دومین روز تحصن و اعتصاب غذا در آنکارا

شكر خدا دومين روز مراسم اعتصاب غذا هم تمام شد ! مراسم امروز كه در مقابل دفتر نمايندگي اتحاديه اروپا در آنكارا برگزار شد البته ماجراهاي خاص خودش را داشت . حضور خبرنگاران تلويزيون و روزنامه هاي تركيه و همچنين خبرنگار سي ان ان و الجزيره براي همه ما تعجب آور بود

File Hosted at Simpload.com

نيروهاي پليس امروز ديگر كاري به كار ما نداشتند اما از ابتدا تا انتهاي مراسم در كنار ما بودند اما اعتصاب غذا نمي كردند و هر جند ساعت يكبار با نوشابه و كيك تجديد قوا مي كردند ! تجمع واعتصاب از ساعت ده صبح آغاز شد واز همان ابتدا كاركنان دفتر نمايندگي با تك تك ايرانيان وترك تباران مراسم ( كه البته تعداد ترك ها به مراتب از ايراني ها بيشتر بود ) مشغول صحبت شدند . اندكي بعد تعدادي از هواداران حزب كمونيست تركيه نيز به تجمع پيوستند تعداد كمونيستها كه حدود بيست الي سي نفر ودرلباسهاي متحد الشكل مشكي رنگ بود گرچه براي هدف خاص خودشان بود اما به نحوي با موضوع ايران مرتبط بود . كمونيستهاي جوان آنكارايي مخالف جنگ افروزي بودند وبروي پلاكاردهاي خود به زبان تركي و انگليسي نوشته بودند : آمريكا اينجا پادگان تونيست ! و مخالفت خود را با حضور نيروهاي آمريكايي در تركيه براي حمله با عراق و جنگ احتمالي با ايران اعلام مي كردندFile Hosted at Simpload.com
پس از آن در ساعت يك ظهر خانم كادريه سوت سوز كه از روز اول در كنار متحصنين بود براي دقايقي سخنراني نمودند و از ديد خود وضعيت حقوق بشر در ايران را وخطراتي كه نقض پي در پي حقوق بشر در ايران ميتواند براي حاكميت جمهوري اسلامي داشته باشد بر شمردند . خانم سوت سوز خطاب به اتحاديه اروپا مرگ يك خبرنگار ايراني در زندان ( خانم زهرا كاظمي ) را مثال آوردند و آرزو كردند تا روزي اروپائيان به غير از نفت ايران به حقوق بشر هم فكر كنند ، اين كلام خانم سوت سوز با تشويق پي در پي حاضرين مواجه شد در برنامه عصر تحصن اتفاق بسيار جالبي افتاد تعداد پنج جوان كه ابتدا خود را دانشجوي ايراني در آنكارا معرفي مي كردند به ميان متحصنين آمدند از همان ابتدا با تجه به اينكه من خودم نيز سه سال در آنكارا دانشجو بودم واكثرا دانشجوهاي ايراني آنكارا را مي شناسم به ايشان مشكوك شدم البته گمانم اين بود كه حتما از نيروهاي سفارت ايران هستند اما به يكباره آن پنج جوان عكسهاي مسعود و مريم رجوي را از كيفهاي خود درآوردند و در بين حاضرين پخش كردند ، تركهاي حاضر در مراسم كه غالبا مسعود و مريم رجوي را نمي شناختند به گمان اينكه حتما اين دو نيز از زندانيان سياسي هستند عكسها را مي گرفتند كه ما نيز براي اينكه نمي خواستيم اين تحصن از خواسته اصلي خود منحرف شود سريع با آنها برخورد كرديم وعكسها را جمع آوري نموديم . در آخر آن پنج نفر مجاهد كه اكنون تعدادشان به هشت نفر رسيده بود به نشان دادن پوسترهاي خود و عكسهاي هوادارانشان در زندانهاي ايران و همچنين عكس حجت زماني كه به تازگي در ايران اعدام شد راضي شدند و پوسترهايشان را در دست مي گرفتند و به زبان تركي براي حاضران وضعيت زندانها و چگونگی اعدام شکنجه ها در زندانها را توضیح می دادند

