نتیجه گیری !
خداحافظ رفیق !
خبربد همیشه زود می رسد ، محمد برایم پیغام گذاشته که انگاری ساعتی پیش مهران برای همیشه رفت ! اول فکر می کنم که شوخی احمقانه ای هست سریع از دوستی در ایران می پرسم که صحت دارد ؟ و ای کاش نداشت ! و یکباره احساس می کنم که چقدر دلم برایت تنگ شده ، در ذهنم جستجو می کنم که آخرین بار ترا کی دیدم ؟ و می رسم به روزهای تلخ و شیرین " یاس نو " ، لعنت بر این دوری از ایران لعنت ! چه روزهایی بود... هر کس که ترا می دید می فهمید که از جنس دیگری هستی جنسی که کمتر پیدا می شود این روزها ، کلامت ، نگاهت و قلمت ... همه چیزت با دیگران فرق داشت وحالا همه آن جسارت و علم و دانش و شهامت خاطره ای بیاد ماندنی شد از تو !
لجم می گیرد از این دنیای لعنتی که به یکباره همه چیز تمام می شود ، مرگ دوستان و عزیزان همیشه سخت است اما سخت تر آن است که کاری نمی توانی بکنی و دور باشی ، اکبر از پیکر بی جانت در خانه ات می گوید و سارا از روزهای بی تو بودن می نالد و من نمی دانم چکار کنم جز اینکه بنشینم و عکست را نگاه کنم و فقط بگویم تو رفتی و زمستان آمد ، خدا حافظ رفیق ! موش و گربه بازی کیهان و رادیو زمانه
چقدر این عکس آشناست !
رجب بابات مرد !
شاهکار دیگری از نیروی انتظامی اینبار بیرجند !
توضیح : این فیلم با توضیحات زیر دیروزاز ایران برایم ارسال شده است : "در تاریخ دهم آذر 1386 ساعت شش عصر شنبه شب در میدان ابوذر بیرجند گشت پلیس امنیت اخلاقی به دو نفر از دانشجویان دختر به خاطراینکه حجاب اسلامی را رعایت نکرده اند و موهایشان از مقنعه بیرون است با لحن بسیار زننده ای به دو دختر دانشجو می گویند : "بی سروپا حجابتو درست کن !" و وقتی هم با واکنش دانشجو مواجه می شود که این چه طرز صحبت کردن هست ؟ قصد انتقال آنان را به مرکز پلیس می کنند و اقدام به ضرب و شتم یکی از این دختران دانشجو که از سوار شدن به خودرو پلیس امتناع می نموده کرد که در این لحظه مردم بسیاری با شنیدن ضجه های این دختر بیگناه که از انان درخواست کمک مینمود در صحنه تجمع کردند و در حین ضرب و شتم حتی مقنعه این دختر توسط یکی از مامورین زن کشیده شد که باعث شد نه مقداری از مو که تمام موهایش را مردم ببینند ! این صحنه توسط خیلی از حضار با موبایل فیلم برداری شده و در سطح شهر بلوتوث گشته... حال اینکه در برخی از فیلم های بلوتوث شده از این دختر بیگناه" صحنه برداشتن روسری وی توسط مامورین واضح میباشد که باعث سوء استفاده های اخلاقی از چهره بی حجاب این دانشجوی بیگناه خواهد شد . ضمنا یاداور میشود" واقعه یاد شده که خشونت پلیس علیه زنان را متذکر میشود جریحه دار شدن احساسات حاضرین در صحنه را در پی داشت و تا لحظاتی پس از دستگیری این دانشجوی دختر" تجمع ادامه داشت و زمزمه هایی در تقبیح این عمل پلیس و بر ضد نظام و مسئولین شنیده شد . "
موسویان این مسیح مصلوب !
حسین درخشان می شود مستند کیهان شریعتمداری
موفقیت درخشان را در همکاری با حسین شریعتمداری تبریک می گویم . امیدوارم روزی جای خالی سعید امامی را در روزنامه کیهان پر کند ! حسین جان منتظر ادامه نیمه های پنهان دیگران هستیم . خدا قوت برادر عکسهایی از مراسم چهلم دکتر زهرا بنی یعقوب
تبلیغ علنی فسق !
باز هم توقیف و سانسور ! ، خانمها ، آقایان خیلی ها می گوئید من عصبی ام و فقط فحش می دهم ؟ اما به هرچه که می پرسید به خدا قسم به آتش قسم به ماه و به آب و آسمان و گوساله و به هرچی فرق نمی کند به همان قسم باور کنید که من نه عصبی ام و نه فحش می دهم و نه مسخره می کنم نه نه فقط خنده ام گرفته است. وقتی یکی از دوستانم زنگ زد و ماجرای توقیف کتاب خاطرات روسپیان سودازده من را که آخرین کتاب گابریل گارسیا مارکز ( همون رفیق فیدل کاسترو و نویسنده مشهور آمریکای لاتین که این روزها کل نظام اسلامی دارند براشون غش و ضعف می کنند ) را گفت که البته به نحو خنده داری در ایران با نام "خاطرات دلبرکان سودازده من" منتشر شده ، همه اش فکر می کردم که علت توقیف این کتاب را چه عنوان می کنند ! خدا شاهد است (به خدا، من خدا را قبول دارم، و می دانم حداقل به خاطر همین شهادت ! ده نفری بهم گیر می دهند حالا) وقتی علت توقیف را از طرف وزارت ارشاد خواندم از ته دل خندیدم! مخصوصا که صفار هرندی با دستپاچه گی اعلام کرده حتی آن کارمند ممیز (سانسورچی) بی لیاقت را توبیخ هم می کنم و بعد گفتند اخراج هم شده است ،بیشتر خندیدم باور کنید خارج از شوخی این را بخوانید :