حضور معنا دار عضو حزب الله لبنان در محل انفجار بمب قیطریه

صبح امروز در محله قیطریه در مجاورت منزل دکتر مسعود علی محمدی بمب نسبتا قوی ای منفجر شده که منجر به فوت ایشان و زخمی شدن دست کم چهار نفر شده است ، پیرامون این حادثه تروریستی حرفهای زیادی می باشد اما به زعم من تنها برنده این حادثه حکومت ایران می باشد و دست داشتن عوامل خارجی چون مجاهدین خلق یا گروه انجمن پادشاهی ویا کشورهای آمریکا و اسرائیل و انگلیس بیشتر به طنز شبیه می باشد . دکتر علی محمدی طبق شواهد بی شمار من جمله این بیانیه (+) که به امضای ایشان نیز رسیده است (+) از هواداران مهندس موسوی و جنبش سبز بوده است ، پس اگر قرائت حکومتی ها را هم قبول کنیم که "سران فتنه" از عوامل پیاده نظام خارجی ها هستند اصولا هیچ فرماندهی سرباز خود را ترور نمی کند ! اما اگر دقیقتر نگاه کنیم علی محمدی من جمله افرادی بوده است که دارای اطلاعات ذی قیمتی در مورد دستیابی ایران به تکنولوژی هسته ای بوده است ، گول تکذیبیه سازمان انرژی هسته ای را نخورید (+) چراکه بسیار ماهرانه این تکذیبیه فقط اعلام می کند که وی در استخدام این سازمان نبوده است و اعلام نمی کند که آیا دارای اطلاعات و دانشی در این مورد بوده است یا خیر ؟ پس طبیعی است که نظام دیگر نخواهد به لیست فراریان دانشمندان و مطلعان هسته ای خود نام دیگری بیافزاید ، علیرضا عسگری تاسیسات پارچین و لویزان را برملا نمود و شهرام امیری نیروگاه قم را و اینجاست که هر کسی اطلاعات زیادی داشته باشد و احیانا از منتقدین و یا مخالفین هم باشد باید به روش همیشگی این حکومت "حذف" بشود . در این میان هم چه بسا از بهترین مزدوران گوش بفرمان خود همچون بسیار موارد دیگر من جمله ترور میکونوس از نیروهای حزب الله لبنان استفاده نماید . عکس بالا که اتفاقا توسط خبرگزاری فارس هم منتشر شده است در آن به خوبی نشان می دهد که ابوناصر - فردی که از اعضای حزب الله لبنان می باشد و در بسیاری از عملیاتهای سرکوب اخیر حضور داشته است - در محل حادثه مشغول گشت و گذار برای خود می باشد که البته این حضور معنا دار قابل تامل می باشد

! خودی و بیخودی

پس از بیانیه آخر مهندس موسوی و واکنشهای بسیاری که آن بیانیه برانگیخت و استقبال و طردهایی که از آن شد که میتوان مثلا به نامه محسن رضایی هم در این میان اشاره کردو .. دوباره القاب و برچسبهایی مثل خودی و خواص نخبه و خواص مردود و ... بازارش داغ شد !
این روزها دیگر نه در نجوا که علنی در راهپیمایی های وفاداران بی چون و چرای نظام که خودی و نخبه و خواص خوانده می شوند می بینیم که کروبی و موسوی را به باد فحش و ناسزا می خوانندش ، عده ای خائن ، عده ای او را بهایی و عده ای جاسوس و البته همه ایشان را فتنه گر و "سران فتنه" می خوانند .

