگری می دانند آقایانی که با شعار عدالت اجتماعی آمدند دردشان عدالت نیست و چسبیده اند به انرژی هسته ای و سرکوب دگراندیشان برایشان هم فرقی نمی کند یکی بالای تیر برق بمیرد و یا در کنج زندان از اعتصاب غذا خر مراد را سوارند و سخت می تازند وعیش و نوششان را می کنند و بازهم بقول مولا علی ای وای بر حاکم اسلامی ای که چرب و شیرین دنیا زیر زبانش مزه کند و باید بحال آن حکومت و ملت گریست
پی نوشت
ظاهرا با توجه به نظرات و نامه هایی که برای من فرستاده اند تعدادی از دوستان پرسیده اند این حدیث « کلو جمیعا ولاتفرقوا » را از کجا آورده ام ؟ طالبین میتوانند به بحارالانوار جلد 14 صفحه 237 مراجعه نمایند ضمن اینکه مولا علی در خطبه 4 نیز این حدیث را به نقل از رسول اکرم نقل نموده اند و سر راست ترش اینجا را ببینید . که نگوئید این فقط من هستم که این حدیث را آورده ام . نمی دانستم این با هم خوردن اینقدر برای تک خوران سخت می افتد !
آیه الله حسین کاظمینی بروجردی که از نوادگان مرحوم آیه الله العظمی بروجردی از مراجع بنام و سرشناس ایران و تشیع می باشد مدتی است مورد غضب حکومت جمهوری اسلامی قرار گرفته است ، حرف ایشان و بطور کامل نظریه خاندان بروجردی که همگی و از جمله ایشان ازسلسله مراجع تقلید شیعه می باشند، مخالفت با دین حکومتی می باشد ، ایشان معتقد می باشند که استخراج سیاست از دین اسلام نه تنها مشروع نبوده بلکه مخالف نص صریح اسلام و قرآن می باشد وشجاعانه فریاد می زنند که اسلام دینی است کاملا غیر سیاسی ! . از همین روست که ولی وقیح وهمپالکی هایش که مدتهاست بر طبل دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست می کوبند دستور قلع و قمح ایشان و هوادارانش را داده است . آیه الله بروجردی هم اکنون در بند زورگویی و سرکوب دادگاه ویژه که در واقع نسخه ای از دادگاههای قرون وسطای کلیسا می باشد گرفتار آمده است . حکومت جمهوری اسلامی که همواره هر مخالفش را به رنگ دیگری علاقه دارد بیامیزد تا در خیال خودش مورد نفرت مردم قرارشان دهد ، اینبار نیز همچون گذشته که مثلا ناصر زرافشان را به اتهام حمل سلاح ومسعود بهنود را به اتهام حمل مواد مخدر و ... محاکمه می نمود، اینبار نیز ایشان را به اتهام ترویج خرافه و فرقه گرایی معرفی نموده ، که متاسفانه بسیاری از دوستان نیز حتی در بخش رسانه ای خارج از کشور، این دروغ را باور نموده بودند تا آنجا که آیه الله بروجردی در آخرین روز قبل از بازداشت شان هرگونه ترویج فرقه گرایی و ارتباطشان را با امام زمان تکذیب نمودند و دروغی دیگر از سوی مدعیان دین حکومتی آنرا بر شمردند . اکنون با توجه به محبوبیت بی نظیر ایشان در میان مردم و حتی در میان رده های بالای حکومتی که از میان آنها میتوان به فرماندهان نظامی و انتظامی و خیل بی شمار مذهبیان و بسیجیان اشاره نمود ، استعفای سردار طلایی فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ که رسانه های حکومتی بسیار سعی داشتند آنرا امری عادی تلقی نمایند با توجه به نامه محرمانه قائم مقام وزیر اطلاعات که از رهبری درخواست بازداشت آیه الله بروجردی را نموده اند ضمن صحه بر وجود شکاف عقیدتی در لایه های نظام افشاگر این مطلب می باشد نه تنها رهبر در تمامی بازد اشتهای این چنینی مسئول مستقیم می باشد بلکه از آنجا که دستوربازداشت آیه الله بروجردی و تمامی یارانش از ناحیه رهبری صادر شده است پس مسئولیت هرگونه اتفاق ناگوار احتمالی که بر اساس اخبارهای غیر موثق اعم از خودکشی و یا سکته و یا حتی به تلویزیون کشاندن آیه الله بروجردی بر گردن رهبر می باشد . انتشار این سند که برای اولین بار شکل گرفته است خود گویای همه چیز می باشد . در خاتمه وظیفه خود می دانم از تمامی دوستان و یاران عزیزی که با قبول تمامی خطرات بسیار و حتی جانی شرایط را محیا نمودند تا به این سند و نامه بسیار گرانبها دسترسی یابم و آنرا در معرض انتشار و افشا قرار دهم سپاسگزاری نمایم ، بی شک تمامی آزادیخواهان و ایرانیان عزیز در آینده آزادی ایران نام آنها را گرامی خواهند داشت و از این سربازان گمنام قدردانی خواهند نمود .
