پيام فضلي نژاد را ديگر اغلب بچه هاي بلاگر مي شناسند ، مخصوصا با آن گندي كه در ماجراي بازداشت شهرام رفيع زاده و روزبه ميرابراهيمي و حنيف مزروعي زد ! این بچه تيز كه متاسفانه همكلاسي منهم در دانشكده حقوق بود و من البته آن موقع ها زياد نمي شناختمش در ماههاي آخري كه من در ايران بودم بدجوري با من تريپ رفاقت زده بود حالا از جون من چي مي خواست خدا عالم است ؟! دوستي ما با يك مصاحبه براي گويا شروع شد و اينقدر خودش رو رفيق من ميدونست كه يه شب زنگ زد كه بيا پارك شطرنج همديگرو ببينيم و بعد تعارف واصرار كه بيا سيگاري بزنيم حال كنيم كه گفتم نه عزيزم اگه من مي خواستم اينكاره باشم با همون حسين شريعتمداري مي موندم پاي بساط منقل ! جالب اينكه آخرين شبي كه ماموران دادستاني انقلاب ريختند خانه ما و مي خواستند منرا بگيرند هم پيام خودش را رسانده بود خانه ما كه داستانش داستان مفصلي است ودر فرصتي ديگر خواهم گفت حالا اين آقا كه مدتی هم رفته بود وردست سعيد مرتضوی و براش پادويي میکرد و چون خيلي دوست داشت زود گنده بشه همه جا مي رفت و خودش را مشاور امنيتي دادستان تهران معرفي ميكرد ، مرتضوي هم كه كارش بعد بازداشت بچه هاي وبلاگ نويس و جاسوسي هاي پيام با اون تمام شده بود به وزارت اطلاعات گفت كه يه آب خنكي بهش بدهند و مدتی توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد تا بعد بره رد كارش !. همون موقع ها بود كه آقا پيام فهميد حكايتش شده حكايت همان دستمال كاغذي مصرف شده و در همان روزها مرتب مظلومنمایی میکرد و براي اين و آن و از جمله خود من نامه ميداد كه جانم در خطره و توروخدا بیایید من میخواهم اعتراف کنم وماهيت اطلاعات موازي را برملا كنم و برای همین میخواهند مرا بکشند. بازم كسي كاري به كارش نداشت تا كه خبر رسيد كه پيام خودكشي كرده و مدتي باز دوباره خودش با يك آي دي احمقانه اي به عنوان دوست دختر پيام با من چت مي كرد كه تو روخدا يه كاري كن ما فرار كنيم بيائيم خارج ! باز كسي كاري به كارش نداشت تا كه دوباره رفته بود خونه يكي از فاميلهاشون در قيطريه قايم شده بود و همه جا اعلام كرد كه عوامل اطلاعات موازي ترورش كرده اند ولی جان سالم به در برده و الان در يك بيمارستان در تهران بستري است . ولي دست آقا پيام رو شده بود و بد بختانه نه حكومت و اطلاعات و ... و نه سايتها و وبلاگها براش تره هم خرد نكردند ، اينجا بود كه خودش به خودش يه دو سه ماهي مرخصي استعلاجي داد تا كه اخيرا آس حماقت خودش را روكرده و رفته یک وبسایت خندهدار با یک اسم دهانپرکن كه هركس ندانه فكر ميكنه واي چه خبره راه انداخته !، از همه خنده دارتر سي وي و زندگينامه اي است كه براي خودش جور كرده ، مشاورت چند مرده كه نيستند تا تكذيب كنند و عضو فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران ! كه همان كارتهاي با جلد قرمزي بود كه انجمن صنفي براي همه اعضاي انجمن در قبال سه هزار تومن صادر مي كرد و تنها دردي كه ميخورد اين بود كه تو بانك مي شد بجاي گواهينامه ازش استفاده كرد و چك وصول كرد ! و اينكه مدعو و يا همان پذيرش يه دانشگاه مكاتبه اي را در مقطع دكترا دارد ! (گرفتن پذيرش از دانشگاه ها كار خيلي سخت و علمي است ! ). خلاصه اين آقا پيام هنوز از شيطنت دست بر نداشته و چند وقت پيش هم برداشت در همان سايت خودش نوشته كه : « رامين جهانبگلو كه به اتهام فعاليت عليه نظام جمهوری اسلامی ايران در بازداشت به سرمی برد، به تازگی اعتراف كرده كه وظيفه راه اندازی يك شبكه وسيع تحت "وب" را برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده از جريان ها، گروه ها و عناصر فعال سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برعهده داشته است. وی فاش ساخته كه درصدد اجرای طرح شبكه جاسوسی سايبر به نام C.E.S در ايران بوده و گروهی از روزنامه نگاران سايبرنتيک، فعالان اينترنتی-ايرانی در ياهو، گوگل و مديران چندين سايت فيلتر شده را برای اين كار ساماندهی كرده بود.