با نگاهی به اینگونه القاب و نامها باز دوباره می شود اینچنین استنباط کرد که سیاستمداران داخل حکومت همچنان خود را برای تعامل سیاسی آماده نکرده اند و همواره به بسته بودن دایره ی فعالیت هایشان اعتقاد داشته و دارند.
با نگاهی کلی به آنچه که در سی سال حیات جمهوری اسلامی طی شده است می بینیم که نیروهای ملی- مذهبی، از سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و با عناوینی مثل «نهضت آزادی» یا «جبهه ملی» در صحنه ی سیاسی ایران حضور داشته و البته نقش مهمی در به پیروزی رساندن انقلاب و تثبیت آن ایفا کرده اند. اگرچه پس از پایه گذاری اولین دولت جمهوری اسلامی، هر کدام به نحوی از «قطار انقلاب» پیاده و حتی به خاطر مخالفت آیت الله خمینی با استشاره ی وزیر وقت کشور، از تشکیل یک حزب قانونی و دارای پروانه از سوی کمیسیون ماده ی ده وزارت کشور هم باز داشته شدند. با استناد به همین سابقه است که محافظه کاران ایران در دو دهه ی گذشته، به بهانه ی «غیر خودی بودن» و «خارج نظام بودن»، همواره این نیروها را مورد حملات شدید خود قرار داده و می دهند .
کم کم چالش «خودی و غیر خودی» آنچنان گسترده شد که امروز تنها وفاداران به حاکمیت جمهوری اسلامی و یا بهتر است بگویم ذوب شدگان در ولایت «خودی» خوانده می شوند و هر که غیر از آنها، در زیر مجموعه نیروهای «غیر خودی» قرار می گیرد. خودی ها اگر چه در اقلیت هستند، اما با در اختیار داشتن مناصب غیر انتخابی و انتصابی، همواره در تقابلی علنی با نهادهای انتخابی حکومت، مانند دولت و مجلس قرار گرفته و توانسته اند با استفاده از ظرفیتهای فراقانونی خود، آنها را محدود کنند. در مقابل، جماعت غیر خودی، اگر چه هیچگاه این مجال را پیدا نمی کنند تا در باسکولهای سیاسی ایران وزن واقعی خود را به نمایش بگذراند، اما همواره بالاترین میزان محبوبیت را در بین افکار عمومی داشته و دارند.
اما اصلاح طلبان ! اگر چه اصلاح طلبان با اتکا به شعار کلیدی «ایران برای همه ی ایرانیان» در دوم خرداد موفق به کسب بی نظیر رای مردم و رسیدن به قدرت شدند، اما در عمل به این مساله که «هر شهروند و هر گروهی که پایبند به قانون اساسی بوده و از خشونت نیز برای رسیدن به اهدافش دوری بجوید، خودی است و می بایست کلیه ی حقوق او و از جمله حقوق سیاسی اش محفوظ باشد»(1) چندان متعهد نماندند .تا آنکه حتی در سالهای آخر قدرتمداری شان خود نیز دست به حذف و تعدیلهایی زدند .
هدف این نوشتارهم ، نه دفاع از حقوق نیروهای ملی- مذهبی یا حتی زیر سوال بردن نیروهای اصلاح طلب، که اشاره به این نکته است که نگاه مبتنی بر «خودی و غیر خودی»، علاوه بر محافظه کاران، در میان اصلاح طلبان نیز به طور جدی و ملموس وجود دارد و در واقع تمام فضای سیاسی ایران امروز را در بر گرفته است. مساله ای که حکایت از فاصله ی جامعه ی ایران با یک جامعه ی توسعه یافته ی سیاسی دارد.
احزاب اصلاح طلب و دوم خردادی، با وجود آنکه در هشت سال قدرتمداری شان بر اساس ساز و کارهای دموکراتیک عمل نمودند ، اما کاملا بسته و منقبض طی طریق کردند و از این لحاظ، بهتر است آنها را «محافل، دسته جات و عشیره هایی سیاسی» بنامیم تا «احزاب سیاسی». به عنوان مثال «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» یا «جبهه ی مشارکت» را در نظر بگیرید. اگرچه ممکن است برخی افراد در این دو تشکل سیاسی تمایلات دموکراتیک داشته باشند، ولی تمایل غالب حاکم بر آنها یک تمایل دموکراتیک نیست. وقتی وضعیت جریانهای چپ و اصلاح طلب ایران به اینگونه باشد، حکایت جناح راست و تشکل های اقماری پیرامونش، که تنها هنگامی که به تحریک احساسات مردمی نیاز دارند به یاد دموکراسی می افتند، دیگر نیازی به روایت ندارد.
معتقدم که در جمهوری اسلامی، ساختار قدرت به گونه ای طراحی شده که تنها عده ای «خودی»، توانایی ایجاد تشکل ها و جریانهای سیاسی و ورود به عرصه ی رقابتهای انتخاباتی را دارند. اینها، از آنجا که خود «وام دار» حکومت هستند، یا به تایید آن می پردازند و یا نهایتا سازش کارانه سیاست سکوت در پیش می گیرند. دیگران، حتی آنانی که در گذشته مثل محمد خاتمی ، مهدی کروبی و یا مهندس موسوی خدمات قابل توجهی به نظام جمهوری اسلامی کرده اند، فقط به خاطر آنکه امروز در برابر حاکمیت ولایت مطلقه ی فقیه و نهادهای انتصابی قرار گرفته اند،و یا بر بازار نقد و انتقاد از حاکمیت دامن می زنند غیر خودی و اگر نخواهیم بگوئیم نخودی که «بیخودی» هستند و حق حیات سیاسی ندارند!
●●●
1- سخنرانی سید محمد خاتمی در سال 1378 در شهر همدان

