حسين جان به كي نفع مي رساني ؟

این نامه در آغازين ساعات امروز بطور خصوص برای حسين درخشان فرستاده شد. هنوز جوابی حسين نداده است . ولی به محض گرفتن جواب، آن را در پایین همین متن اضافه خواهم کرد، و باز اضافه مي كنم باب گفتگو در اين باره باز باز است . حسين درخشان عزيز ! خودت مي داني كه من و تو با هم نه مشكلي داشتيم و نه اختلاف نظري شايد چهار يا پنج سال پيش آنزمان كه من در ايران بودم و تازه از بند رسته وقتي سينا مطلبي را گرفتند شايد اولين برخورد ما با هم بود كه تو در خارج و من در داخل براي آزادي سينا تلاش مي كرديم زمان گذشت و گذشت تا من هم متاسفانه شدم خارج نشين ! من همان كارهايي را مي كردم كه در داخل مي كردم اما اين تو بودي كه به يكباره عوض شدي آنهم چه عوض شدني ! البته عوض شدن زشت نيست من هم عوض شده ام اما عوضي شدن زشت است ، و اينجا بود كه اختلافات ما آغاز شد ، آره من با تو اختلافات زيادي دارم اما هيچ وقت به تو توهين نكردم ! من بر سر موضوع توقيف روز آن لاين كه هيچ منفعتي هم در آنجا نداشته و ندارم و عنادانه مقالات من را چاپ نمي كنند و حتي منرا بايكوت هم كرده اند با تو مشكل دارم ! من بر حملات بي دليل تو به اكبر گنجي و آن خانم شيرين عبادي كه هيچ دوستي اي هم امروز با وي ندارم با تو مشكل دارم و دموكراسي حسين جان يعني همين ، يعني تو نگران ضايع شدن حق مخالف و دشمنت هم باشي ، من بر سر دفاع بي چون و چراي تو از اينكه بايد دولت ايران به بمب هسته اي دست پيدا كند با تو مشكل دارم بله انرژي هسته اي حق مسلم ماست اما نه در چهارچوب رژيمي كه از جرثقيل هم براي آدم كشي استفاده مي كند ! چه تضميني وجود دارد كه اين حكومت به محضي كه به بمب اتم دست رسي پيدا كرد يكهو يك فردي مثل جوادي آملي در قم و يا خود احمدي نژاد در تهران از سوي امام زمان خواب نما نشود و بگويد كه هيهات مناالذله بزنيد اسرائيل را محو كنيد ؟ بله من اتفاقا مثل تو نيستم و اسرائيل را هم مدينه فاضله خودم نمي دانم و از نقض گسترده حقوق بشر در آنجا هم بيزارم اما قائل به محوش هم نيستم كشوري هست كه وجود دارد و بايد بماند . از همه اينها كه بگذريم پارادوكس عجيبي كه اين روزها در نوشتار تو ديدم منرا مجاب كرد تا مستقيما و رو در رو برايت بنويسم در مطلبي كه از نظر املايي نمره اش 16 بود و از نظر ساختاري نمره اش 12 و اگراز غلطهاي املايي بگذريم و ناراحت نشوي تعدادي از عمده غلطهاي ساختاري مقاله ات را برايت بشمارم : 1- نشست همبستگي در پاريس و نه كنگره نه به شهريار آهي تعلق دارد و نه به رضا پهلوي و نه به هيچ حزب و گروه سياسي ديگري ، اين نشست و نشست هاي قبلي همچون برلين ، بروكسل و لندن ماحصل ساعتها كار فكري و گروهي جمع كثيري از كوشندگان سياسي و احزاب سياسي مختلفي است كه پس از ساليان سال تلاش مي كنند تا نه تنها ائتلافي بين مخالفان جمهوري اسلامي پديد آورند بلكه براي اولين بار يك جنبش باز هم تاكيد مي كنم نه حزب و دسته و گروه و پارلمان كه يك جنبش سياسي متشكلي را بوجود آورند و طبيعي است كه آقايان آهي و پهلوي هم يكي از اين افراد هستند و همانطور كه در جلسات پالتاكي و حضوري آقايان آهي و پهلوي حق راي دارند هر عضو ديگري هم حق راي و البت كه هر دو حق يك راي دارند ، پس قبول بفرما كه انتصاب اين نشست به ايشان همانطور غلط است كه به عنوان مثال انتصابش به من و يا هر شركت كننده ديگري نيز غلط مي باشد ، اين نشست و اين تلاش حتي متعلق به شركت كنندگان نيز نيست و متعلق است به آحاد ملت ايران به آن زنداني سياسي تو بند 209 و به آن دختركي كه صورت غرقه در خون ميدان هفت تير دارد و آن كارگر كوره پزي يافت آباد ! 2- باز هم مي گويم وراي اغلاط املائي كه خائنان را خاينان نوشته اي ! و وراي اينكه بررسي كنيم كداممان خائن هستيم نه محسن سازگارا در آن نشست بود و نه علي افشاري كه گرچه وجودشان مي توانست باعث خشنودي ما شود ، اما عزيز دل برادر اين اتفاق را نه صداي آمريكا و نه تلويزيونهاي ماهواره اي از نوع لوس آنجلسي بلكه غالب رسانه هاي دنيا از چپ چپ گرفته تا راست راست و نئو راستها پوشش خبري دادند و باز البته كه نه بخاطر اينكه «ما » و اين ما يعني برگزار كنندگان اين نشست آنها را خريده بوديم و يا حرفهاي باب طبع آنها را زده ايم بلكه دنيا و افكار عمومي براي اولين بار شاهد آن بودند كه نيروهاي سياسي مخالف جمهوري اسلامي به آن درجه از بلوغ سياسي رسيده اند پس از سالها كه همه و همه با داشتن همه گرايشات و آراء سياسي خودشان بجاي اينكه بر سر و كله هم بزنند و همديگر را نفي كنند بر سر يك ميز نشسته اند و به هدف اصلي خود كه نفي جمهوري اسلامي است مي انديشند . البته من تمام تقلا و تلاش ترا مي ستايم كه هنوز دل به اصلاح اين ساختار سياسي در درون نظام جمهوري اسلامي بستي و از قلب كانادا براي حاكمان جمهوري