اگر چه هم اكنون كميته های ويژه جرايم اينترنتی و رايانه ای تشكيل شده اند اما اعتراف جهانبگلو، ضرورت اتخاذ تدابیر ويژه برای جلوگيری از اجرای این گونه طرح ها و برنامه های جاسوسی را دوچندان می كند.» بعد از آن هم كيهان كه از هر دري دنبال اين است كه رامين جهانبگلو را بكشد به سمتي كه خودش دوست دارد اينرا چاپ كرد و حالا ماجرا شده است همان داستان قديمي كه يك ديوانه يه سنگ مي اندازد تو چاه و ... خبرهاي ديگر هم حاكي از آن است كه قراره همين روزها رامين جهانبگلو را بياورند پشت تلويزيون تا شروع كند اعترافات خودش را براي امت شهيد پرور بيان كند ! . من واقعا مانده ام كه آي كيو اين مديران اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي چرا اينقدر روز به روز در حال زوال هست ؟ يعني هنوز هم باور دارند كه مردمي كه شوهاي تلويزيوني آن دو دختر مجاهد را كه با آب و تاب داستان بمب گذاشتن در حرم امام رضا را تعريف ميكردند و بعدا خود سعيد امامي اعتراف كرد كه كار اون بوده !! و يا سيامك پورزند ،عزت الله سحابي ، علي افشاري ،پيمان عارف ، شهرام رفيع زاده و ....را ديده اند و بعد فرداي آزادي از زندان همه آنها سريعا گفته اند با چه مهرورزي اي مجبور به گفتن آن حرفها شده بودند ، اين بار هم اين حرفها را باور مي كنند ؟و اصلا كاري به خزعبلات فضلي نژاد و كيهان ندارم بابا مگر یاهو و یا گوگل سازمانهای مخفی اطلاعاتی اند ؟ و خدمات محرمانه اي هم ارائه مي كنند كه بشود براي جاسوسي از آنها استفاده كرد ؟ چرا بجاي اينكه راسته حسيني و صريح بيايند بگويند اطلاعاتي را كه از كيف سامسونيت سلامتي و يا لب تاپ رمضانزاده و از دستبرد به دفاتر و منازل این گروهها و اشخاص دزديده اند و اكنون در وزارت اطلاعات است به اين نتايج رسيده ايم ، مي آيند فردي را مثل رامين جهانبگلو هدف قرار مي دهند كه همه ميدانند نه سياسي است و نه فعال اينترنتي و اصلا اين فعال اينترنتي يعني چه ؟ نكند منظورشان آن جماعت بيكاري است كه صبح تا شب در چت رومهاي ياهو مشغول مخ زدن هستند و قرار است چند تايي از آنها را هم دستگير كنند و بگویند اینها هم در راستاي تضعیف اعتقادات مذهبی با رامين جهانبگلو رابطه و همکاری سازماني مخفي داشته اند؟ به نظر من اولا كه با تمام اين حرفها هنوز هم نميتوانم باور كنم اين وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي و يا عوامل دادستاني ديگر تا به اين اندازه احمق باشند و جهانبگلو را بياورند پشت تلويزيون و همه اين شايعه ها براي تست زدن جامعه و ترساندن ديگران است . و در ثاني اگر هم رامين جهانبگلو را هم بياورند پشت تلويزيون تنها چيزي كه براي بار هزارم تائيد مي شود اين است كه هنوز كه هنوز است آن شيوه هاي خشن و پر از مهرورزي در زندانها و جلسات بازجويي برقرار است و آقايان همچنان در حال اجراي شيوه هايي هستند كه با آيت الله شريعتمداري و كيانوري شروع شده و ظاهرا به جهانبگلو ختم شده است .
:زير نويس
راديو زمانه با سايت وچند وبلاگ كارش را شروع كرده ! مبارك است و اميدوارم كه موفق باشند ، خيلي دلم مي خواهد بيشتر بنويسم و از مهدي جامي نازنين تعريف كنم اما به بعضي دلايل كه احساس مي كنم تعريف من براي مهدي جامي خوب نباشد فقط همين تبريك خشك و خالي را مي نويسم .
اميدوارم اين دوست سابق من پيام فضلي نژاد به عقل بيايد و دست از اين كارها بردارد و بجاي دپارتمان مجازي ساختن برود دنبال معالجه واقعي خودش و من صادقانه و در كمال صميميت اعلام مي كنم كه چند پزشك خوب مي شناسم و ميتوانم ترتيبات ملاقاتش را با آنها فراهم كنم ، اگر خواست خبرم كند .
يك تسليت هم به آقاي حسين شريعتمداري كه از بد روزگار ايشان را هم نيك مي شناسم و ايشان هم مرا مي شناسد و من هميشه به هوش و درايت و زيركي ايشان ايمان داشتم و هرگز فكر نمي كردم بيايد و از روي دست بچه كوچولويي چون پيام تقلب كند ! مگر اينكه ماجرا چيز ديگري باشد كه من نميدانم كه اميدوارم آنجوري باشد (ببينيد من چقدر به فكر دوستان سابقم هستم ).