! موزه هایی برای بعد از جمهوری اسلامی

سی و چند سال پیش بود که شاه از كاخ سعدآباد به كاخ نياوران كوچ كرد، همانز مان نیز مقربان و خواص دربار شاهانه نيز به فراخور نزديكی به خاندان سلطنت و تمايل شاه هرکدام تكه زمينی در نياوران نصيبشان شد و نيمچه قصرها و کاخکهایی برای خود ساختند تا در جوار شاه در امان باشند. اولینشان ارتشبد نصیری رئیس ساواک بود که بر بلندی كلكچال قصری از سنگ سبز برای خود بنا نهاد تا از آن بلندی بر تهران، شهری كه بايد در سكوت خفه می شد سلطه داشته باشد.
اين سرگذشت با سقوط شاه و اعدام ارتشبد نصيری و جمع ديگری از تبار او مسير ديگری پيدا كرد، به فرمان بنیانگذار انقلاب کاخهای شاه همگی موزه شدند و دسته دسته مردم از جنوب شهر به کاخهای شاه می رفتند و از زمان عبرت می گرفتند ! اما امروز از کاخهای مرمر و سبز و سفید شاه دیگر حرف زدن و دیدن کردن خبری نیست و عبرتی هم ندارد چرا که یا بساط موزه ها و کاخها برچیده شده و هر کدام را نهاد و وزارتخانه و ارگانی صاحب شده اند یا اینکه دیگر جذابتی ندارد دیدن کاخهایی که بزرگترینش با کوچکترین خانه ها و ویلاهای شمال تهران فرقی ندارد .
بماند که همانزمان فقط این "کاخهای شاه " بود که علنی و موزه شد و کسی از کاخهای هژبر و نصیری و ازهاری و ... خبردار نشد چرا که در همان کوران انقلاب هر کس که صاحب نامتر و بانفوذتر بود این کاخها را صاحب شد و در آن سکنی گزید و برای خود کاخ و کاخکی مصادره ای بنا کرد ، کاخهایی که چه بسا موزه های پس از جمهوری اسلامی باشد ! اما واقعا در نيآوران چه می گذرد و چه كسانی ساكن قصرهای آن شده اند:
1- قصر حداد عادل در "دارآباد" مشرف به نيآوران ساخته شده است. سلطان علی خامنه ای روزهای را که برای کوهنوردی می خواهند به دارآباد بروند از راه اختصاصی اين قصر چندین ميليارد تومانی، همراه با گارد ويژه به راهپيمايی می رود. اين محل يكی از قرقگاههای سلطنتی بود كه بعد از انقلاب مدتی آزاد شد و سپس به تملك بنياد مستضعفان درآمد و بعد در اختيار حداد عادل گذاشته شد. قصر به سبك قديمی و تاريجی بازسازی شده واز نظر امنيتی به تجهيزات پيشرفته مجهز است. دور اين قصر اكنون حصار كشيده شده و كوهپيمايی از آن مسير ممنوع اعلام شده است تا رهبر در آن راهپيمائی كند.
2 – قصر علی اكبر ولايتی نيز متعلق به يكی از امرای ارتش شاهنشاهی بوده كه ولايتی تصرف كرده است. ولايتی برای توجيه اين تصرف، وقتی وزير امور خارجه بود، درجريان يكی از سفرهايش به امريكا و سازمان ملل با صاحب خانه كه در امريكا راننده تاكسی است وارد معامله شد. دلال اين كار عباس ملكی كارگزار ولايتی در وزارت خارجه بود. دراين ديدار ولايتی وعده پرداخت معادل قيمت خانه به دلار زمان شاه را داد تا تصرف خانه را حلال اعلام كرده و سند بدهد. آن امير ارتش شاه قبول نكرد و ولايتی در اين قصر تصرفی كه آن را گسترش داده و بازسازی كرده است مستقر باقی ماند.
3- قصرمهندس غرضی وزير اسبق پست و تلگراف و از تاثير گذارترين چهره های پشت صحنه سياست خارجی جمهوری اسلامی (بويژه درارتباط با انگلستان) نيز در نياوران است. اين قصر افسانه ای درست در قسمت شمالی كاخ نياروان(جمال آباد) و در ابتدای منطقه ای قرار دارد كه اشرافی ترين خانه های بعد از انقلاب تهران در آنجا ساخته شده است. در زمان شاه به هيچ كس اجازه نمی دادند در اين منطقه خانه دو طبقه بيشتر بسازد تا امنيت قصر نياوران به خطر نيافتد. بعد از انقلاب بنياد مسكن انقلاب اسلامی كه به چنگ موتلفه افتاد، همه زمينهای منطقه مصادره شد و سپس به قيمتهای گران فروخته شد. دراين ميان يك زمين 37 هزار متری سه نبش نصيب غرضی شد. 5 سال طول كشيد تا غرضی در اين زمين قصر بنا نهد كه همه كاشی ها ودرها ومجسمه ها و شير الات آن از ايتاليا آورده شده است. قصر غرضی نيز كاملا محافظت شده است. اين قصر 7 در دارد كه در مقابل همه آنها نگهبان پاس می دهد وكل قصر مجهز به سيتسم امنيتی پيشرفته ونگهبان با سگهای غول پيكر است. غرضی به دست دراز انگلستان درجمهوری اسلامی معروف است و ديدارها تعيين كننده درقصر او برگزار می شود.