File Hosted at Simpload.com

خانم ليلا زانا تا ساعت 4 عصر امروز در ميان ما بود و بعد از آن اعلام كردند كه بايد براي جلسه اي به استانبول بروند و گفتند اعتصاب خود را گرچه در ميان شما نيستم اما ادامه خواهم داد . نكته جالب ديگر كه مجاهدها بسيار علاقه داشتند كه با خانم ليلا زانا عكس بيندازند اما ايشان مخالفت نمودند خيلي علاقه داشتم تا از ايشان بپرسم چقدر نسبت به مجاهدين شناخت دارند كه نشد و رفتند حالا در فرصت مناسب ديگري حتما خواهم پرسيد . مراسم روز دوم ساعت هشت شب تمام شد . اين هم از روز دوم مراسم

گزارش هایی از نخستين روز اعتصاب غذاي جهاني

پيامهاي پشتيباني و اعتصاب غذاي گروه های ایرانی و غير ايراني در حمایت از کارزار مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ايران و بيش از هفده نقطه بين المللي ادامه دارد تجمع اعتراضی در ایران، علاوه بر برگزاری اعتصاب غذا در دفتر سازمان دانش آموختگان در تهران، در همدان نیز به این مناسبت برگزار شده است
مشروح اخبار جهاني اعتصاب غذا را ميتوانيد در وبلاگ آزادي مهندس موسوي بخوانيد
اما در اولين روز مراسم اعتصاب غذاي جهاني در شهر آنكارا چهره هاي بسياري از فعالان حقوق بشري وروزنامه نگاران تركيه حضور داشتند . كه ليلا زانا زنداني سياسي سابق تركيه واز فعالان حقوق بشري وبرنده جايزه جهاني ساخاروف در سال 2004 از ميان سرشناس ترين آنها بود مراسم در ساعت پانزده با تاخير بدليل كارشكني وزارت كشور در اعطاي مجوز به درخواست كنندگان ودر نهايت بدون مجوز تجمع برگزار شد .در ابتداي مراسم خانم ليلا زانا طي سخنان كوتاهي آزادي تمام زندانيان سياسي در جهان را خواستار شد و بعد از ايشان نيز فرصتي فراهم شد ومنهم چند كلامي حرف زدم واينكه جمهوري اسلامي همواره اعلام مي كند كه در زندانهاي ايران هيچ زنداني سياسي وجود ندارد ما بدون اشاره به نام انبوه زندانيان سياسي در ايران براي نمونه همين سه نفر را مهندس موسوي خوئيني – دكتر جهانبگلو – منصور اسانلو را گواه دروغگويي جمهوري اسلامي مي آوريم پس از گذشت ساعاتي از مراسم در حاليكه تعدادي از كاركنان سفارت جمهوري اسلامي از همان ابتدا مشغول فيلمبرداري از حاضران كه تعدادشان قريب به سي نفر بود ، نيروهاي امنيتي ضد شورش تركيه در محل حاضر شدند وبا بلند گوضمن دادن ده دقيقه وقت به حاضران خواستار برچيده شدن مراسم شدند حاضران كه اكنون از مقابل سفارت به پياده رومقابل رفته بودند همچنان بر ادامه مراسم اصرار داشتند كه نيروهاي ضد شورش پس از گذشت البته بيست دقيقه از مهلت ده دقيقه اي داده شده ! از خودروهاي خود پياده شده وبار ديگر بلندگوهاي پليس اخطار خود را اعلام نمود اينجا بود كه من از حاضران خواستم كه كمي پائينتر برويم ودر پارك قو تجمع كنيم ، پس از مذاكره با افسر فرمانده پليس وي نيز اجازه داد تا جمعيت بدون شعار دادن به سمت پارك حركت كنند البته در پارك نيز نيروهاي پليس همچنان در صحنه حاضر بوده . در ساعت 18 مراسم روز اول به پايان رسيد وقرار شد تا فردا در مقابل دفتر نمايندگي اتحاديه اروپا تجمع واعتصاب ادامه پيدا كند اميدوارم فردا هم به خير بگذرد
روزنامه هاي راديكال , وطن و صباح هم خبر امروز را پوشش دادند
براي ديدن نقشه و محل اعتصاب غذاي جهاني در سرتاسر دنيا نيز به اينجا برويد