اسلامي و اصحاب سياسي و رسانه اي ايران نسخه مي پيچي و خواستار تغييرات و اصلاحات آنها براي رسيدن به ايراني مقتدر و آزاد هستي . حسين جان ! من نيز خود را روزگاري اصلاح طلب مي دانستم و با همانهايي كه تو در سفرت به ايران با آنها عكس يادگاري مي انداختي و براي خودت عقبه مي تراشيدي بودم اما متاسفانه بايد به سمع و نظرت برسانم كه در كمال ناباوري و تاسف « اصلاحات مرد !» اصلاحات همان زمان مرد كه به تعداد انگشتان دست هم كسي از همان بيست ميليون پشتوانه اش در اعتصاب غذاي نمايندگان مجلس آنهم در يكماه آخر صدارتشان بر مجلس نيامدند ! ، اصلاحات زماني مرد كه خاتمي به دانشجويان به عنوان رئيس جمهوري هشدار مقاومت در برابر ستاد ضد اصلاحات مي داد و بعد در هنگام دستگيري دانشجويان گريه سر مي داد كه « چه كنم كه زورم به اينها نمي رسد !» حالا پس از گذشت سالياني از مرگ اصلاحات تو هنوز همچون دن كيشوت داري مي گي تلويزيون اينكارو بكن خامنه اي اون كارو بكن ! نامه تو را به شادي خواندم و همه مسئله ام همين است ؛ و اينجا كاملا با تو موافقم ! حسين جان آيا فكر مي كني خامنه اي و يا اصلا نه مثلا محمدي گلپايگاني و بلكه پائين تر علي لاريجاني و امثالهم مي نشينند و هر روز وب سايتها و وب لاگها و از جمله وبلاگ ترا مي خوانند؟ كه در وبلاگت آنها را مورد خطاب قرار مي دهي ؟ ببين حسين جان من تمام اين معلق بازيهاي ترا از بر هستم گفتم كه برايت از يك راه طي شده آمده ام ، يا با نوشتن اين مطالب و حركتهاي تابلو تبليغاتي همچون گذاشتن عكس آيه الله خميني در بك گراند وبلاگت مي خواهي به تهران سيگنال بفرستي كه اگر اين است نه عزيزم وزارت اطلاعات و تمام نيروهاي امنيتي متاسفانه و يا خوشبختانه ديگر آن دوران خريت گرايي را گذاشتند پشت سر و بيني و بين الله عزيزم اگر منظورت اين است بيا و بگو بهت بصورت كاملا صلواتي راه را ياد بدهم و اما اگر مي خواهي با اين شلنگ تخته انداختنها معروف بشي و از خودت تابو شكن بسازي كارهاي بهتري هست كه هم ضرر به كسي نمي رساند و خودت هستي و بدن خودت تازه كاملا حقوق بشري هم هست و با اين وجهه اي كه داري طوفان مي شود ! حسين جان ! از ديگر حفره هاي اشتباهات تو اين است كه جمهوري اسلامي بيايد از تاكيد بر شريعت دست بردارد و اين دقيقا اين است كه به يك ماهي بگوئيم بيا و قيد آب را بزن عزيزم اين نظام تمام دبدبه و كبكبه اش به اسلام است و اينها راست و يا دروغ خود را اسلام مي دانند همين فردا يك نفر بيايد در خيابان ايران و بگويد « خامنه اي پفيوز است !» نمي گويند كه اين به رهبر اهانت كرده مي گويند به اسلام و ولايت و مقدسات اهانت كرده و دمار بابا را در مي آورند و يا اينكه درباب آمريكا و ضد استكبار ستيزي مي گويي و ما را رسما غلام حلقه به گوش آنها نام نهادي ديگران را نمي گويم و الزامي در آن نيست اما اولا كه من درست اينجا با تو يك فرق دارم من هم با آمريكا مشكل دارم تو هم داري اما نيك مي داني كه مشكل تو صنفي است و مشكل من عقيدتي تو چون اقامتت در آمريكا جور نشد به يكباره شدي ضد آمريكا و استكبار و من از همان روزي كه دبستاني بودم آمريكا آمريكا ننگ به نيرنگ تو گفته ام تا همين الان .نه آمريكا برايم قبله است و نه پشيزي هم برايش تره خورد مي كنم ، همين چند ماه پيش بود كه خانم رايس در ضيافت شام حضورش در آنكارا من را هم دعوت كرده بود و در آخر سئوال كرد در صورت حمله آمريكا به ايران چه مي كني ؟ گفتم مي جنگم اما نه با شما كه بر شما و اي كاش لااقل كوره اطلاعاتي از نشست پاريس داشتي و مي فهميدي كه خط و مرز بندي هاي ما در پاريس با اجانب چه آمريكايي و انگليسي و ... تا چه حد است ؟! عزيز دل برادر ، مومن مسجد نديده ! اي كاش به جاي فيل هوا كردن سرت گرم كار خودت بود و در اين وانفسا و شايد آخرين ايام حيات ديكتاتورها اينچنين تپه هاي اطرافت را نوراني نمي كردي و لااقل يك تپه را براي روز مبادا مي گذاشتي اين كار تو درست به مثابه فردي است كه در كشتي در حال غرق بدنبال تختي براي آفتاب گرفتن مي گردد ، عزيزم من به جرات مي گويم اين نظام بدليل عدم مشروعيت ملي و بدليل بحران زايي بين المللي و درگيرهاي داخلي و جناحي صد در صد همچون بازداشت موسويان و حجه السلام روحاني كه بعضي از اخبار تائيد نشده آنرا عنوان مي كنند دولت مستعجل است و دير نيست روزي كه صبح كه از خواب برخواستي ببيني نه از تاك خبري است و نه از تاك نشان و حمله آمريكا هم عزيزم تنها تهديدي مسخره براي نوسان در بازار نفت و ارز است و بس . برايت بهترينها را آرزو مي كنم و اميدوارم خداوند و روح ملكوتي امام خميني كه مريد و مرشدت هست برايت ادب ، متانت و درايت و اخلاق در گفتار و رفتار به ارمغان بياورد .
________________________________________
لينك دوني :
اين هم مطلبي درباره امير عباس فخر آور و يا چلبي ايروني ها !