4- قصر علی اكبر ناطق نوری. اين قصرقبلا به هژبريزدانی چوبدار معروف سمنانی و شوهر غير رسمی مادر شاه و همسر رضا شاه تعلق داشته و برج و باروی خاص آن، باعث شده بود تا در زمان شاه شايع شود يكی از مراكز ساواك است و به همين دليل هم از اولين خانه هايی بود كه به تصرف در آمد و مدتی هم كميته نياوران در آنجا مستقر بود. سپس اين قصر به مستضعف ترين عضو جامعه روحانيت مبارز تهران، يعنی علی اكبر ناطق نوری رسيد! قصر را طی چند سال باز سازی كرده و گسترش دادند. خانه های كوچك اطراف خريداری وبه آن افزوده شد. رياست جمهوری او در سال 1376 چنان قطعی بود كه يك باند هليكوپتر هم در اين قصر ساخته شد تا رئيس جمهور با هليكوپتر به بيت رهبر و مقر رياست جمهوری برود و به خانه باز گردد!
اين قصر يكی از گرانترين و افسانه ای ترين قصرهای ايران است كه حتی می گويند اگر درهای آن به روی عكاسان باز شده و عكسهايش منتشر شود ای بسا شهرت جهانی پيدا كند. اين همان قصری است كه ناطق نوری آن را سالها پیش وثيقه قرار بازداشت ناصر واعظ طبسی، پسر آيت الله طبسی كرد! در همين قصر مقداری اشياء عتيقه كه رفيقدوست بانی استخراج و قاچاق آن به خارج از كشور بوده و هست نگهداری می شود. يعنی رفيقدوست به ناطق نوری هديه كرده است!
اين اشياء عتيقه روی قيمت قصر ناطق نوری سنگينی می كند و كارشناس بين المللی می خواهد تا بداند ارزش آن چقدر است. ناطق نوری استوار پشت رفيقدوست ايستاده است و از كنار غارت عتيقه ايران، قصر ناطق نوری عملا يكی از موزه های گران دنياست و به همين دليل پيچيده ترين سيستم امنيتی – محافظتی را دارد.در اطراف اين قصرها، برج های متعلق به آقازاده ها سر به فلك كشيده است كه آپارتمان های آن متری يك میلیارد تومان قيمت دارند.
5- قصر آیت الله شاهرودی رئیس سابق قوه قضائیه یا همان سلطان سیگار ایران نیز در شمس آباد است ، گفته می شود این قصر نیز در قبل از انقلاب برای هویدا بوده است ، شاهرودی که از سال 1377 در این قصر سکنی گزیده است آنجا را به یکی از مکانهای تفریح و تفرج خواص تبدیل کرده است ، آنچنان که یکی از پاسداران و محافظان این قصر گفته در حیاط دو هزار متری این قصر چند آهو رها کرده اند تا حاج آقا و اهل بیت از دیدن آنها از بالکن مشرف به باغ لذت ببرند و عصر ها قلیان بکشند و چای خرما میل بفرمایند !
6- از قصر دانه درشتها که بگذرم می رسیم به محصولی و دیگران که البته عکس و توضیحات آنرا همه دیده ایم اما آخرین کسی که این روزها و در کشاکش عمر کوتاه دولت کودتایی احمدی نژاد به لفت و لیس و کاخ رسیده است مصطفی محمد نجار وزیر کشور است ، اخیرا در قطعه زمینی بمساحت پنج هزار متر مربع در جنب دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله در ازگل کاخی برای جناب وزیر بنا نهاده اند که بر سر در ورودی آن نوشته شده است " هذا من فضل ربی " !! و حالا این خدای او خامنه ای است یا احمدی نژاد بماند !
این سردار رنج کشیده سپاه در کاخ خود و حسینیه کوچکی که در مجاورت آن فضای چند هزار متری ساخته است هر سه شنبه صبح بساط زیارت عاشورا برپا می کند و سران و مدیران عالی نظام را دعوت می کند تا مداحانی مثل منصور ارضی یا سعید حدادیان برایشان زیارت عاشورا بخوانند و بعد محمدی گلپایگانی مسئول دفتر خامنه ای برایشان از "عبرتهای عاشورا " بگوید . این جلسه را فعلا می توان یکی از مهمترین نشست ها و جلسات هفتگی دولت کودتایی نامید که در آن شرکت می کنند و برای سرکوب ملت و راههای آن برنامه می ریزند ، به گفته یکی از افرادی که راننده یکی از شرکت کنندگان در آن جلسات است اغلب تصمیمات شورای امنیت کشور و وزارت کشور در این جلسه هفتگی اتخاذ می شود .