پيام مشترك براي شركت در اعتصاب غذاي جهاني

آزادی گوهر گرانبهایی است که این روزها متاسفانه کمتر در خاورمیانه به چشم می آید. حقوق بشر که از جمله اصلی ترین حق هر انسانی است در جای جای دنیا نقض می شود وعجبا که گوش و چشم حاکمان دنیا همواره در این نقطه از کار می افتد ، جای تسلیت دارد که در هزاره دوم هنوز اخبار دنیا مملو است از خشونت علیه زنان ،سرکوب اقلیتها و سرکوب آزادی خواهان ! و زندان و اعدام اخباری است که این روزها همه گیر شده است . روشنفکران و آزادیخواهان دنیا زندان و دادگاه خانه دومشان شده است و بر سر دانشگاه ها سایه شوم نظامیان و حاکمان دیکتاتور سنگینی می کند ، شانه روزنامه ها از تیغ سانسور زخمی است و باز گوش حاکمان سنگین از شنیدن فریاد عدالتخواهی .... وایران این کشور کهن بیش از همه از این درد عظیم رنج می برد اقلیتهای قومی و مذهبی سرکوب می شوند ، دانشجویان آزادیخواه به زندان افکنده می شوند و زنان از ابتدایی ترین حقوق خود محروم ! در ایرانی که اولین منشور جهانی حقوق بشر را از آن خود دارد این روزها زندانهایش مالامال است از انسانهای آزادیخواهی که از کوچکترین حق هر انسان که چگونه اندیشیدن است محروم می باشند . اکنون اکبر گنجی که از او میتوان به عنوان تنها یک نمونه کوچک از هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی در ایران نام برد پس از آنکه از بند زندان رسته است پژواک تمامی زندانیان سیاسی ایران شده است و در حرکتی زیبا تمام آزادیخواهان و تمام عدالت دوستان را فراخوانده تاوجدان حاکمان را به صدا درآورند . ایشان از سه زندانی نام برده است که هر کدام آنها نماینده صدها زندانی دیگر نه تنها در ایران که در دنیا می باشند و خواستار اقدامی هماهنگ شده است تا دنیا بداند وحاکمان بفهمند صدها دانشجو در زندانها رو به نابودی هستند ، تا همگان بفهمند صدها روشنفکر و اندیشمند بخاطر عقایدشان محکوم به زندان هستند ، تا که دنیا بفهد هزاران کارگر جوانه های امیدشان در زندانها روبه نیستی است . از این اقدام حمایت می کنیم و در روزهای 14 تا 16
جولای در اعتصاب غذای جهانی شرکت می جوئیم و امیدوار به وحدت تمام آزادیخواهان در سراسر دنیا می باشیم
لیلا زانا فعال حقوق بشر و برنده جایزه ساخاروف اروپا در سال 2004 دکتر امیرفرشاد ابراهیمی – روزنامه نگار در تبعید و فعال حقوق بشر دکتر فاطما نجات فعال حقوق زنان و دبیر سازمان نفی خشونت برعلیه زنان در ترکیه کادریه سوت سوز روزنامه نگار و دبیرسندیکای روزنامه نگاران چپ ترکیه