پاريس و تمام جذابيتهايش

گزارشي از سه روز نشست همبستگي در پاريس – قسمت اول پاریس شهر قشنگی است و شاید يكي از زيبا ترين شهرهای دنیا باشد ؟ پاريس سالیانه بنا بر آمارها بیش از پانزده ميليون توريست دارد ! ، همه مي روند به پاريس و از برج ايفل ديدن مي كنند و درشانزه ليزه قدم مي زنند و شراب پاريس مي نوشند و در كافه هايش تا صبح هر چه دل تنگشان مي خواهد مي گويند و مي شنوند ، همه مي روند پاريس تا عشق كنند ! اما در اين ميان مشت ديگري هم هستند كه مي روند پاريس تا سه روز خود را در سالني محبوس كنند و بعد از آن هم در لابي هتل تا خود صبح بشينند و حرف بزنند و بحث كنند و زنده باد و مرده باد بشنوند ! و از قضا از آنجا كه بقول پدر بزرگ خدا بيامرزم من از بچه گي هم عقل درست و حسابي نداشتم جزو آن دسته دومي هستم حالا هم كه پاريس مي روم نمي روم بشينم كافه هاي شانزه ليزه و يا رستوران كامبرون و از همه زيبائيهاي پاريس لذت بروم مي روم پاريس تا در همايش همبستگي از بايد ها و نبايد ها از بود ها و نبودهاي اپوزيسيون بشنوم مي روم تا حسين باقرزاده نازنين حرف بزند و من با صداي آرام و شايد هم ميكروفون بي رمق سالن چرت مرغوب بزنم ! مي روم تا بارديگر حسن ماسالي عزيز بازگو نمايد كه بيش از چهل سال است از اپوزيسيون ايران است ! و واقعا هر كدام را كه نگاه مي كني مي بيني بخشي از سرمايه هاي ايران عزيز هستند بخدا وقتی دیدم ماشاءالله آجوداني نازنين با آن حال بيمارش و قلب دردمندش خودش را در روز دوم به همایش رساند دلم براي او و تمام مبارزين راه آزادي به درد آمد ، وقتي كه ديدم جمشيد طاهري پور نازنين نمي تواند بيش از پنج دقیقه روي پا به ایستد به راستي دلم لرزيد براي فرد فرد این عزیزان و حس شرافت و وطن دوستي شان اما همانطور كه به شهريار عزيز هم گفتم يه جاي كار مطمئنا مي لنگد وقتي فردي چهل سال اپوزيسيون هست و آنوقت در گوشه اي ديگر از دنيا طرف با سن چهل سال مي شود رئيس جمهور خوب معلوم هست كه يه جاي كار مي لنگد ! من نمي گويم تاريخ مصرف اين افراد و اين اپوزيسيون تمام شده اما حرف من و حرف همه آن فقط 9 نفر جوان كه در ميان بيش از دويست ميانسال و كهنسال اعضاي نشست اين بود كه بابا ما هم هستيم ما را ببينيد شما چهل سال به قول خودتان هر چه داشتيد و تاختيد حالا دمي هم به ما فرصت زمين خوردن و برخاستن بدهيد . مسئله ما نه اقوام و يا پاره ملتهاست و نه اسناد استراتژيك و قطعنامه و بيانيه و ... اينهاست مسئله و مشكل ما فقط و فقط جمهوري اسلامي و حكامش هست ، مسئله جوانان حتي نوع سيستم حكومتي «آينده» نيست مسئله ما اين است كه « امروز» آزاد نيست و درست در همان روزهايي كه شما در گوشه اي از پاريس داشتيد بر سرو كله خود مي زديد براي راي گيري اعضاي شوراي هماهنگي و اسناد و بيانيه هايتان در كف خيابانهاي تهران پليسهاي نقاب پوش بر سر و رويش چوب و چماق مي كشيدند و دختركان را با شعار يا روسري يا توسري سوار ميني بوسهاي مفاسد مي كردند ! آري اين مشكل ماست و جوان ايراني براي حل اين مشكل نه نئوكان مي شناسد نه سلطنت طلب و نه مشروطه خواه و نه جمهوري خواه و نه اكثريتي براي اين درد فقط يك جواب وجود دارد ؛ مبارز و مبارزه ...........
لينكدوني
حسين درخشان نماينده حسين شريعتمداري در خارج از كشور عصبي است ! شك ندارم اگر حسين را به پاريس راه مي دادند الان سعي داشت به جهانيان ابلاغ كند اين مهم ترين اتفاق روي زمين است ! ايرانيان كنگره ملي آلترناتيو را بنيان خواهند كرد ! درباره اين كلوديا روزت و اصلا چرايي حضورش بعدا خواهم نوشت فخر آور چلبي ايران ! كاري به بقيه مطالب آن ندارم ولي با اين قسمت موافقم ! البته به نظر من چلبي بودن هم از سر فخر آور زياده ! تدوين فرهنگ گروههاي فشار دوستان محقق در داخل و خارج از كشور تماس بگيرند

فوت فاضل لنکرانی و همایشی که تا نباشی ندانی !