مدحی مردی که دوست دارد مهم باشد

در طی بیش از بیست سال کار مطبوعاتی و روزنامه نگاری ضمن اینکه آموخته ام چی بنویسم و چه زمانی بنویسم و چگونه همچنین آموخته ام چی ننویسم و چرا نباید بنویسم !

روزگار ما روزگار عجیبی است و خیلی ها هم در این دوران بیشتر از هر چیزی دوست دارند که مثل رومیان باستانی بنشینند و جنگ و گردو خاک را تماشا کنند ، اما من آموخته ام که به جنگ خوکها نروم چون هم کثیف می شوم و هم از همه مهمتر این خوک است که لذت می برد ! خودمونی تر و لری این مطلب این است که شان من بالاتر از این است که خودم را آنقدر کوچک کنم تا هر از گاهی دهن به دهن افرادی چون ایرج مصداقی که دلخوش به گرفتن غلطهای املایی های من است یا همین آقای مدحی که دلخوش فتو شاپ و... است بشوم من آنقدر هستم که حتا مثل این دو نه تهدید بکنم نه خط نشان بکشم چون آدمهای مثل من تهدید نمی کنند فقط قبلی را نشان بعدی می دهند !

اراجیف و لاطائلات آقای مدحی را خوانده ام ، اسناد مستند و غیر قابل انکار ایشان را هم دیده ام که دو نامه دست خطی است که البته خط من نیست و اسکن پاسپورت بنده ( که خودم در همین گفتنی ها گذاشته بودم ) ، گزارش پلیس بانکوک که دست خطی به فارسی کنارش گذاشته اند ، نکرده حداقل به انگلیسی بنویسد ! و صورتحسابی که میتواند برای هرکسی باشد مثل این که در زیر می آورم پس ایشان پول هتل آقای سید علی خامنه ای را هم داده اند !! بله فتوشاپ همه کارها را آسان می کند ! کما اینکه ایشان اینقدر نا شیانه اینکار را کرده اند که در محل رفرنس هنوز نام خودشان هست و یادشان رفته آنجا نیز نام من را بیاورند !

همه اینها البته در دادگاه و شکایتی که تنظیم شده بررسی خواهد شد و امیدوارم البته ایشان نیز برای رسیدن به حقوق پایمال شده شان شکایت بکنند و آنجا نیز مطمئنا پیگیری میشود . با گذاشتن یک صورتحساب فتوشاپی و تصویر پاسپورت که چیزی را نمی شود ثابت کرد اگر داشتن تصویر پاسپورت دال بر حقانیت هست بفرمائید این هم تصویر پاسپورت و شناسنامه خود ایشان و همه فرزندان و هر دو خانمشان را ملاحظه نمائید .

اما قبل از اینکه چند نکته را بگویم یک لطیفه : ملایی به منبر رفته بود و برای اینکه فردی را خوار و ذلیل کند گفت وی مفعول است و در روز صد بار مفعول می شود ! ظریفی برخواست و گفت ملا تو یا شمارش نمی دانی یا مفعول بودن را ! حالا برادر مدحی هم یا شمارش نمی داند که 520 هزار یورو پولی نیست که به آسانی به کسی بدهند یا اینکه چیز دیگری را نمی داند !

وی که خودرا کهنه کار سیاسی می داند و بیست سال اطلاعاتی و مشاور عالی رهبر چه شد که به یکباره گول مرا خورد که اینچنین مبلغ گزافی را به پای من ریخت ؟ حال اصلا کاری ندارم که ایشان اصولا اینچنین پولی را از کجا آورده است ؟

محمد رضا مدحی تازه کند ! ادعا می کند که دارای اطلاعات ارزشمند بیشمار است و هارد دیسکهای آنچنانی با خود دارد ...