اشاره

سلام
بدون هيچ مقدمه ديگري به دلايل زيادي كه يكي از آنها دلايل امنيتي بود از وبلاگ قبلي به اينجا آمدم !البته اين وبلاگ به نوعي از قديم آرشيونوشته هاي من بود كه مدتي متروك بود وامروز دوباره به كار آمد ! اميدوارم در خانه جديد نيز بتوانم در كنار شما بوده وشاهد نظرات وانتقادات وپيشنهادات سازنده شما باشم

عاملان سركوب حمله به تجمع ميدان هفت تير

در 22 خرداد ماه سالجاری در میدان هفت تیر تهران تجمع آرام و مسالمت آمیز« لغو قوانین زن ستیز» به وحشیانه ترین شکل ممکن از سوی یگان ویژه و ماموران معاونت اطلاعات نیروی انتظامی سرکوب گردید ، در این تجمع که بنا به گفته خود سخنگوی قوه قضائیه تنها بیش از هفتاد نفر واز جمله مهندس علی اکبر موسوی خوئینی بازداشت شدند. البته گمان می رود بازداشت ایشان سرآغازی باشد برای پرونده سازی بر علیه وی و همفکرانش . چرا که غالب بازداشت شدگان این حادثه هم اکنون با قرارهای مختلف آزاد شده اند . اما آن چیزی که در این حمله بیش از هر نکته ای مطرح شد این بود که اکثر حمله کنندگان به تجمع از عواملین زن نیروی انتظامی بودند یعنی به توسط همان پلیس زنان که قرار بود برای تکریم حقوق زنان باشد ! خواهران انتظامی که در این عملیات همه را بیاد فاطمه کماندو مقابل چادر وحدت دردهه شصت انداخت به شدید ترین وجه ممکن زنان و دختران حاظران در تجمع را به زیر گاز اشگ آور و باتوم گرفتند و آنها را بازداشت نموده . و این بار نیز زنان باز کتک خوردند و تنها فرقش با موارد سابق همچون پارک دانشجو این بود که زنان با باتوم زنان کتک خوردند ! نظام جمهوری اسلامی به هیچ تعهد و مناسبات اخلاقی در مبارزه خود و سرکوب مخالفین و حتی منتقدان خود پای بند نیست و امروز که این موارد را خدمتتان بیان میدارم در دل خود می اندیشم که ایکاش من نیز چون آنها میتوانستم هرچه را که از پیدا و نهان این نظام می دانستم عنوان کنم . اکنون و پس از گذشت بیست روز از حادثه سرکوب میدان هفت تیر برایتان شمه ای از هویت تعدادی از زنان مهاجم را که در این مدت بارها و بارها در عکس های آنروز آنها را دیدید بر می شمرم .اصلی ترین نکته ای که مرا مجاب به انتشار این اسامی نمود آن بود که سخنگوی قوه قضائیه و همچنین استاندار تهران گفته است خشونتی در کار نبوده است و اگر کسی شکایتی دارد عنوان نماید ! اکنون لازم است افرادی که آنروز در میدان هفت تیر تهران مضروب واقع شدند نسبت به شکایت قانونی از افراد نامبرده شده بنابر قانون اقامه دعوا نمایند . ذکر این نکته لازم می باشد که شماره تلفن محل سکونت و گاها تلفنهای همراه ایشان و حتی آدرس محل سکونت و مدارس فرزندان ایشان و موارد دیگری از سرکوبگران در نزد من محفوظ می باشد و چنانچه در روزهای آتی ما همچنان شاهد اخبار نگران کننده ای درباره مهندس موسوی خوئینی باشیم ناگریز آنها را فاش خواهم کرد نام و نشان و رتبه این افراد به ترتیب ایفای نقش
سرگرد شهلا آشتیانی افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی فرمانده زن میدان شماره پرسنلی : 70763210 ساکن محله سلسبیل تهران استوار یکم پروین حسینی شماره پرسنلی : 80124654 عضو دایره عملیات معاونت اطلاعات ناحیه انتظامی تهران بزرگ ساکن محله اتابک تهران شیرین جلالی افشار شماره پرسنلی : 75875403 کارمند غیر نظامی دایره عملیات معاونت اطلاعات ناحیه انتظامی تهران بزرگ ساکن شهرک پاس تهران ستوان دوم نیره گل محمدی شماره پرسنلی : 83641485 افسر عملیات گردان فاطمه الزهرا یگان ویژه نیروی انتظامی ناحیه تهران بزرگ ساکن خیابان آذربایجان تهران استواریکم سحر دریانی شماره پرسنلی : 81459743 عضو دایره عملیات معاونت اطلاعات ناحیه انتظامی تهران بزرگ ساکن محله رسالت تهران سروان فریده مالکی شماره پرسنلی : 78431985 افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی ساکن شهرک راه آهن تهران ستوان دوم مریم کلهر افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی سرهنگ مسعود نادری افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی ساکن خیابان اسکندری تهران