پايان سفر
مسافرت نسبتا طولاني من امروز ديگه رسما تموم شد ! اينكه ميگم رسما بخاطر اينكه كه دو روز پيش تموم شده بود اما خستگي راه و بدي هوا هم كه باعث شد تا يكروز تمام استراحت كنم را هم گذاشتم به حساب مسافرت . اما سفر ، سفر هيجان انگيزي بود ! نه از اون سفرها كه فكر كنيد با بالون بود يا هر چيز ديگه هيجانش نوع خاص خودش بود . بعضي ها ميدونن كجا بودم پس اونها كه ميدانند به اونها كه نميدونند بگن ! اما در آنسوي مرزها در سرزمين مادري اين روزها اتفاقات بسياري رخ داده از ماجراي هاي كشدارشل كن سفت كن هسته اي و بيانيه شوراي امنيت گرفته تا مرگ اكبر محمدي ، نمي خواهم بگويم جامعه ملتهب خبر مرگ مشكوك اكبر محمدي است ، جامعه اي كه قتلهاي پائيز 77 را پشت سر گذاشت اينرا هم مثل قتل زيبا كاظمي پشت سر ميگذارد ! آدمهاي ساكت و آرام و صبور و نجيبي هستيم ديگر كاريش هم نميشه كرد . اينقدر بلا و مصيبت بر سرمان در اين سالها آمده كه اگر سالي و ماهي را بدون حادثه و مصيبت پشت سر بگذاريم شايد اعتراض كنيم كه بابا دچار روزمرگي شده ايم . اما دوهزار پانصد كيلومتر هم آنورتر مرزهاي ما اين روزها دقيقا هماني دارد انجام مي شود كه در تهران انجام ميشه ، اگر در ايران هفتاد ميليون اسير زياده خواهي هاي رهبر هستند ، يك فتوكپي كوچك شده ولي فقيه ما در لبنان هم دارد هماني را مي كند كه در تهران مي شود . سيد حسن نصر الله رهبر حزب الله لبنان و يا دبير كل حزب الله لبنان ، عنوانش فرقي ندارد! با يك خطاي فاحش آتشي را برافروخت كه اگر منطقه را به كام خود نبرد بايد خوشحال باشيم . من كاري ندارم كه اسرائيل غاصب است يا برخواسته از صهيونيستهاي افراطي هست ، نامشروع است يا هرچيز ديگر . به هر حال دولتي است شناخته شده به فرموده رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني محو شدني هم نيست ، هست و اين وجود را الان سالهاست خود فلسطيني ها هم به آن واقف شدند ، از ياسر عرفات گرفته تا دولت فلسطيني حاضر آقاي محمود عباس ، حتي اين روزها حماس هم كه كارنامه اش كاملا روشن و گويا است در مبارزه با اسرائيل فهميده كه بايد با اين ميهمان ناخوانده كنار بيايد ، اگر يادتان باشد خالد مشعل كه آمده بود تهران در دانشگاه تهران سخنراني وپرسش وپاسخي داشت ، يكي از همان بسيجي هاي جنگ نديده كه بد جوري جو مراسم گرفته بودش بلند شد و گفت ما اسرائيل را محو مي كنيم و بنيانش را بر سرش خراب مي كنيم ! خالد مشعل هم جوابي داد كه من واقعا از درايت و كلامش خوشم آمد و گفت فقط مواظب باشد بر سر ما خراب نكنيد ! اين يعني عين واقعيت امروز كه فلسطين و اسرائيل دو پديده بهم چسبيده هستند ، حالا در اين فضا به يكباره حزب الله لبنان وارد ماجرا شد دو سرباز اسرائيلي را به گروگان گرفت و كليد آتش جنگ را زد ، وقتي هم كه جنگ شروع شود مثل دعوا كه مي گويند در آن نقل و نبات خيرات نمي كنند ديگر خودي و غريبه و نظامي و غير نظامي نمي شناسد ، خاصيت جنگ كشتار است هم در آن اسرائيلي كشته مي شود هم فلسطيني اگر در قانا كودكان لبناني كشته شدند در شهر ناصريه هم كودكان اسرائيلي كشته شدند ، اگر مرزبان و سرباز اسرائيلي كشته شدند از مجاهدان حزب الله هم كشته شدند ، جنگ است ديگر . اينكه هم بگوئيم مقصر حزب الله لبنان است چون جنگ را آغاز كرد درست نيست چون جواب اسارت دو سرباز در مرز را آنهم توسط كساني كه به هر حال در وضعيت نه جنگ نه صلح قرار دارند با اسرائيل را كه با 150 حمله هوايي و دريايي و زميني در يك روز نمي دهند كه ؟! بقول معروف هر چيزي حد و حسابي دارد .اين هم كه بگوئيم مقصر اسرائيل است درست نيست به نظر من هر دو تواما مقصر هستند و اين جنگ هم مثل تمام جنگها برنده نخواهد داشت ، چه اسرائيل كوتاه بيايد چه حزب الله لبنان . اگر همين امروز هم آتش بس اعلام شود و يكي از طرفهاي درگير هم با دلايل مستند مقصر اعلام شود جواب خونهاي ريخته شده را كه بايد بدهد ؟
پي نوشت :
من براي ماه سپتامبر دعوت هستم در يك نشست آموزشي – علمي در رابطه با رسانه ها در شهر لوزان سوئيس صحبت كنم ، در كنارش خيلي مايل هستم با دانشجويان ايراني در سوئيس هم آشنا بشوم اگر كسي آنطرفهاست خبر بده ! .
بانو رفعت (پروانه) ايرانمنش دور از ايران آرام گرفت
پروانه ايرانمنش از مبارزان استبداد پهلوی و ديكتاتوري ديني پس از هفده سال تبعید و دوري از وطن در سن شصت و هشت سالگي در آمستردام درگذشت . پروانه كه از اعضاي سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران بود به اتهام شركت فعالانه در راهپيمايي ميدان ژاله تهران بازداشت و تا پايان پيروزي انقلاب در زندان مي ماند ، وي پس از انقلاب نيز همچنان به مبارزه عليه استبداد ديني ادامه داده و نهايتا در سال 1359 در يكي از خانه هاي سازمان به همراه همسر خويش رضا كشتگر ، دستگير و درسال 1363 از زندان آزاد مي گردد ، رضا كشتگر نيز كه از اعضاي سازمان چريكهاي فدايي خلق (اقليت) بود اما در سال 1367 به خيل عظيم كشته شدگان در زندانهاي رژيم پيوست ، اين در حالي بود كه پروانه مجددا به دليل فعاليتهاي سازماني خويش تحت پيگرد بود ، پروانه پس از مدتها زندگي مخفيانه در جنگلهاي گرگان ، ايران را ترك و به هلند پناهنده مي شود و همكاري سياسي خويش را با بازماندگان سازمان اقليت ادامه داده وي تا پايان عمر خويش دست از مبارزه با ديكتاتوري ديني برنداشت و همواره در اكثر اعتراضات و راهپيمايي عليه رژيم حضور داشت . از اين زوج سياسي فرزندي برجاي مانده است ، دكتر راحله كشتگر كه از فعالان جنبش دانشجويي و عضو شوراي مركزي فدراسيون دانشجويان مدافع صلح و حقوق بشر و مدير راديو پنجره مي باشند . درگذشت اين مادر گرانقدر و مبارز پير را به يار دبستاني مان راحله عزيز و تمامي همرزمانش تسليت عرض مي نمائيم .
