! رئیس قوه قضائیه و خویشتنداری و قانونمداری

امروز که صحبتهای آقای محمد یزدی را درباره خطبه های دیروز نماز جمعه تهران می خواندم یاد یه خاطره ای از ایشان افتادم که گفتم بگذار بنویسمش ؛گمانم سال 1376 یا 1377 بود دولت خاتمی روی کار بود و مطبوعات واقعا دوران بهارش را در جمهوری اسلامی تجربه می کردند . نشریات رنگارنگ و جورواجور به عنوان اولین ثمره دولت خاتمی در حال شکل گرفتن بودند و از همین رو جناح مخالف اصلاحات اولین حملات خودشان را به این جبهه از مطبوعات شروع کردند .
انصار حزب الله و یا همان بهتر بگویم گروههای فشار که رمز عملیاتهایشان را همیشه از جناح راست می گرفتند شروع بکار کردند و افتادند به جان مطبوعات و روزنامه نگاران حملات به دفاتر مطبوعات ضرب و شتم روزنامه نگاران و ... از جمله خدماتی بود که انجام می دادند و هر از گاهی هم برای دادن گزارش خدمات ولی نعمتان خود مثل آقای مصباح یزدی می رفتند و تعریف می کردند مثلا که بله ما رفتیم زدیم و آتش زدیم و ... و هیچ کدامتان شاید نتوانید حدس بزنید که آقای مصباح با چه ولعی اینها را می شنید و با ریشش بازی میکرد و لبخند می زد ومی گفت احسنت احسنت !
آن روزها برای من واقعا شرایط پیچیده ای بود ، از یکطرف من به حزب الله مثل فرزندی نگاه میکردم که حالا به راه بدی افتاده و خوب نمیشه که آدم بچه اش وقتی خلافی میکنه سرشو ببره و سعی در آرام و اهل کردنش میکنه ، و از طرف دیگر هم خوب اعتقاد داشتم به راهی که در پیش گرفته بودم ، خلاصه نشستیم و با بچه ها جلسه گذاشتیم و گفتم دیگر درد چیه که میروید می زنید و آتش می کشید و ... ؟ همه چیز که در اختیار ماست و هر کاری هم که میخواهیم میتوانیم بکنیم دیگر چرا بهانه دست دیگران می دهید ؟ اگر مشکلی با مطبوعاتی با روزنامه نگاری چیزی دارید بگذارید از راهش اقدام کنیم ! .
بعد آن جلسه بود که رفتم روزی با آقای یزدی که آنزمان ریاست قوه قضائیه صحبت کنم ترتیب جلسه را مرحوم حاج سعید امانی دادند و رفتیم در دفتر نهاد خدمت ایشان و همین تا نشستم گفتند خوب چه خبر ؟ من هم گفتم خبری نیست الا همینها که می بینید و خدمت رسیدیم تا ببینیم آیا می شود مثلا فعلا که دادستانی وجود ندارد به عنوان مدعی العموم دستوری بدهید تا بتوانیم ما از مجرای قانونی نسبت به مطبوعات اقامه دعوی کنیم ، من از قبلش گشته بودم انبوهه ای قانون و ماده و تبصره پیدا کرده بودم که اگر گفت مثلا منع قانونی داریم برایش دلایل حقوقی بیاورم که هنوز حرفم تمام نشده بود کاغذ را برداشت و نامه ای نوشت برای آقای رازینی که آنزمان رئیس دادگستری استان تهران بودند که فلانی در مقام مدعی العموم معرفی می شوند !
من می دونستم که این کار حتما تبعاتی در جامعه خواهد داشت و شاید صدای خیلی ها دربیاد اومدم توضیح بدهم که بله حاج آقا این در آئین دادرسی مدنی هم تصریح شده ... که آقای یزدی بلند شد و عبایش را از جا لباسی کنار میزش برداشت و انداخت روی دوشش و آماده رفتن شد و گفت :"آقا جان قانون رو ولش کنید برید بزنید تو دهن اینها !" .
و البته خوب هرچند که من کسی بودم که ارادتی خاص داشتم به آن سیستم ولی خوب ته دلم گفتم : بله این هم از رئیس قوه قضائیه ما !
بعدها با استناد به همان نیم خط نوشته ایشان دست کم لا اقل بیش از ده روزنامه و چهارده هفته نامه و ماهنامه توقیف و محاکمه شد ....

بررسی نقش سپاه پاسداران وبسیج و حزب الله در سرکوبهای اخیر

مبارزان در کجا محبوسند؟

این روزها اخبار رسمی و تائید نشده حاکی از بازداشت دست کم دو هزار نفر فقط در تهران می باشد ، بخش عمده ای از این بازداشت شدگان در زندان اوین و حشمتیه در تهران ورجایی شهردر کرج نگهداری می شوند و بخش دیگر آنها در زندانهای بی نام و نشان و غیر قانونی سپاه و وزارت اطلاعات نگهداری می شوند .

پیشتر درباره چند بازداشتگاه غیر رسمی روشنگری شده بودکه میتوانید در اینجا بخوانید .