نامه اي به زنداني بند 209

برسد بدست علی اکبر موسوی خوئینی نماینده مجلس سابق ! مهندس موسوی عزیز سلام ! قبل از اینکه نامه برای تو باشد برای دل خودم هم است چراکه خوب میدانم که در آن سلول و در آن بند لعنتی حتی هوا و نور هم بزور می آید چه برسد به اینکه نامه من بیاید ، میدانی در آن 18 ماهی که من آنجا بودم اصلا فکر می کردم خدا هم آنجا را بلد نیست و خدا هم نمی داند در بند 209 چه می گذرد حالا کفر است ، حالا شرک است هر چه باشد این باور من است ! .روزگار عجیبی است روزی تو به عنوان نماینده ملت می آمدی در آن بند و پای دردهای گفته و نا گفته ما می نشستی برایمان نقل و شیرینی می آوردی که تمام می شود و ما را روحیه میدادی و دریغ که نمیدانستی خودت هم روزگاری باید در آنجا در آن سلولهای سیمانی دو در سه متر که بازجوها اوکازیون می نامندش سر کنی ! واقعا دنیای مسخره ای است و مسخره تر از آن که همین دنیای وارونه ما هم در دست مشتی کوتوله و جاهل است آدمهایی که مطمئنا بزرگترین زاویه دیدشان فراتر از نوک بینی شان نمی باشد ! روزگار بدی است مهندس ! آنروز که عکسهای تجمع میدان هفت تیر را میدیدم دیدم که چطور گرفتن شما را زیر مشت و باتوم ودوباره این فکر در سرم چرخید که هشت سال به اسم اصلاح طلبی و اصلاحات کف خیابونها کتک زدند و خوردیم ، زندان رفتیم ، و خیلی هایمان که روزگاری ادعایمان چنان میکرد که مرد عملیم یا الان آواره ایم و یا ساکت نشستیم و شدیم نماینده امام در منزل اما حالا آیا واقعا راه اصلاحات از توی خیابان می گذشت و برگزاری تجمع و تظاهرات ؟ به نظر من نه ! این که دیگر راه کربلا نبود که هشت سال بجنگی و آخر به آن نرسی ! اگر این راهش بود به آن رسیده بودیم . این روزها که عکسهای میدان هفت تیر را می بینم با خودم فکر می کنم مثلا آن خانمی که برای جام جهانی باپرچم جمهوری اسلامی در آلمان روی ماشین می رقصد بیشتر به اصلاحات کمک می کند یا آن خانمی که دارد کتک می خورد و کف خیابان میکشند و می برندش؟این وضعیت را که می بینم حتی فکر می کنم رفتن به سخنرانی خاتمی مفید تر بود یا رفتن به مثلا کلاس ایروبیک ؟ روزی که پدرم آمده بود ملاقاتم در همان اوین به او گفتم بابا جان شماها هم اگر بجای نوار شریعتی و اعلامیه های آیه الله خمینی اون موقع ها می رفتی کاباره و کافه یا نوار گوگوش گوش می کردی شاید وضع نسل ما امروز بهتر از این بود که.... میدانی مهندس جان ما و همه هم نسلان ما تا بخودمان آمدیم یا انقلاب شد و یا جنگ و ما بچه ها و همنسلان انقلاب هستیم و مشکل بزرگ هم اینجاست ، از شکم نسل انقلاب دموکراسی دنیا نمی آید و متاسفانه خیلی از ماها بدون اینکه بخواهیم انقلابی هستیم خیلی هم که پیشرفت کنیم می شویم روشنفکر انقلابی ! . از ما ها قبل از اینکه دموکرات پیدا بشود انقلابی ِ ایدئولوژیست در می آید . یادته همان روزها که دانشگاه شلوغ شده بود آقای هاشمی در نمازجمعه به ما گفت بچه سوسول ؟ آره راست می گفت ما سوسولیم ! آدم سوسول نمی تواند حق خودش را بگیرد و همیشه یا باید کف زندان باشد و یا کنج خانه ، به من نظر من گستره و ژرفای دموکراسی در یک کشور کاملا بستگی به چند و چونی سوسول های آن کشور دارد . متاسفانه برخلاف تمام آرمان های روشنگری ، ا از دل سوسولیسم انقلابی در می آید ازدل سوسیالیسم هم دموکراسی ! ما اگر سوسول نبودیم کوی دانشگاه کتک نمی خوردیم ! ما اگر سوسول نبودیم بعد هشت سال بد بختی و زندان وبازداشت و یک دنیا هزینه دادن مملکت را تقدیم این کوتوله نمی کردیم ، اگر شما هم سوسول نبودید اون روز به بهانه اخلال در ترافیک نمی گرفتندتان ! مهندس جان ! من نه ضد اصلاحات شده ام و نه با اصلاحات مشکلی دارم اما مشکل من این است که اعتقاد دارم جنبش اصلاحات نوزادی سزارینی بود و نگذاشتیم وقت زایمانش فرا برسد و اصلاحات در ایران عمیقا کم مایه ، بی تجربه و نعل وارونه است . جامعه ای که هنوز شکوائیه اش را در چاه جمکران می اندازد ، جامعه ای که هنوز شب بیست و دوبهمن می روند پشت بام الله اکبر می گویند تا عکس آیه الله خمینی را شاید هنوز در ماه ببینند ٬ جنبش اصلاحاتش نباید از دانشگاه شروع بشود باید می گذاشتیم تا مثل همین الان که حضرات دنبال رابطه با آمریکا هستند اصلاحاتش هم از حوزه و جمکران شروع بشود ! . آنوقت بود که نه تو الان در زندان بودی و نه ما الان اینچنین آواره ، عیب همه ما این بود که اصلاحات را در جامعه مدنی می جستیم نه در مدینه النبی و عیب تو آن بود وقتی اصلاحات مرد هنوز دنبال اصلاحات بودی ونرفتی مثل خیلی های دیگر خودت را سرگرم پژوهای پرشیای مجلس کنی و از آب و نان هشت ساله اصلاحات ارتزاق کنی ، به غنیمت که فکر نکنی و بدنبال اصلاحات باشی آنهم اصلاحاتی هم که در این نظام از دانشگاه و خیابان شروع بشود ، باید هم که باتوم بخوری ، باید هم که بروی زندان تا بفهمی تنها جنگیدن عاقبتش اوین است !... حالا تو در زندانی ، وهم اندیشان سابقت یا درکنج دانشگاه ها با آنکه سن پدر تو و من را دارند به بهانه تحصیل عذر تقصیر دارند و یا مثل همان موقع ها کمر و دست و پایشان درد گرفته و برای مداوا باید بروند خارج ! . من و امثال من هم که تا دلت بخواهد آمارشان در همان هشت ساله بسیار شده بود ، فرسنگها دورتر از تو در زندان بزرگتری هستیم که حتی ملاقات هم نداریم ، حتی وکیل مدافع هم نداریم اما تا دلت بخواهد قاضی و بازجو داریم قاضی و بازجوهایی که به مراتب بی رحم تر و بی انصاف تر هستند اگر جرم اصلاح طلبی در دادگاه انقلاب ، زندان و ممنوع القلم شدن بود اینجا محروم از زندگی شدن هست و یا مثلا اگر روزی روزگاری در سنین نوجوانی ات از عشق به وطن رفته باشی جانت را در جبهه ها نثار کنی و روزگاری دمخور سرداران آسمانی بی درجه و بی پلاک و بی اسکورت بوده باشی پس یک فاشیستی ! یک تروریستی ! یک خائن هستی که نگذاشتی آقایان این رژیم را سرنگون کنند ، حالا زندان هم رفته باشی ، شکنجه هم شده باشی ، برای هر روزی که روزگاری با این رژیم بوده باشی ماهی هم به عوض در همان سلول انفرادی 209 مانده باشی باز جرمت غیر قابل گذشت است ! . بماند ، فقط خواستم بگویم که خوش به حالت که در زندانی و خوش به حالت که قاضی تو قاضی جمهوری اسلامی است نه اپوزیسیون ایرانی ! مهندس جان راستی من هنوزهم مثل آنروزها زندانی ام ، الان سه سالی است نه ملاقات دارم و نه آزادم می کنند نمی آئی ملاقاتم؟ ....