در خبرها خواندید که آیه الله فاضل لنکرانی در محلی ! درگذشتند و به دیار باقی شتافتند ، احتمالا ضایعات این فقدان ، جبران ناپذیر خواهد بود و شاید تا سالیان سال نشود کسی دیگر مثل فاضل لنکرانی پیدا کرد و البته احتمالش هم هست دیگر کسی مثل او پیدا نشود ، عالم فقیه و وارسته ای که در سالهای اخیر یک تنه مثل ریگ بیانیه صادر می کرد وبا ذره بینی خاص همواره مشغول دیده بانی اسلام بود و از کف زدن دانشجویان مثلا در سالگرد دوم خرداد در سال 1378 در ماه محرم را طی بیانیه ای به جهان اسلام تسلیت می گفت و یا رای دادن به ناطق نوری را برای ریاست جمهوری زنده نگه داشتن اسلام دانسته ، همین عالم نورانی و پیرو شیعه علی در حالیکه امت مسلمان و بی نوای ایران در فقر و فلاکت غوطه ورند وبسیارند کسانی که برای سیر نگه داشتن شکم زن و بچه شان کلیه خودشان را می فروشند در بیمارستانی در لندن درگذشتند ، حتما شیر توشیر خبری و اطلاع رسانی در محل فوت ایشان را از سوی خبر گزاری ها خوانده اید اگر ندیده اید اینجا را ببینید اما می دانید چرا ؟ چرا نمی خواستند اعلام کنند که حضرت آیه الله فاضل لنکرانی در لندن ودر بیمارستان کرون ول فوت نموده اند ؟ برای اینکه اینجا را ببینید ! بله همه مسئله اینجاست ، این فقیه وارسته در بیمارستانی بستری شده اند که بطور متوسط هر شب هزار پوند معادل یک میلیون و ششصد هزار تومن هزینه اش بوده است البته این فقط هزینه بستری و بقول معروف پول تخت است ها و باید خرج درمان وعمل هم اضافه بشود ! دیگه خودتان تا تهش رو بخونید دیگه . دوستان از این فوت که بگذریم هنوز در پاریس هستم امروز دومین روز همایش همبستگی برگزار شد و فردا روز پایانی هست ، هنوز برای اعلام نظر و نتایج این همایش زود است و باید ببینیم که آخرش چه می شود البته از برکات این نشست و همایشهاهمیشه این هست که دوستان و رفقای دیده و نادیده را می بینی و این تا الان برایم بهترین رهاورد این نشست بوده است . هوای پاریس لطیف وبارانی هست و جایتان خالی الان در لابی هتل نشسته ام وداشتم به این فکر می کردم که چقدر دیگه باید از این نشست ها وهمایشها داشته باشیم و نسخه بپیچیم و راه کاروسندهای استراتژیک و بیانیه و قطعنامه صادر کنیم تا ایران از شر جمهوری اسلامی خلاص شود ؟ الان ما در حالی داریم اینجا بر سر نوع نظام سیاسی آینده ایران با همدیگر بحث می کنیم که دانشجویان دانشگاه امیر کبیر زیر گیوتین دادگاه انقلاب هستند و زنان و دختران ایرانی به بهانه بیرون بودن تار مویشان سرکوب می شوند و جوانان هم به نام اراذل واوباش مورد مهرورزی آفتابه ای و چک و لگد قرار می گیرند ! . امیدوارم دیگر شاهدبرگزاری هیچ « نشستی » برای آزادی ایران نباشم و همه هر چه باشد « برخواست » باشد و بس !

سفر به پاريس

سلام آمده ام فرانسه و اين مطلب را فعلا از يه كافي نت در پاريس برايتان مي نويسم . از فردا در پاريس همايش همبستگي ايرانيان به مدت سه روز برگزار خواهد شد ، اميد زيادي به اين همايش و اصولا اينگونه همايشها هميشه بوده و هست اما تا چه حد اين اجتماعات مي توانند حرف دل مخالفان ملت داخل كشور رابزنند و اصلا با آنها همراه و همراي باشند به عمل معمولا بايد برآيد كه به سخنراني نيست من نه خودم را سخنران مي دانم و نه نام و نان يكي از اين احزاب و سازمانهاي اپوزيسيون را دنبال خودم يدك مي كشم فقط و فقط مي روم تا پيام خواهران و برادرانم را از ايران به كساني برسانم كه بيست و هشت سال هست دارند با اين رژيم پوشالين مبارزه مي كنند و نمي دانم چرا پس نمي توانند پيروز بشوند ؟ به هر حال مي خواهم بگويم دوران نسخه پيچي و آبجو خوري و سخنراني از بيرون تمام شده و بايد كه تمام اميدها و حمايتها به همين جنبش نيمه جان دانشجويي و زنان و كارگران و فرهنگيان بسته شود اگر كه مي خواهيم واقعا مبارزه كنيم نه خاله بازي !. دوستان درضمن من در سالن ان- 26 دانشگاه سوربن روز دوشنبه هجدهم ژوئن از ساعت 17 تا 19 با موضوع جنبشهاي بنيادگراي خاورميانه به دعوت دانشجويان عضو حزب «يو ‌ام‌ پي» سخنراني خواهم داشت ، اين طرفها بوديد بيائيد ! (اينم تبليغ براي خودم ) نمي دانم مي دانيد وقتي كيبورد و فونت فارسي نداشته باشيد چقدر سخته با اين صفحه كليد تصويري تايپ پس فعلا خدا نگهدار !