اما این روزها حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران اقدام به تاسیس سه بازداشتگاه مخوف دیگر نموده است یکی در ساختمان قبلی ستاد بسیج دانشجویی در خیابان رازی تهران پشت تالار وحدت و یکی در خیابان فرشته کوی کوهیار و آخری در الهیه خیابان خزر نبش کوچه کیوان که در هر سه بازداشتگاه دست کم بیش از چهارصد بازداشتی هم اکنون نگهداری می شوند ، طبق اخباری که بدست من رسیده است در بازداشتگاه خیابان فرشته بیشتر زنان و دختران نگهداری می شوند و در بازداشتگاه خیابان فرشته تجهیزات فیلمبرداری از متهمان نیز وجود دارد ، هر سه این بازداشتگاهها دور از هر گونه نظارت قانونی و قضایی می باشند .

بهزاد نبوی و فیض الله عرب سرخی از جمله بازداشتیان مشهوری هستند که در بازداشتگاه خیابان فرشته نگهداری می شوند .

سهراب جان شهادتت مبارک

نوزده سال داشت و براي کنکور تلاش مي کرد؛ دلش می خواست نامش در میان قبول شدگان کنکور چاپ شود اما حالا نامش همه جا هست ، ديروز کشته شد در اوين و مرتضوی چه آسان این خبر را اعلام کرد: سهراب اعرابی در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر کنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند. همین !

یک مبارزه مدنی تاثیر گذار

در بزرگترين اعتراض مدنی و شبانه در ايران و در سه شنبه شب 30 تير ماه 1388( به ياد جان باختگان روز 30 خرداد که در حکومت نظامی کشته شدند از جمله ندا آقا سلطان) از مردم ايران درخواست مي گردد دقيقاً در ساعت 9:00 شب و با آغاز اخبار ساعت 9 همگی يک وسيله برقی پر مصرف ( ترجيحاً اتو يي که روی درجه آخر هست و يا جاروبرقی، سشوار، هيتر و ...) را برای 240 ثانيه( 4 دقيقه) به برق متصل کنيد( اگر مي خواهيد بيشتر تأثير گذار باشيد همزمان 2 يا سه وسيله را با هم به برق بزنيد). توجه کنيد که زمان بسيار و بسيار مهم است. در صورتی که حتی 10 ثانيه تأخير داشته باشيد از قافله عقب خواهيد ماند. با همکاری 3 ميليون خانواده در ايران دقيقاً در ساعت 9 شب که خود را با دينگ دينگ کردن آغازی شروع اخبار ساعت 9 شب شبکه اول هماهنگ کرده و با دينگ آخر و شروع اخبار، اتوی خود ( يا سه شوار و يا هر وسيله پر مصرف از قبيل هيتر و ...) را به برق می زنند، شوکی به شبکه نيروگاهی ايران وارد آمده و شبکه برق کشور ناچار به قطع بارها و خاموشی مطلق خواهد شد.
توصيه ايمنی: پس از قطع برق فوراً وسيله برقی و يخچال خود را از برق بيرون بکشيد تا در هنگام وصل مجدد برق که حدود 2 ساعت طول مي کشد ضمن اينکه يخچال شما آسيب نمی بيند، هم وطنان ما در اداره مرکزی ديسپاچينگ ملی برق نيز سريعتر بتوانند شبکه برق را بازيابی و برق شما را وصل کنند.نکته مهم : بعيد نيست که در روز 30 تير ماه حکومت زمان اخبار ساعت 9 را عوض کند و يا در شهرهای مختلف اخبار را با تأخيرهای جداگانه پخش کنند . مثلاً اخبار را ساعت 9:01 دقيقه پخش کنند. مهم نيست. ما با شروع اخبار وسيله های برقی را به برق متصل مي کنيم. اين کار حکومت چون به تفکيک هر شهر انجام مي شود تأثيری ندارد. و اگر آن شب اخبار ساعت 9 را پخش نکردند، با اخبار ساعت 10 شبکه سه اين کار را انجام مي دهيم. اگر اخبار ساعت 10 شبکه سه نيز پخش نشد با اخبار ساعت 10:30 شبکه 2 اين کار را مي کنيم. اين کار و تحمل ماکزيمم 2 ساعت بی برقی نتايج ذيل را به همراه دارد:

وحدت ملی را به رخ حکومت ديکتاتوری مي رسانيم

اين خبر مانند بمب در تمامی دنيا صدا مي کندو غير قابل کتمان مي باشد( ديگر نمي توانند بگويند اينها خارجی هستند و وجود مردم را کتمان کنند

دژخيمانی که هنوز در خوابند يآ خود را به خواب زده اند با قطع برق کل ايران، برق آنها نيز قطع شده و می فهمند که رفتنی هستند (شايد به راه راست برگردند

ديگر با استفاده ابزاری از انگ منافق، بسيج و سپاه قادر به مقابله و سرکوب با مردم عادی نيستند.