دكتر امير فرشاد ابراهيمي ، امير آسماني ، مهندس رحمت الله بيطرف ، دكتر نسرين بصيري ، ساراموسوي خوئيني ها ،هنگامه شهيدي ،مهندس حشمت الله طبرزدي ، شيرين صالحي ، سعيد سنجري ،محمد كروبي ، سامان دامان ، ساناز ميراوغلو، طاهره خرم ، مينا دادمان ، ستاره نامدار،دكتر مريم ناهيدي ، ژيلا ابراهيمي ، صدف ابراهيمي ، ميثم ابراهيمي ،مهندس مريم فولادوند ، نيما لواساني، بهار خاتمي ، احمد كاشانيان ، پانته آ شيرازي ، كامليا تاجزاده ،مهندس آرام ديل مقاني ، فريبا بايرامي ، مسلم معين ، غلامرضا بختیار ، مسعود پارسایی ، ناهید برادران عطار، مهرشاد دهقان ، محمود کاشانی راد ، فريبا بني صدر ، ماژان قوکاسیان ، مرتضی کامرانیان ، ساناز دریانی ، شاهد شاملو ، مهسا برزو ، فریبرز کاظمی ، مهستی ابراهیمی ، محسن میرهاشمی ، عباس اردکانی ، لیلا طاهری ، غلامعباس تیموری ، سجاد ابراهیمی ، دكتر چیستا جهانگیری ، جواد حمیدی ،نازی صبا ، مراد میر باقری ، ملک پاشا بهادری ،دكتر سید بهرام موسوی ، دكتر نغمه ابتکار ، بهادر کریمی ، سجاد نیکخواه ، آیدین قره اوغلو ، کامبیز شجاعی ، مهدی تاجیک ، دكترنازیلا فتحی ، نسرین پورکریمی ، دكترایرج نگاران ، دكترنسترن موسویان ، مريم رادش .
اکبر محمدی را هم کشتند مثل زهرا کاظمی
خبر رهایی جاودان اکبر محمدی از ظلم دستگاه قضایی آنچنان نابهنگام بود که همه را در بهت و حیرت فروبرد. اکبر محمدی درحالی که در مرخصی استعلاجی به سر می برد، ربایش گردید و به زندان فرستاده شد، در اعتراض به ظلمی که به وی روا می گشت مورد مهر ورزی قرار گرفت و به صف شهدای راه آزادی و عدالت پیوست. البته اکبر محمدی تنها نمونه از بی عدالتی گسترده دستگاه مدعی گسترش عدالت نیست.دستگاهی که هر روز در حالی بر تعداد زندانیان سیاسی می افزاید که در حفظ سلامت آنان ناتوان است و این کوتاهی را می توان به واقع زمینه سازی برای قتل زندانیان سیاسی دانست . البته این اولین بی کفایتی مسئولین قضایی در این زمینه نمی باشد و پرونده زهرا کاظمی و نمونه های دیگر از آین دست نیز در سالهای گذشته شاهدی بر بی کفایتی مسئولین قضایی کشور است وعدم مجازات عاملان نیز خود چراغ سبزی برای ادامه این روند می باشد بی شک اگر در پرونده زهرا کاظی متخلفان به سزای عمل خویش می رسیدند امروز شاهد وقوع قتلی دیگر نبودیم. من هم به سهم خود شهادت اين هم بند نازنين و مبارز راه آزادي را به خانواده عزيزش وتمامي آزاديخواهان جهان تعظيت گفته ومطمئنم راهش پيروز و نامش جاودان خواهد ماند
چند اشاره
دوستان كماكان در سفرم ، و از اینکه نمیتوانم اين مجال را به روز کنم آنهم در چنين شرايطي كه احساس مي كنم به مسائل ايران و خاورميانه بايد همه بپردازند و حساس باشند عذر مي خواهم . اما ذکر چند نکته را لازم میدانم
اول آنکه ؛ همانطوريكه در پست « استحاله سپاه پاسداران ...» گفته ام این روزها باید منتظر اتفاقات اساسي در كادرهاي حساس نظام باشيم و از جمله در سپاه پاسداران .اين روزها حاكميت همچون ماري زخم برداشته اسير سياستهاي جنگ طلبانه بخشي از قدرت و همچنين اسير ادعاهاي بي اساسي همچون توان بالاي دفاعي ما در جنگ احتمالي با وجود فقدان توان لازم و همچنين داستان خطرناك هسته اي مي باشد ، از هر زاويه كه نگاه كنيم آينده خطرناكي پيش روي نظام جمهوري اسلامي است
دوم ؛ نگران مهندس موسوي ام
بر اساس شنيده هاي موثق حال مهندس علي اكبر موسوي خوئيني در بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات در زندان اوين خوب نيست و علي رغم فشارهاي روحي و رواني و بازجوئي هاي فشرده كه به روي ايشان اعمال مي شود ايشان از نظر سلامتي در وضعيت بدي مي باشند ، حالا وكلاي ايشان چه اقدام عاجلي انجام داده اند نمي دانم بار ديگر آزادي ايشان را از خداوند متعال خواستارم
خدانگهدار تا بعد