آيه الله بروجردي در آستانه اعدام !

روز يك‌شنبه 20 خرداد 1386پس از گذشت نه ماه از بازداشت آيه الله سيد حسين كاظميني بروجردي و بيش از پانصد تن از يارانش اولين دادگاه ايشان در دادگاه ويژه‌ي روحانيت تهران ، بطور غيرعلني برگزار گرديد . پرونده آيه الله بروجردي و 17 نفر ديگر از متهمين پرونده هم اكنون در شعبه دوم دادگاه ويژه روحانيت تهران بدون آنكه به در خواست مكرر ايشان مبني بر داشتن وكيل و برگزاري دادگاه بصورت علني بنا برنص صريح قانون اساسي كشور و قوانين تصريح شده در آئين نامه دادگاه وي‍ژه روحانيون توجهي گردد در جوي كاملا غير قضايي و قانوني در حال بررسي است و بنا به اعلام دفتر دادگاه آخرين جلسه دادرسي در روز چهارشنبه 24 خرداد ماه سالجاري برگزار مي گردد . قاضي دادگاه اتهامات آيه الله بروجردي و هفده نفر از چهارصد و بيست و شش متهم اين پرونده را كه بنا به اعلام وزارت اطلاعات كار تحقيق و بازجوئي شان به پايان رسيده است را اينچنين اعلام نموده است : محاربه و اقدام عليه امنيت ملي، برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام، نامشروع خواندن "ولايت فقيه"، نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد، متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاري در دين و دروغگوئي، ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي از اوضاع داخلي كشور براي آنها، متهم كردن مسئولين بلندپايه در كوتاهي نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي، جعل دين جديدي به نام "دين سنتي"، سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و .... در پايان اولين جلسه دادرسي ، حجه السلام قدياني دادستان دادگاه ويژه روحانيت ضمن قرائت خلاصه اي از كيفر خواست 350 صفحه اي از قاضي پرونده تقاضاي دوبار اعدام براي آيه الله بروجردي به اتهام محاربه و جعل و تشكيك در دين و براي هفده نفر ديگر متهمين پرونده يكبار اعدام به اتهام محاربه و اقدام مسلحانه بر عليه حكومت اسلامي نموده . بنا به گفته يكي از نزديكان آيه الله بروجردي كه در پشت درهاي دادگاه حضور داشته است قاضي دادگاه پس از تفهيم اتهام و شنود كيفرخواست توسط دادستان ضمن اعلام به آيه الله بروجردي كه با تحقيقات بسيار جايي براي دفاع وي از اتهاماتش وجود ندارد صرفا كمتر از دو دقيقه به ايشان وقت دفاع داده كه آيه الله بروجردي نيز در همان وقت كوتاه اظهار مي دارند : « من در سالهاي 1374 و 1379 نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم، جرم حقيقي من، مسائل سياسي و امنيتي نيست، اختلاف من با حكومت، اعتقادي است، اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي و شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و "ولايت فقيه" را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد » . گفتني است آيه الله بروجردي و بيش از 500 تن از يارانش در 15/7/ 1385 پس از گذشت چهل و سه روز درگيري خونين با عوامل امنيتي و لباس شخصي ها در منزلشان در تهران بازداشت شدند . هم اكنون 120 نفر از هواداران ايشان همچنان در زندانهاي امنيتي تهران در بازداشت بسر مي برند و مابقي نيز در مجموع با دو ميليارد و سيصد و چهل ميليون تومان وثيقه موقتا آزاد مي باشند ، در ميان بازداشت شدگان 79 نفر زن وجود داشته است كه بنا به اظهار چهار نفر از آنان در زندان اوين مورد اهانتهاي شديد جنسي و تجاوز واقع شده اند . آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي از جمله روحانيون و مراجع بنامي مي باشد كه مخالف دين سياسي و قرائت ولايت فقيه در شيعه مي باشد ، آقاي بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،‌ دفتر نمايندگي آيه الله بروجردي در اروپا ضمن استمداد از تمامي نهادهاي بين المللي و حقوق بشري و شخصيتهاي سياسي و فعالان حقوق بشر اقدامي عاجل در جهت توقف اين دادگاه غير علني و فاقد وجاهت حقوقي و قضائي كه حتي مخالف نصوص صريح 165 و 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي مي باشد را داشته. خاطر نشان مي سازيم تنها خواسته آيه الله بروجردي داشتن وكيل مدافع و برگزاري دادگاه بصورت علني مي باشد .

گفته هاي علي لاريجاني، مترجمين سازمان ملل و خوانندگان نشريات اروپايي را دچار سرگيجه مفرط تاريخي كرد

علی لاریجانی: " با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند ". ترجمه نیوزویک: علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند. ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس: علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند. ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته: علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.