نهایت پس از چهل و هشت روز تنش و درگیری نیروهای امنیتی و انتظامی با پشتیبانی لباس شخصی ها و استفاده از گاز اشک آور و ماشین های آب پاش با استفاده از تمامی امکانات و تجهیزات ضد شورش خود موفق شدند با یورش به محل اقامت آیه الله بروجردی وی را با ضرب و شتم بازداشت نمایند ، آیه الله بروجردی که در حین بازداشت کفن بر تن داشت در حالی که به زور سوار بریک خودروی ضد شورش می شد شهادتین را فریاد می زد پس از آن نیروهای امنیتی با استفاده از گاز اشک آور و بیهوش کننده موفق شدند تا بیش از هشتاد نفر از هواداران آیه الله بروجردی را دستگیر و بوسیله اتوبوسهای مخصوص به محل نامعلومی منتقل نمایند . گفتنی است همچنان محل اقامت آیه الله بروجردی ( خیابان زارع و اوستا ) در محاصره نیروهای امنیتی است و هر دو طرف خیابان توسط دو اتوبوس مسدود می باشد ، تمامی خطوط تلفن هواداران آیه الله بروجردی که پیش از آن ارتباط با آنها مقدور بود هم اکنون مسدود می باشد ، گفتنی است در میان بازداشت شدگانی که تا بدین لحظه آمار آنها مشخص شده است تعدادی از خبرنگاران و فعالان سیاسی نیز به چشم می خورند : کیانوش سنجری فعال دانشجویی و وبلاگ نویس ، مائده رستگار فعال دانشجویی و رضا صارمی روزنامه نگار مستقل ازجمله دستگیر شدگان روز گذشته می باشند .همچنین بر اساس گزارشهای رسیده اگر چه مسئولین از اعلام دقیق تعداد بازداشت شدگان و یا زخمی شدگان ناآرامی های شنبه شب در تهران صحبتی به میان نیاورده اند اما به گفته ی ساکنین خیابان اوستا و همسایگان آیت الله بروجردی دست کم ۱۰-۲۰ تن در جریان این درگیریها کشته شده اند . این در حالی است که در طی ساعات گذشته نیز منابع آگاه احتمال کشته شدن فرد یا افرادی را در جریان این درگیریها مطرح کرده بودند. همچنین گفته میشود کلیه بازداشت شدگان این تجمع به زندان اوین و بند ۲۰۹ ( بند وزارت اطلاعات) منتقل گشته اند. با این وجود هیچ یک از بازداشت شدگان در این مدت تماسی را با منزل برقرار نکرده است و محل نگهداری این افراد همچنان در هاله ای از ابهام است.
سخنرانی آیت الله بروجردی در میان هوادارانشان
حضور سردار طلایی رئیس پلیس تهران در صحنه درگیریها
کشف دوربینهای عوامل اطلاعاتی در اطراف منزل و خیابانهای محل اقامت آیه الله بروجردی و سخنرانی ایشان