استحاله سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دومین نهاد نظامی است که پس از کمیته های انقلاب اسلامی در همان گیرودار شبهای پیروزی انقلاب دربهمن پنجاه و هفت تاسیس شد و بسیار جوانان پرشور و بیتاب نهضت انقلاب اسلامی را در میان خود جای داد و از همان زمان تا بحال بدیلی برای ارتش بوده است اما این بدیل هم امروز با آنکه خدمات بسیاری برای نظام جمهوری اسلامی و خاصه ولی فیقه انجام داده است باز قابل اطمینان نیست ! و بارها وبارها اطرافيان و محارم خامنه ای خطر وجود سپاه را برای وی برشمرده اند ازهمین روست که از زمان به روی کار آمدن احمدی نژاد و بروز نارضایتی های فراوان از انتصاب وی در دل سپاه شاهد حذف و نصب های فراوانی در این نهاد انقلاب اسلامی بوده ایم و فرمانده كل قوا هر از گاهي دست به قلم برده و سرداران و امیران را عزل و نصب کرده تا شاید آرامشی بدست آورد، آرامشی که هیچگاه نیافته و ارتش و بعدها سپاه همواره خوابهای وی را پریشان نموده است البته در نگاهي فراتر فقط اين خواب خامنه اي نيست كه پريشان ميشود اين كابوس از همان ابتداي انقلاب در سر حاكمان انقلاب بوده است و بدينسان بود كه بهترین سربازان ارتش و شهرباني در همان روزهای ابتدايي انقلاب تيرباران شدند و حتي درجهداران و پاسبانها وکارمندان جزئی که آیت الله خمینی به آنها امان داده بود که به ملت بپيونديد نیز امان نیافتند و در پشت بام مدرسه علوی و بعدها در زندانهای قصر و اوین و حشمتیه اعدام و تیرباران شدند ! در جريان نوژه نیز دهها تن از خلبانان و نظاميان جوان و كارآزموده به قتل رسيدند که این رشته دراز حتی تا چند سال پیش (1380) نیز ادامه داشت و سرهنگ پدرام نیز كه از افسران لايق نيروي هوايي بود به باقی کشته شدگان خشم و کینه نظام جمهوری اسلامی از ارتش پیوست و در زندان اوین مظلومانه اعدام شد .
گرچه ارتش همواره مورد غضب آيت الله ها بود اما در سال پنجاه ونه و با آغاز جنگ تحمیلی و نبود یک ارتش کلاسیک و کارآزموده در میان نیروهای انقلابی كه قافيه سخت برآقايان تنگ آمده بود ، بار ديگر ارتش عزيز شد حضرات دسته دسته ارتشی ها را به دیدار امام می بردند و امام نیز ارتش را ارتش اسلام و ذوالفقار انقلاب نام نهاد و بر شانهها و بازوان آنها بوسه می فرستاد ، افسران و درجه داران ارتش نیز فارغ از تمام حب و بغض ها به اصلی ترین وظیفه خود اندیشیدند و به جبههها رفتند تا از خاك وطن و ناموس میهن با دست خالی و جان خود دفاع كنند اما در همان زمان نیز اختلافات بالا بود و ارتش هرگز نمیتوانست اشباهات فاحش فرماندهان و مسئولان بی تجربه سپاه را در جنگ نادیده بگیرد ، اشتباهاتی که گاه باعث كشتار صدها تن از سربازان و رزمندگان ایران زمین می شد ، که اصلی ترین و بارزترین آنهابه عنوان مثال اختلافات سرتيپ صديق فرمانده وقت نيروي هوايي بود با هاشمي رفسنجاني به عنوان مسئول اصلي جنگ كه منجر به حذف وي شد و درست شش ماه بعد از حذف صديق از بدنه ارتش وي پس از آنكه مدتي به اتهام چك بلامحل زندان را تجربه كرد دچار بيماري مرموزي شد كه تا همين الان هم وي زمينگير است و يا فاحش ترين آنها اختلافات صیاد شیرازی با محسن رضایی بود كه سرنوشت غمبار صياد شيرازي را ديگر همه ما مي دانيم . هر چه که بود با تمام این اوضاع و احوال جنگ به پایان رسید و باز این سپاه و پاسداران بودند که عزيزترشدند و هر كدامشان فاتح عملياتي نام گرفتند ، نشان افتخار گرفتند ومدالهاي فتح يك و دو سه بر سينه زدند و عرض اندام كردند و نامشان بزرگ شد و از امتيازات سازماني و مالي بزرگتري برخوردار شدند. ارتش باز دوباره مغضوب شد و فرماندهانش يكي پس از ديگري كنار زده شدند ودوباره كارخانه حذف براه افتاد ،سرتيپ غلام خادميان از فرماندهان بنام نيروي زميني در حمام خانه اش دچار گاز گرفتگي شد و جان باخت ، مهندس بنيادي از تكنسينها و مغز متفكر جهاد خودكفايي ارتش كه در اوان انقلاب از ارتش اخراج شده بود و با آغاز جنگ از فرانسه خود را به خاكريزهاي جنگ رسانده بود و مجددا دعوت به كار شده بود نيمه هاي شب در پادگان حشمتيه تهران با گلوله سربازي كه بعدها دادسراي نظامي اعلام كرد دچار جنون آني گرديده بود جان باخت ، سرلشگر منصور ستاري فرمانده نيروي هوائي و بيش از سيزده تن از معاونانش كه هركدام همچون سرنشگر اردستاني ، سرلشگر شجاعي و ... سرمايه هاي بي بديل اين مملكت بوده اند در فرودگاه اصفهان برای همیشه به هوا فرستاده شدند ، سرتيپ سعدي حسني فرمانده لايق نيروي زميني را با توطئه ای که از یک قرار رو كم كني ! در حیاط بیت رهبری در میان محسن رضایی و