تا اعماق

همایش سوم جمهوری خواهان ایران یا اجا (که نمی دانم چرا این اجا همش مرا بیاد ناجا یا نهاجا و هزاران اجای دیگر در جمهوری اسلامی می اندازد!) در برلین از بیست و پنجم تا بیست و هفتم ماه می برگزار شد . همایشی که با توجه به تمام گردو خاکهای قبلش و نامه های سرگشاده تعدادی از اعضایش بسیاری امید آنرا داشتند که ختم به خیر نخواهد شد و و اگر اتحاد چند پاره نگردد حتما تعدادی از آن انشعاب خواهند زد اما در این سه روز با آنکه اختلافات بسیار بود و گاه تا آنجا پیش رفت که «سندهای استراتژیکی »را که مقرر بود در این همایش از نظر بگذرانند بخاطر مخالفتهای موجود از دستور کار خارج نمودند اما نه انشعابی پیش آمد و نه استعفایی!
اما با تمام گردو خاکها و اختلافات و با تمام بگو وبخندها با تمام دلگرمی ها و ... آیا همایش سوم موفق بود؟
اتحاد یا حزب؟!
بسیاری در همایش و قبل از همایش نیز اعتقاد بر این دارند که اجا باید به سوی حزبی فراگیر و مستقل حرکت کند و لفظ و معنای اتحاد و یا جبهه و نبود یک فرمول ثابت و شناخته شده برای این جمع بزرگترین مانع برای توسعه و سازمان جمهوری خواهان است ، این دوستان البته که در انتهای نظرشان رشد و پویش و بالندگی جمهوری خواهان را در نظر دارند اما به این واقعیت فکر ننمودند که غالب اعضای جمهوری خواه هر کدام وابستگی اصیلی دارند به یک سازمان سیاسی دیگر و امروز کم نیستند از فعالان و پیشروان اتحاد جمهوری خواه که در آن واحد به عنوان مثال در سازمان فدائیان خلق (اکثریت) و یا جبهه ملی و ... نه تنها عضویت داشته بلکه از اعضای شاخص و مرکزیت آنها هستند و اگر بنا باشد این اتحاد نیز به سوی تحزب گرایش نماید آیا این دوستان عقلانیت را در آن نمی بیند که با حفظ اندیشه جمهوری خواهی به احزاب و سازمانهای اصیل خویش برگردند؟ و اصلا ورای اینکه ایجاد یک حزب سیاسی با اندیشه اولیه شکل گیری بیانیه برای جمهوری خواهی منافات دارد چه اصراری است که با این کار شکافی در طیف فراگیر و بی حد و مرز ایرانیان جمهوری خواه بوجود آورده و فقط اعضای آن حزب را جمهوری خواه بنامیم؟ در هر حال این اندیشه به سوی حزب همچنان به صورت زمزمه ماند و هیچ گاه در هیچ سند و مکتوبی در همایش سوم مطرح نشد و مجال بروز نیافت.
نبود فراکسیون
گرچه عملا در تمام رای گیری ها و تصمیمات در همایش سوم نظرات حول چپ و راست سالن در تقابل بود و ناخواسته دو و بلکه چند فراکسیون بوجود آمده بود اما هنوز نبود فراکسیونهای قوی و هدفمند و متناسب با قرائتهای متفاوت از جمهوری خواهی و نظرات بنیادین قومی و اقتصادی در دل اجا به چشم می خورد چرا که با وجود فراکسیونهای مستعد نه تنها کارهای تئوریک و اندیشه های موجود سازمان و هدفمند می شود بلکه تصمیم گیری ها و تولید اندیشه و اسناد مختلف با نگاه و درایت بهتری به عرصه ظهور خواهد رسید .
میزگرد بین المللی!
در عصر اولین روز همایش خانم کلودیا روت یکی از رهبران حزب سبزهای آلمان و نماینده پارلمان آلمان طی سخنان تند و تیزی دولت ایران را از انرژی هسته ای برحذر داشت و خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی شد کلودیا اما پا را فراتر گذاشت و حتی آمریکا را هم بخاطر اشغالگری عراق محکوم نمود و این سئوال را برای همه مطرح ساخت که وقتی راههای گفتگو و تعامل وجود دارد چرا جنگ؟ در بعد از آن بود که میزگردی با حضور یازده تن از چهره های مطبوعاتی و سیاسی دنیا برگزار شد میزگردی که شاید در نوع خود بی نظیر بود و یا برای من بی نظیر بود چرا که من تا بحال هیچ میزگردی را ندیده بودم که در آن با احتساب مجری یازده نفر شرکت بکنند و دقیق چهار ساعت هم بطول انجامد! میزگردی که در آن از نماینده حزب دموکرات آمریکا وجود داشت تا روزنامه نگاری اسرائیلی و فعال سیاسی ای از مصر و پناهنده ای از عراق و دست آخر مهران براتی! اما جالب ترین فرد حاضر در این میزگرد ایگال آویدان خبرنگار اسرائیلی تبار روزنامه اورشلیم پست بود وی اعلام کرد که اسرائیل همواره در طی این بیست و هشت سال انقلاب اسلامی با ایران رابطه داشته است و حتی روزنامه ما در تهران نمایندگی و خبرنگار دارد که بخاطر مسائل امنیتی نمی توانم نامش را فاش کنم! ایشان ایران را محکوم کرد که می خواهد طی سندی که در دست داشت (کتابی که خود اسرائلی ها چاپ کرده اند) به زودی به بمب اتم دست یابد و وقتی با واکنش ماجدی گوهری فعال جنبش چپ مصری مواجه شد که اسرائیل خودش بمب اتم دارد اظهار داشت که اسرائیل هیچ گاه رسما اعلام نکرده است که بمب اتم دارد! به قول دوستی احتمالا وی در روزنامه کیهان اسرائیل می نوشته! اما میزگرد هر چه که بود در حالی پایان یافت که دست کم پانزده نفری در جلسه حاضر بودند!
جالب ترین صحنه همایش!
جالب ترین صحنه همایش هنگامی بود که مهران براتی به عنوان پیشنهاد دهنده قرار بود که سخنرانی کند اما هنوز پیشنهادش را اعلام
نکرده بود مهدی فتاح پور یکی از اعضای هیات رئیسه اعلام کرد در ابتدا مخالف پیشنهاد مهران براتی صحبت کند؟!
میزگردی با حضور اصحاب مطبوعات
در دومین میزگرد همایش که در آخرین روز برگزار گردید تنی چند از نمایندگان رسانه های فارسی زبان حضور داشتند و موضوع حضور رسانه ای اتحاد جمهوری خواهان در جامعه بررسی نمودند، فرخ نگهدار به جمهوری خواهان پیشنهاد تاسیس یک تلویزیون را داد و مهدی جامی مدیر رادیو زمانه داشتن رسانه همچون رادیو و تلویزیون را امری بسیار سهل و آسان دانست آنسانکه اعلام کرد رادیو زمانه را با یک میکروفن یقه ای و یک لب تاپ راه اندازی نمودیم و مهم داشتن علاقه و تخصص است، در همین میزگرد بود که جمشید برزگر از رادیو فردا اعلام کرد در حد توانمان اخبار اتحاد را پوشش می دهیم و مرتضی رئیسی از رادیو بی بی سی هم که سخت مشتاق بود بداند که جمع بندی جمهوری خواهان از این همایش و میزگرد چیست دست خالی و بدون پاسخ ماند؟
شیرین ترین لحظه همایش!
در آخرین ساعات برگزاری همایش سوم هنگامی که همه مشغول لابی برای انتخابات بودند به یکباره حسن شریعتمداری همه را به سالن فراخواند و اعلام کرد که دوست خوبمان امیر بابک خسروی وارد هشتمین دهه عمر خویش می شود و با دسته گلی از سوی تمامی جمهوری خواهان از یک عمر فعالیت و مبارزه سیاسی این گنجینه ارزشمند ایران قدردانی نمود و زیبا ترین صحنه همایش را خلق نمود. اتحاد جمهوری خواهان در حالی چهارمین سال تاسیس خویش را پشت سر گذاشت که همچنان معتقد است مناسب‌ترین شکل تحقق مردم‌سالاری در ایران نظام جـمهوری پارلمانی بر اساس تفکیک قوای سه‌گانه و تضمین حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق‌بشر و میثاق‌های ضمیمه آن است، اجا گرچه که بنا به اعتراف بسیاری از دوستان در طی همین چهار سال ریزش نیروی بسیاری را داشته است اما همچون دانه درختی است که در اعماق زمین است و برای رویش و شکوفایی باید تلاش و تعامل و صعه صدر را سرمشق خویش نماید تا که از دل سنگین دیکتاتوری ایران گذر نماید و درخت تنومند دموکراسی را برای ایران فردا در سایه تمام مبارزان راه آزادی به ارمغان آورد.
اين گزارش خودماني را مي توانيد در اخبار روز نيز بخوانيد