دوستان عزیز بقول معروف من مرده شما زنده اگر فقط یک خط اگر فقط یک اطلاع و خبر ارزشمند ایشان داشت که مستند باشد ، من قول می دهم در همین وبلاگستان و پیش روی همه شما "گفتنی ها " را برای همیشه ببندم ! ایشان اگر با آن انبوهه اطلاعات از کشور خارج می شد – که هنوز هم شک دارم خارج شده باشند – کارش را با لگد زدن به من آغاز نمی کرد و ابتدا اطلاعات خاصش را رو می کرد .

امثال مدحی ها در خارج و داخل زیادند که نه با این رژیم مشکل دارند و نه بدنبال درد مردم هستند شارلاتانها و فاحشه های سیاسی ای هستند که فقط از آب گل آلود دوست دارند ماهی بگیرند ، یکروز به پرستار بیمارستان تعدی بکنند ، یکروز هم برای جمهوری اسلامی کاسه لیسی کنند و مقابل سفارت انگلستان نمایش تحصن برای انرژی هسته ای با برانکارد و سرم بازی کنند و روز دیگر هم با رانت خواری نخ و پارچه وارد کشور کنند و یکروز هم به سفارت آمریکا و اسرائیل بروند و در ازای اطلاعاتشان پول بخواهند و دست آخر به سیصد دلار کفایت کنند !

آقای مدحی اگر خود را افسر ارزشمندی می دانند که در روز بیش از ده بار با خامنه ای ملاقات داشته چرا در سال 1999 به سفارت آمریکا در استانبول مراجعه کرده و تقاضا کرده اند که پناهندگی سیاسی بگیرند و وقتی مدارکشان مورد بررسی قرار گرفته کاشف بعمل آمده که دروغگویی بیش نیست ! و عذرش را خواسته اند که فقط سریعتر برود بیرون ! آقای مدحی پس از نا امیدی از سفارت آمریکا به سفارت اسرائیل می رود که آنجا هم نا امید می شود (نوار حرفهای ایشان در کنسولگری اسرائیل در استانبول هم موجود است که اگر کسی خواست در همین ستون نظرات بگوید تا برایش بفرستم ) و نهایت این فرد ارزشمند و پولدار پس از گرفتن سیصد دلار از سفارت اسرائیل در استانبول خارج می شود .

در ماه جون سال 2008 نیز مجددا همین اتفاق تکرار شده و اگر میخواهید ماجرا را دنبال کنید می توانید با تماس با سفارت آمریکا در بانکوک با آقای ویلیام بشماره : 0818231407 تماس بگیرید .

محمد رضا مدحی مهره دست چندم نهادهای اطلاعاتی موازی است که نهایت و اوج افتخارشان چایی آوردن و واکس زدن کفش کسانی مثل فلاحیان است آنوقت چطور می شود که به یکباره می شوند افسر ارشد و دارای اطلاعات ذی قیمت ! با مراجعه به دفاتر پناهندگی در خارج از کشور علتش را می فهمید ! در اینجور اماکن شما یکنفر را پیدا نمی کنید که کمتر از حکم اعدام داشته باشد ! همه اعدامی با بیست سی سال زندان که حکمش را هم دارند ! گفتم که آقای مدحی شمارش نمی داند برای همین است که می گوید به 74 سال زندان محکوم شده است و حکمش هم موجود است !

در آخر من هم مثل همه جویندگان حقیقت در انتظار اطلاعات ذی قیمت و افشاگری های ایشان می مانم