مهندس موسوي را آزاد كنيد

وبلاگ مهندس موسوی خوئینی را آزاد کنید وبلاگی است که در حرکتی زیبا توسط عده ای چند از وبلاگ نویسان برای حمایت ازمهندس موسوی خوئینی راه اندازی شده است که حمایت تمامی دوستداران آزادی و حقوق بشر را می طلبد

نگران پستهاي خالي نباشيد زريبافان ها هستند

میدانیم که زریبافان دبیر هیات دولت و هاشمی ثمره مشاور ارشد رییس جمهور و خواهرزاده محمد رضا باهنر می باشند تا اینجا زیاد نمی شود به احمدی نژاد خرده گرفت که چرا دو کوتوله را به اینچنین پستهای حساسی گماشته است ! اما وقتی به اینچنین سیاهه و لیستی نگاه می اندازیم چه ؟ مددی سرپرست رفاه -باجناق آقای زریبافان سیدمحسن نبوی فرزند29 ساله مرتضی نبوی مدیر مسئول روزنامه محافظه کار رسالت : عضو هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری خارجی -داماد زریبافان علیرضا مددی: مدیرکل وزارتی وزارت تعاون -برادرزاده باجناق زریبافان ناظمی اردکانی: وزیر تعاون -شوهر عمه داماد زریبافان دانش جعفری: وزیر اقتصاد-پسر عمه پدر داماد زریبافان مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیرکل وزارتی وزیر نیرو-برادر هاشمی ثمره خانم قند فروش : مشاور خانواده وزیر کشور-همسر برادر هاشمی ثمره عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون وزیر صنایع-برادر هاشمی ثمره موسی پور: معاون پارلمانی وزیر کشور-شوهر دختر خاله زریبافان واقعا آیا چیز دیگری باید بنویسم ؟ ...

مصاحبه با روزنامه صباح تركيه

چندی پیش خبرنگار روزنامه صباح چاپ ترکیه مصاحبه ای با من انجام داد و حالا به لطف دوست و همکار گرامی ام خانم شیرین صالحی به فارسی ترجمه شده است که برای خواندن آن میتوانید به گویا نیوز بروید