وقتي بسيجيان كار فرهنگي مي كنند !

از روز سه شنبه اول خرداد كه همچنان نيروي انتظامي با باتوم و چوب و چماق و نزديكي پيشاني زنان با جدول هاي خيابان زنان ايران را به بهشت رهنمون مي سازد بسيجيان نيز وارد گود شده اند و كار فرهنگي را براي مبارزه با بد حجابي آغاز كرده اند ، در زير نمونه يكي از «كارهاي فرهنگي» كه بسيجيان در اصفهان انجام داده اند را برايتان مي آورم ، تا همه قدر كارهاي غير فرهنگي و همان كشتمان نيروي انتظامي را بيشتر بدانند ! ماجرا هم از اين قرار است كه به گفته كسي كه اين طومار را بدست من رساند ، در يكي از اماكن توريستي اصفهان چند نفري خيلي محترمانه به دوست راوي كه گويا همسرش اندكي بد حجاب بوده ، نزديك شده و بعد از سلام و احوالپرسي طوماري را با يك شاخه گل و كارتي كه آويزان طومار بوده است كه ؛ محرمانه ، فقط گل ها بخوانند ! را به وي مي دهند . آقا كه حدس زده بود اين نامه براي تذكر به وضع حجاب همسرش است ، قبل از باز كردن نامه ، به خاطر اينكه تذكر دهندگان به جاي برخورد و كتك كاري «كارفرهنگي» را انتخاب كرده اند از آنها قدر داني مفصلي مي كند و بعد از رفتن آنها طومار را نگاهي مي اندازد ، تصوير و متن طومار را عينا مي بينيد : بسم رب الزهرا اي عزيز كه خداوند تو را به سرپرستي خانواده ات برگزيد ، غيرت و مردانگي را پيشه خود ساز تا به گروه مردان راه يابي و نيك بدان كه پوشيدگي زنان ، تبلور غيرت مردان آنهاست . پس با مردانگي ، پاسدار حجاب ناموس خويش باش ، آن گونه كه غيرت تو را احساس كنند . اما صادق(ع) فرمود : خداوند غيور است و مردان غيرتمند را دوست دارد . اي عزيز ، بدان نمايش جاذبه هاي جنسي زن ، تاثير در جسم و جان و هورمون مردان بيگانه را به همراه دارد . پس مبادا با بي حجابي ناموسمان ، در تولد اولاد ديگران سهيم باشيم كه شيطان نيز سهامدار آنها خواهد شد و پوشيدگي زن ، پادزهر اين نوع مشاركت است . اي عزيز، ويژگي هلي جنسي زن از اسرار و حجاب ، حافظ اسرار زيبايي هاي زن است ، پس نبايد اسرار را بر نامحرمان افشا كنيم كه بر خود خيانت روا داشته ايم و خداوند ، خيانت پيشگان را دوست ندارد . اداره كل اوقاف و امور خيريه استان اصفهان امربه معروف حوزه مقاومت بسيج 3 امام حسين (ع) و يك فاطمه الزهرا (س) راوي مي گفت ، قيافه دوستش بعد از خواندن « كارفرهنگي» و آگاهي از شريك بودن در اولاد ديگران خيلي ديدني بوده ! نتيجه گيري فرهنگي : اي عزيز ، كار فرهنگي به آقايان نيامده همان با مشت و باتوم و لگد بزنند بهتر است . نتيجه گيري استراتژيك : ربط بسيج با ادره اوقاف تو چيه كه همچين محصول عميق مشتركي «ارائه» نموده اند ؟ نتيجه گيري اخلاقي : اي عزيز ! اين به مردانگي و دعوت به راهيابي زنان به گروه مردانشان منو كشته !
(اين مطلب توسط اي ميل به دست من رسيده است )