حزب الله لبنان در ازای چه اینگونه سرکوب می کند ؟

در همین مجال برایتان از حضور عوامل حزب الله لبنان و دست کم از سه عضو سرشناس آنها حسین منیف اشمر و ابو ناصر و نواف نصار ملقب به ابو محمد گفته ام . به نظر من و بسیاری دیگر از پیگیر کنندکان این ماجرا این سه نفر تکه هایی از کوه یخی هستند که اکنون ظاهر شده اند و این ماجرا باید توسط همه حقیقت یابان پیگیری شود .
ماجرا گرچه از سوی دفتر حزب الله لبنان در تهران تکذیب شده است ، یعنی دقیقا جایی که دست کم تا ماه پیش حسین اشمر در آنجا فعالیت می نموده است ، اما این رخداد واضحتر از آن است که با یک تکذیب پرده پوشی شود ، تا چندی پیش در سایت مقاومه که سایت رسمی حزب الله لبنان می باشد در سمت راست آن بنری وجود داشت که مختص علی منیف اشمر که به قمرالاستشهادیون معروف است وجود داشت ، در میان آن عکسها عکسی وجود داشت که خانواده اشمر من جمله همین حسین در دیداری خصوصی در کنارعلی خامنه ای نشسته بودند و مورد تفقد ایشان قرار می گرفتند که اکنون آن صفحه نیست !( آیا کسی میتواند کش آنرا در گوگل پیدا کند ؟) اما عکس حضور در مراسم تشییع جنازه عماد مغنیه از فرماندهان ارشد حزب الله لبنان در بیروت موجود است که در زیر می بینید :
عکس زیر را نیزهمه ما دیده ایم و اکنون اگر با دقت بیشتری نگاه کنیم می بینیم که این چهار نفر همین افراد مشهور مورد نظر می باشند ، اما فرد سمت چپ او نیز در تمامی لحظات در کنار این دو است او کیست ؟ فرد چهارم البته ایرانی است و نامش " کریم بوغانی " است اهل آمل و بزرگ شده روستای دینان است وی عضو نیروی قدس سپاه پاسداران است و در یگان9000 نیروی قدس فعالیت می کند ، به عکسهای دیگر وی نیز نگاه کنید وی همواره یا در کنار این سه لبنانی است و یا مشغول ضبط فیلم و عکس است :محل خدمت نامبرده یعنی یگان نه هزار نیروی قدس پیشتر یعنی تا هشت سال پیش وظیفه اش چیز دیگری بود و اکنون مسئولیت واکنش سریع و ضد خرابکاری در امنیت داخلی است . ستاد این یگان در محل زیر است :
تهران – خیابان ولیعصر – نبش ساختمان ایرنا کوچه مجلسی شماره 8 – با تابلوی : موسسه فرهنگی همت .

اکنون واضح است که مسئولیت برخورد مستقیم با مهندس موسوی بر عهده این یگان و سپاه پاسداران است چرا که در عکسهای تسخیر و پلمپ ستاد مهندس موسوی در قیطیره ما این سه نفر را می بینیم ، در تمامی اعتراضات و تجمعاتی که مهندس موسوی حضور داشته است این چهار نفر را می بینیم ، من جمله عکسهای زیر :

حال از همه جویندگان حقیقت می خواهم این موضوع را ردگیری کنند همانطوریکه در عکسها مشاهده می کنید اینها مسلح و حتا مجهز به بیسیم هم می باشند پس اگر بگوئیم بصورت خودسر و از سر عرق و غیرت دینی اینکار را می کنند بیشتر جوک هست ، من اصلا پا را فراتر از این میگذارم و می گویم همه این حرفها دروغ هست و لبنانی بودن اینها هم ساخته وپرداخته ذهن من هست این چهارنفر کیستند ؟ مشخصات اینها چیست ؟ چرا صدا و سیما که به هر دروغ و اتهام به نیروهای انقلاب اسلامی از سوی ضد انقلاب می پردازد و در برنامه های مختلفش آنرا بررسی می کند این سه نفر را نمی آورد تا مثل بلبل فارسی حرف بزنند و بگویند ایرانی هستند و مشخص شود ما دروغگوئیم ؟ پس سئوال اصلی اینجاست به عرب یا عجم بودنشان اصلا کاری نداریم اینها کیستند ؟ مگر دادستان وقت تهران آقای سعید مرتضوی اعلام نکرد که حمله به ستاد مهندس موسوی در روز انتخابات کار عوامل خودسر و ناشناخته بوده است ؟ چه دلیلی متقن و گویا تری از این که این چهار نفر هم در تسخیر ستاد بوده اند ، هم به ضرب و شتم وحشیانه ملت پرداخته اند ، در روز قدس نیز به خشونت دامن زدند و هم در روز عاشورا با شلیک مستقیم اسلحه کلت ملت را در پل کالج نشانه رفته اند ؟ اینها کیستند ؟ و براستی چه حاشیه امنی است که این روزها گرداگرد این افراد را احاطه کرده است ؟ به سر خط اصلی این نوشتار برمیگردیم "حزب الله لبنان در ازای چه اینگونه خوش رقص می کند ؟ " چرا باوجود بسیج و سپاه و اطلاعات و بقول حضرات آحاد میلیونی عاشقان و جان برکفان ولایت واکنش سریع و سرکوب سازمانی را به نیروهای خارجی واگذار کرده اند ؟ چه سری است که امروزه لبنانی ها محرم تر و خودی تر از نیروهای سرکوبگر داخلی شده اند ؟ مسئله این است !