خامنه ای بسته شد برای همیشه به بستر بیمارستان فرستادند، دريادار روحي از فرماندهان لايق نيروي دريايي به ناگاه در گردنه هاي جاده چالوس خودرويش ترمز بريد و جان باخت ! صياد شيرازي، با گلولهاي كه محفل اطلاعاتی سپاه طرحش را ریخته بود از پای درآوردند ، از اين دست بسيار است كه بيان تمام آنها در اين مقال نمي گنجد، !! اما سپاه ، سپاه نیز که در طی این بیست و هفت سال رشد کرد و پوست انداخت و حقایق را دید و بسياري از دردها را خود نيز مزه مزه كرد از این خشم و غضب ها مصون نمانده است و هنوز یاد و خاطره اعدام سردار سرتیپ پاسدار سید مهدی دوزدوزانی در زندان حشمتیه فقط و فقط بخاطر اعتراضات و انتقاداتش به خامنه ای برای چشم پوشی از خطاهای فاحش فرماندهان سپاه از یادهای پاسداران نرفته است ، وي يكي از جرمهايش اين بود كه در مسجد سيدالشهدا در شهرك شهيد محلاتي اعلام كرد بخشي از سپاه از طريق اسكله هاي غير قانوني خويش با همدستي تعدادي از آقازادگان در قاچاق كالا و زنان و دختران به دوبي دست دارند . هنوز که هنوز است همه پاسدارها از به فراموشی سپرده شدن سرتیپ سیف اللهی فقط و فقط بخاطر حمایتهایش از آیه الله منتظری گلایه دارند و يا ماجراي حاج قاسم دهقان كه ازفرماندهان رشيد لشگر بيست و هفت محمد رسول الله تهران بود و به يكباره در سر صحنه فيلمبرداري در بيابانهاي يزد وي را بروي مين فرستادند و نقشش را براي هميشه كات كردند ! ... كه هيچگاه كسي پاسخگو نشد اين مين جنگي در بيابانهاي يزد چه ميكرد ؟ و ديگر اينكه ماجراي كشته شدن بيش از دوازده تن از تكنسينهاي سپاه در ماموريت آموزشي اعزام شده به پاكستان هنوز محل شك و شبهه دارد ، و يا قتلگاه تفحص شهدا در جنوب (جستجوي پيكرهاي شهدا در مناطق جنگي ) كه هر ازگاهي هنوز كه هنوز است خبر شهادت يكي از سرداران و رزمندگان را ميشنويم كه به نظر من تبعيدگاه ناراضيان از وضع موجود است كه بنا به گفته خود آقايان تعداد شهداي تفحص اكنون به بالاي صد نفر رسيده است گرچه بسياري از اين شهدا بسيجيان داوطلبي بودند كه به عشق بازگرداندن پيكرهاي شهدا به مناطق جنگي سابق اعزام مي شوند اما در ميانشان بسيار است پاسداراني كه اختلافات عميق ايدئولوژيكي و سازماني با فرماندهان خويش داشتند و چاره را در ترك ستادها و شهرها ديده و به مناطق آلوده جنگي اعزام مي شوند تا نهايت با مين عمل نكرده از شرشان راحت شوند .
القصه اين روزها بدنه فهيم سپاه مي دانند كه خامنهاي هيچگاه تمرّد سپاه را از دستورهاي وي نبخشيده است . تمردهايي كه سخت بر خامنه اي گران آمده است ... آنروزي كه خامنه اي با هلي كوپتر خويش ناگهان و بدون برنامه ريزي قبلي در زمین صبحگاه پادگان کلاهدوز نشست ودر سخنراني خود گفت بچههاي سپاه بايد به کسی که ولایت فقیه را محترم بداند رای بدهند و منظورش علي اكبر ناطق نوري بود ، اما ديديم كه 90 درصد از بچههاي سپاه راي خود را به خاتمي دادند ويا پس از آن آنروزي كه كودتايي كه در هيجده تير مقرر بود قرارگاه ثارالله تهران انجام دهد كه به يكباره پاسداران از انجامش شانه خالي كردند! ، پاسداران و سرداراني كه بايد بدانند نيك مي دانند كه اينها را خامنه اي نبخشيده است و يا بسياري از بچه هاي سپاه و خاصه بچه هاي نيروي قدس سپاه نيك بياد دارند آن روزي را كه حميد نقاشان سراسيمه به زمين صبحگاه پادگان خاتم الانبياء خود را رساند و اعلام كرد : همين الان از خدمت مقام معظم رهبري مي آيم و نظر ايشان اين است كه لانه فساد در قم در هم كوبيده شود و اين فتنه را به گورستان بسپاريم ، كه منظورش آيه الله منتظري بود ، اما سپاه حركتي نكرد و نهايت جريان موازي سپاه و اطلاعات كه همان انصار حزب الله بود در بعد كوچكتري كار انجام نشده سپاه را تمام كرد و حسينيه ايشان را به اشغال درآوردند . كه اگر نبود درايت اطرافيان آيه الله منتظري و خاتمي اين روحاني سال خورده در همان شلوغي اشغال جانش را با گلوله اي سرگردان همچون آنچه كه نصيب عزت ابراهيم نژاد شد ازدست داده بود ، آري خامنه اي اينها را ديده است و سپاه را نیز غیر قابل اعتماد ميداند . با آمدن احمدينژاد، رهبر به فكر افتاده است تا آنچه را که بر سر ارتش آمده است را نیز بر سر سپاه بیاورد و در