امنيت آفتابه اي هديه احمدي نژاد به ملت

خدا قوت رئيس جمهوري كه با شعار مهرورزي بر سركار آمدي و وعده دادي كه مشكل ايران در موي مردم نيست و بايد به كارهاي اساسي پرداخت ! ، خدا قوت رئيس جمهور محبوب ما كه در مجلس هنگام معرفي وزير كشور بشارت شهر محمدي دادي و در معرفي وزير اطلاعات نويد امن ترين كشور دنيا ! ، خدا قوت معجزه هزاره سوم كه نفت را بر سفره ها آوردي و آفتابه را سمبل امنيت نمودي و چهره شرور را در نزد ما دوست داشتني كردي و وقيح ترين چهره شهر را نقاب پوشان پليس نمودي . خسته نباشي رئيس جمهور مهرورز ما كه به ما فهماندي براي مهرورزي بايد صورت ها را خونين كرد و پيراهن ها را در چنگ گرفت ! احمدي نژاد تو وبا جناقت سردار احمدي مقدم صادق ترين چهره بيست و هشت ساله جمهوري اسلامي هستيد كه نيتتان را نه در محفلهاي قتلهاي زنجيره اي و نه در سياه چالهاي زندان توحيد و اوين كه در كف خيابانها و در جلوي هزاران چشم شهروند به نمايش گذاشتيد ، صداقتتان را مي ستايم ، خدا قوت ! دوستان بايد به اين زنجيره وبلاگي پيوست بايد كه ساكت ننشست ، وبلاگ بعدي كيست ؟ بوی نفی انسانیت - مسعود رفیعی طالقانی شخصیت انسان‌ها - امیر علیزاده پای لب گور انسانیت - امیرهمایون پاکبین بيزاري از ناتواني براي تغيير اوضاع - بي‌بي مهتاب ببخشيد كه بازي خونين شد - مسيح علي‌نژاد طالبان در تهران - امير چه مي‌خواستيم و به چه رسيديم - ياسر انسان، گرگ انسان - مريم شباني اسلام طالباني - حنيف مزروعي فاجعه هفت تير - سرزمين من امنيت خونين - مرجان نمازي جمهوري وحشت - فرهمند كجايند شيعيان علي؟ - مجاهدت خشونت خشونت است و پليدي پليدي - اميرمسعود وحشي،وحشي‌تر،‌وحشي‌ترين -درون و برون نقاب انسانيت بر چه پيكري؟ - سميك ميدان را نبايد خالي كرد - من مثل هيچكس پيام‌آوران امنيت طالباني - سيامك قاسمي ديروز امروز و شايد فردا - پابرهنه در بهشت حركت وبلاگ‌نويسان ايراني عليه خشونت پليس - كمانگير روايت ماجرا - آرتين كجا زندگي مي‌كنيم؟ - فهيمه خضرحيدري هفت تير بوي خون مي‌داد - سعيد پورحيدر آقاي دادستان محترم - بازهم از سر نو از توحش بيزاريم - جمهور يك تار مو فاصله - مژگان جمشيدي از ايران خسته شدم - ميترا خلعتبري ناامني اجتماعي - سهام‌الدين فراهاني درگيري شديد پليس و زنان - پرستود دستاوردهاي مهرورزي - داود روشني از ماست كه بر ماست - روشنك خون بازی - میرا یک بازی از جنس درد - دغدغه‌های گمشده وقتی وقاحت به اوج خودش می‌رسد - علی عبدی صهیونیست‌ها در خیابان‌های تهران - فریبا پژوه دوشنبه - الناز مظاهری دریغ است ایران - کوروش ضیابری غلط می کنی نری بهشت - حرفهایی از روی سادگی تا خون نبینیم لب به اعتراض نمی‌گشاییم - آزادی برای مردم خاک بر سر من - ذهنیات یک ادوارد بلوم 28 سال تلاش برای سرکوب جامعه - روی مدار زندگی نامه‌ای به احمدی مقدم - نرد انسانیت قربانی امنیت - اوهام جناب سروان فقط انسان باش - سرزمین رویایی سرکوب عریان و بی‌وقفه - خرس مهربان درگیری خونین - قیمت آزادی Woman brutally beaten - امین ترابی بدون شرح - پرگاس از اندوه بمیرد - حمزه غالبی اینک توحش - یحیی مسعودی‌نژاد ظالم یا مظلوم؟ کدام مقصرند؟ - روزبه میرابراهیمی مردم از مرد بد نامردم - احسان مهرابی مهرورزی مدل جدید - نیک‌آهنگ کوثر ذبح انسانیت و اخلاق - فرید مدرسی شما موفق شده‌اید، من ترسیدم - رضا سیدی ساده نیست - بازهم از زن‌نوشت آقایان آقایان - ترنج دوباره قرون وسطی - مصطفی رسته‌مقدم آیا واقعا حق ما این نیست؟ - کمترین کدام عدالت؟ کدام آزادی - میرزا پیکوفسکی این دل آبگینه و این همه خون - ملکوت کوروش بخواب که بیدار بشی خونت را می‌ریزند - شهر من توحش - پخمه عاقبت ساتوري كه بالا رفت - رحيم حسيني امنيت ضد امنيت - مسافر كوير تهران بوي تعفن مي‌دهد - مريم پارسي پس از عدالت‌محوري - سعيده آقاخاني از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست - قم امروز مي‌توانيم در برابر ظلم بايستيم اگر بخواهيم - دخترك آوازه‌خوان بوي خون، بوي جنون - همان هميشگي