! پوستر امام زمان و سلطان خامنه ای منتشر شد

امروز یکی برایم ایمیلی فرستاد که سرباز نیروی دریایی سپاه هست و اخیرا حوزه نمایندگی ولی فقیه در نیروی دریایی سپاه اقدام به چاپ پوستری نموده است که در بالا می بینید ، که سلطان سید علی خامنه ای دارد پرچم یالثارات الحسین را به امام زمان هدیه می کند !
به نظر من دریایی از بدعت دینی و حرف در پشت این تصویر هست ، اولا که برای اولین بار چشم ما روشن شد و یک نهاد رسمی پوستری از امام زمان منتشر کرد تا ما او را ببینیم ! و دوما اینکه خامنه ای رسما پا را حتی از نائب بودن فراتر می گذارد و چه بسا سعی دارد با یک جعل عدد و ریاضی حتما خود را امام یازدهم قلمداد کند و در بعد از او امام دوازدهم بیاید و بشود رهبر جمهوری اسلامی !
بهر حال خیلی دوست دارم نظر مراجع محترم را درباره این پوستر بدانم ! بعید نیست همین روزها صدا و سیما نیز فیلمی از جلسات و مذاکرات امام زمان با سلطان خامنه ای برایمان پخش کند ...

یکبار دیگر این حرفها را با هم بخوانیم

اینها به همه معنا خیانت کرده اند به مملکت ما. ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشد، زندگی معنوی شما را هم میخواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید.معنویات ما را بردند اینها.
دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم.دلخوش به این مقدار نباشید.معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدیم.شما را به مقام انسانیت میرسانیم.اینها شما را منحط کردند.اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است.
ما هم دنیا را می آباد میکنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشد همین معناست که خواهد شد. این دارایی ها از غنائم ملت است و مال ملت است و مستضعفین.من امر کرده ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تغییراتی دیگر در امور خواهد حاصل شد.لکن قدری باید تحمل کنید.به این حرفهای باطل گوش نکنید.اینها حرف میزنند.ما عمل میکنیم." اینها شما را میخواهند دلسرد کنند از اسلام. اسلام پشتیبان شماست
سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند…. چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؟… چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟
آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت‌مان، این شاه‌مان، این مجلس‌مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت‌مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند؟!… من باید عرض کنم؛ محمد رضا، این خائن خبیث، مملکت ما را خراب کرد قبرستان‌های ما را آباد کرد….

حضور مجدد اعضای حزب الله لبنان در سرکوب ملت در روز عاشورا

مراسم تشییع جنازه عماد مغنیه در جنوب لبنان
روز عاشورا تهران پل حافظ
اگر بیاد داشته باشید پیشتر درباره حضور دو عضو سرشناس حزب الله لبنان یعنی حسین منیف اشمر و ابوناصر در حمله و تسخیر ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در روز انتخابات برایتان گفته بودم (اینجا) . حالا مجددا سندی انکار ناپذیر در سرکوب و حمله مسلحانه این دو عضو حزب الله لبنان را در این عکسها مشاهده می نمائید .
این عکسها متعلق به روز عاشورا و درگیری بین مردم و نیروهای سپاه پاسداران در منتهی الیه پل حافظ می باشد .
اما درباره حضور حسین منیف اشمر :
ایشان که برادر دو شهید معروف استشهادی حزب الله لبنان علی منیف اشمر و محمد اشمر می باشند از سال 1374 در ایران بسر می برند و ضمن عضویت در سپاه پاسداران از اعضای دفتر نمایندگی حزب الله لبنان در ایران می باشند . آدرس محل کار ایشان خیابان ولی عصر خیابان حافظ شیراز پلاک 14 می باشد که پیدا کردن ایشان براحتی امکان پذیر است .
گفتنی است این نخستین بار نیست که نیروهای امنیتی در جهت سرکوب اعتراضات مردمی از نیروهای خارجی استفاده می کنند و سالها پیش نیز در ماجرای اعتراض و شورش مردم اسلامشهر و قزوین عملا نیروهای حزب الله لبنان که بمنظور آموزش به ایران در آنزمان اعزام شده بودند در خدمت ماشین سرکوب نظام قرار گرفتند که حتا منجر به تشکر رسمی فرمانده وقت سپاه پاسداران سردار محسن رضایی از حزب الله لبنان گردید .
هم اکنون نیز یک تیپ از نیروهای خارجی در محلی در مجاورت صداوسیما و نمایشگاه بین المللی تهران با نام تیپ دو نیروهای مخصوص روح الله ، امر محافظت و حراست از سازمان صدا و سیما را به عهده دارند .
در همین رابطه :

فرق بین موافق و مخالف

اين است فرق بين مخالف و موافق
این است فرق بین حق و باطل
این است فرق بین ارزشی و غیر ارزشی
این است فرق بین ذوب شده آمریکا و انگلیس با ذوب شده در ولایت
یکی باطوم می خورد و دیگری ساندیس