پی اخته کردن سپاه است . اینچنین است كه نخست شاهديم خيل بسياري از سرداران زمان جنگ را با طرح جانبازان غير شاغل « طبقه 5 » به خانه ها فرستادند و بعد سردار محمد باقر ذوالقدر جانشين فرمانده كل سپاه را که هیچگاه نه حرف فرمانده خود را و نه حرف فرمانده کل قوا را به گوش نمی خرید و همواره هر چه را که خود فکر می کرد اجرا می کرد به وزارت كشور فرستاده و محترمانه لباس رزم را از تنش بدرآورده .. بعداز آن بود که سردار احمد كاظمي محبوب تمام بچههاي سپاه و نه تن از فرماندهان ارشدسپاه را بازهم در توطئه سقوط هواپيما به دیار باقی فرستاد ، كاظمي كه مدتي فرمانده نيروي هوائي سپاه بود تازه فرماندهي نيروي زميني سپاه را عهده دار شده بود اما همواره از احمدی نژاد و حرفهای غیر مسئولانه اش در محضر ولی فقیه شاکی بود و خطر جنگ و عدم توانایی سپاه را در جنگی دوباره گوشزد میکرد البته اختلاف وي با احمدي نژاد اختلاف تازه اي نبود و برمي گشت به زمان آنكه كاظمي در قرارگاه مقدم حمزه سيدالشهدا (قرارگاه مقدم سپاه در غرب كشور ) در كردستان بود و احمدي نژاد هم درپوشش استاندار وبه واقع عامل وزارت اطلاعات سعيد امامي بوده (از يك دوستي شنيده ام اين اختلافات تا حدي بود كه يكبار كاظمي در درگيري بااحمدي نژاد براي اينكه اجازه خروج تعدادي از عناصر وزارت اطلاعات را به سليمانيه عراق به وي نميدهد، احمدي نژاد به روي كاظمي اسلحه مي كشد ونهايتا كاربا وساطت سردار عزيز جعفري خاتمه پيدا مي كند ) همین اختلافات بود كه باعث شد تا فرمان قتلش صادر شود . و كاظمي هم با هواپيمايي به هوا فرستاده شد ، البته ماجراي شهادت باكري هم از جمله رازهاي سربسته است كه هنوز كه هنوز است براي بسياري ها و از جمله خود شهيد كاظمي محل ايراد بوده است ! .از حذف ها كه بگذريم انتصاب ها هم اينروزها در دل سپاه حرف و حديثهايي دارد انتصاب مرتضی رضایی به عنوان جانشین فرماندهی سپاه از سوی خامنه ای نيز يكدنيا حرف با خودش داشت ، انتصابی که مورد نظر فرماندهی کل سپاه پاسداران نیز نبود ، رحیم صفوی و یا بقول پاسداران حاج رحیم با تمام نقلهايي که پشت سرش هست و با تمام موضع گیریهای تند سیاسی اش اما همچنان در میان بچه های سپاه محبوب است و طي دوران فرماندهياش خدمات ارزندهاي از جمله در امور رفاهي به سپاهيان كرده است، و در عين حال كمتر در معركهگيريهاي اركان رژيم وارد شده، و در دوران خاتمي نيز بسیار می كوشيد، خود را از درگيري با رئيس جمهوري كنار بكشد . حاج رحيم كه هرچه هست در اين مدت نظامي آبديده اي شده است و تا كنون بارها و بارها در شوراي عالي امنيت ملي مسئولان نظام را به خويشتنداري در برابر پرونده هسته اي ايران دعوت نموده و ضعف جدي دفاعي ايران را در جنگي احتمالي گوشزد كرده است ، صفوی اکنون مدتهاست كه به دلايلي مورد غضب فرمانده كل قوا است اما برداشتن او از فرماندهي كل سپاه با وجود نام و آوازه وی دردل پاسدارن به اين سادگيها ممكن نيست چرا که وی فرد محبوبي بين كادرهاي سپاه است. ازهمین بابت این روزها خامنه ای تمام مهره های اطراف وی را برداشته تا در آخر زدن او بسادگی انجام گیرد انتصاب حاج مرتضي به جانشيني فرمانده كل سپاه خيليها را شگفتي زده كرد چون در عين حالی که وی از بنيانگذاران سپاهی است که در دومين شب انقلاب اساس برپائي اش را در حضور دكتر ابراهيم يزدي و مرحوم آيتالله لاهوتي وشهيد مفتح ريختند هنوز زنده و در سپاه پاسداران می باشد اما هیچگاه نقش علنی ای را بر دوش نگرفته بود و همواره در سمتهای اطلاعاتی و پشت پرده فعال بوده است و این انگیزه که رهبر لازم دانسته است از سایه بدر آید برای همگان تعجب انگیز بوده است . مرتضی رضایی اکنون قدیمی ترین فرد سپاه است ! . از آن جمع ابتدایی سپاه اکنون محسن رضائي در مجمع تشخيص مصلحت نظام است عنوان سرلشگري را به كنار گذاشته و دكتر را براي خود برگزيده كت و شلوار مي پوشد و بيشتر اين روزها دوست دارد روشنفكر باشد تا يك كهنه سرباز ، عباس زماني و یا همان ابوشريف معروف اکنون در میان بریده شدگان القاعده در پاکستان در مسجدی مشغول عبادت است ! و دل خوش است به پرورش گاو و گوسفند در دامداري خويش ! ، غلام علي رشيد هم جانشين رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح است و نيك بياد دارم روزي در منزل يكي ازشهدا در صحبتي دوستانه و دردمندانه گفت اين خفت براي من تا ابد بس است كه در كنار بزدل و احمقي مثل فيروزآبادي بايد بمانم تا موعد حذف منهم برسد ! محسن رفيق دوست هم كه پس از شاهكارهايش در بنياد جانبازان پيشتر در « مركز هدايت اسلامي » در كرج و اكنون در بنیاد نور مشغول ريخت و پاشهاي كلان مالي و قاچاق دختران به دوبی است !! و تعدادی دیگر نیز از شورای ابتدایی سپاه کشته شدند که آخرینش کاظمی در توطئه سقوط هواپیما در ارومیه بود .اما به نظر من زبل ترين تمام آن جمع مرتضی رضایی بوده است وي كه از همان آغاز در كار امنيتي و اطلاعاتي ید بیضایی داشته و دارد تنها مدتي كوتاه فرماندهي سپاه را عهده دار بوده است و ازقديمي ترين روحاني هايي مي باشد كه وارد سپاه شده از آنزمان تا بحال همواره در فرماندهی کل سازمان حفاظت اطلاعات سپاه بوده است خود بارها و بارها اذعان داشته كه به عنوان گوش و چشم رهبردر سپاه عمل ميکند ، این سازمان گرچه که باید به حفاظت و رسیدگی به وضعیت کادر سپاه بپردازد اما همواره در بیرون سپاه مشغول بوده است ، مرتضي رضائي تا زمان فوت آيتالله خميني عليرغم اینکه وزارت اطلاعات شکل گرفته بود و بموجب تاسیس وزارت اطلاعات مقرر شده بود تا تمام فعالیتهای امنیتی و اطلاعاتی موجود در دستگاه های کشور به این وزارتخانه منتقل و در آنجا انجام گیرد اما وی هیچگاه فعالیتهای اطلاعاتی سپاه را تعطیل ننمود ، وی کارش را با دستگیری و بازجویی و برگزاری شوهای ندامت از سران و اعضای حزب توده آغاز کرد و به عبدالمجيد معاديخواه وزير ارشاد وقت رسید که وی را پاي منقل و در كنار چند زن نیمه برهنه دستگير كرد ، در ادامه تلاشهای امنیتی وی بود که توانست قطبزاده و سيد مهدوي را نیز بدام اندازد و بعدها در اعدام سيد عبدالرضا حجازي و علاءالدين مشكور نیز نقشی داشته باشد .در خارج از کشور نیز ترور دكتر شاپور بختيار و دكتر عبدالرحمن برومند و دكتر عبدالرحمن قاسملو و ديگر چهرههاي سرشناس اپوزيسيون از جمله تجارب سپاه و عواملی است که نقش مرتضی رضایی و گروهی که وی در آن عضویت داشته پر رنگ است ، كميتهاي كه در آن مرتضي رضائي، سعيد امامي، احمد وحيدي، قاسم سليماني، علي آقا محمدي، جواد آزاده، حميد سرمدي ، محسني اژه اي و پورمحمدي ر در آن كار تدارك ترور رهبران اپوزيسيون را عهدهدار بوده اند . از ديگر شاهكارهاي مرتضي رضايي بازداشت گروهي ملي مذهبي ها و بازداشت وبلاگ نويسان و كشاندن آنها به پاي تلويزيون و يا شوي خودزني دانشجويان بازداشتي در اعتراض به حكم آقاجري ( پيمان عارف و ... ) در تلويزيون بوده است .حاج مرتضي كارگردان بنام اعترافات تلويزيوني و بازجوي زبده نظام ، اکنون از پس پرده خارج شده و از سوی خامنه ای مامور گشته است تا جانشین سپاه شود ، مرتضي رضائي باسابقه امنيتي خود چه در سر دارد فقط رهبر میداند و او ... اما اين روزها كار به خود حاج رحيم هم كشيده شده است شايعه اي كه گرچه شايد صحت نداشته است اما شيوعش هم ميتواند مشكوك باشد و آن اين است كه در سپاه پيچيده است كه رحيم صفوي بيش از يك ماه است كه استعفايش بروي ميز كار خامنه اي است اما به دليل مسائل لبنان و اسرائيل و خطرات هسته اي تا كنون خامنه اي اجازه رفتن به او نداده است . اين شايعه چند حالت دارد ياصحت ندارد و صرفا امتحاني است براي تست زدن بچه هاي سپاه و آقايان مي خواهند بدانند سپاه بدون صفوي چگونه است و يا اينكه صحت دارد و صفوي هم رفتني است ، اما صفوي نيز آيا بعد از رفتن از سپاه به دامان هاشمي رفسنجاني پناهنده مي شود و يا مثل خيلي هاي ديگر درس و مطالعه را بهانه كرده و به خانه مي خزد ؟
پايان اعتصاب غذا و آغاز سفر يك ماهه من
! دوستان مراسم اعتصاب غذا هم به پايان رسيد
امروز ساعت هشت عصر با به پرواز درآوردن سه كبوتر بياد مهندس موسوي و رامين جهانبگلو و منصور اصانلو اعتصاب غذاي سه روزه ما هم به پايان رسيد . حالا در فرصتي مناسب برايتان مفصل توضيح خواهم داد عازم سفر هستم و احتمالا كمتر فرصت مي شود تا در اين مجال بتوانم با شما باشم . قصور مرا ببخشيد و برايم دعا كنيد
اشتراک در:
پستها (Atom)