حکومت ديکتاتور از قدرت اتحاد ملت به ترس و وحشت خواهد افتاد

ملت ايران خود را باور خواهند کرد و برای حرکتهای بعدی آماده خواهند شد.

بدون اينکه حتی خون يک نفر هم ريخته شود و يا کسی شناخته شده و به زندان بيفتد يک راه پيمايي ميليونی شبانه کرده ايم

پس از خاموشی مطلق ( توضيح اينکه در 30 تير ماه ، ماه در ساعت 9 شب در آسمان نبوده و همه جا تاريک و بدون هيچگونه نوری مي گردد) می توانيم بدون ترس از نفوذيان رژيم کودتا فرياد آزادی و الله اکبر سر دهيم.

با توجه به اينکه قطع سراسری برق يک کشور جزء حوادث تاريخی آن کشور مي باشد، اتحاد ايرانيان ظلم ستيز و شب 30 تير ماه به تاريخ مي پيوندد.

پس همراه شو هم وطن و اين مطلب را حداقل به 10 نفر از بستگان خود که دسترسی به اينترنت ندارند با توضيح کافی در خصوص اهميت هماهنگی در زمان اتصال وسيله برقی دقيقاً در ساعت 9 شب و قطع وسيله های برقی پس از خاموشی بگو. با توجه به اينکه حکومت ممکن است قبل از ساعت 9 خاموشی بدهد و بارهای شبکه را از مدار خارج کنند( که به احتمال بسيار زياد اين کار را خواهند کرد) تنها 2 راه جود ارد. اول اينکه مردم دقيقتر و با سرعت عمل بيشتر و دقيقاً راس ساعت 9 اتوی خود را به برق بزنند (كه احتياج به فرهنگ سازي و كمك همه سطوح تحصيل كرده به مردم دارد) و در کمتر از 5 ثانيه 3 هزار مگاوات درخواست بار ايجاد کنند. دوم اينکه تعداد مردمی که اين کار را مي کنند 2 برابر شود یعنی 6 ميليون خانواده اين کار را بکنند

! یک بسیجی مسلح دیگر شناسایی شد

از آنجائی که حجت السلام طائب فرمانده نیروی مقاومت بسیج اعلام کرده است که بسیجیان در برخوردهای اخیر به هیج وجه از سلاح گرم استفاده نمی کنند و آشوبگران در لباس بسیج به جنایت می پردازند ، برای کمک به این فرمانده بسیج یک آشوبگر دیگر را شناسایی نموده .

نامبرده محمد جواد بصیرت از فرماندهان پایگاه مقاومت بسیج مسجد لرزاده تهران می باشد !

ایشان متهم است که در لباس بسیج ! در خیابان آزادی و جمالزاده تهران با استفاده از سلاح کلت کمری به روی ملت آتش گشوده است .

از شهروندان تهرانی خواهشمندم با پخش این عکس در محل سکونت ایشان واقع در تهران – میدان خراسان پشت فروشگاه قدس کوچه نائب اطرافیان و همسایگان وی را هشیار سازند که این بسیجی یک قاتل است ! باید این افراد رسوا بشوند و بدانند گرچه در سایه امن حکومت اسلامی میتوانند دست به هر جرم و جنایتی حتی آدم کشی بزنند اما باید به ملت جوابگو باشند .

! امروز هیجده تیر است

ده سال پیش در این روزها فاجعه ای صورت گرفت که به یکی از خونین ترین حادثه های تاریخ هفتاد ساله جنبش دانشجویی ایران شد بیش از پنج دانشجوی کشته شده و صدها زخمی این روزها دست به دست سه آذر اهورایی دادند تا ثابت کنند دانشجوی ایرانی زلت نمی پذیرد .

ده سال پیش حادثه ای رخ داد که دل دوست و دشمن را لرزاند و علی خامنه ای رهبر حکومت ایران نیز اعلام کرد قلبم جریحه دار شد و لابد بخاطر همین جراحت بود که دادگاهی برای عاملان این فاجعه تشکیل شد و سربازی بخاطر سرقت یک ریش تراش به سه ماه اضافه خدمت محکوم شد .
اما امسال سالگرد این فاجعه رنگ و بویی دیگری دارد ، هنوز خون دهها جوان آزادیخواه در کف خیابانهای کشور خشک نشده است ، هنوز خون ندا بر سنگفرش خیابان آزادی سرخ سرخ است ، و بار دیگر پس از دهسال کوی دانشگاه به ویرانه ای بدل شده است .
امروز هیجده تیر ماه است ، روزی که عزت ابراهیم نژاد کشته شد و قاتلش با یک فتوکپی کارت شناسایی آزاد شد تا بار دیگر ثابت کنند که با آل خامنه ای هر که درافتاد ورافتاد !
امروز هیجده تیر است سرخ ترین روز سال ...
------------------
هیجده تیر از زبان احمد باطبی، حسین الله ‌کرم وامیر فرشاد ابراهیمی -رادیو فردا

سرکوبگران را باید شناسایی کرد

من برایشان از کارهایی که در اینترنت و فیس بوک و توئیتر شده گفته ام و اینکه باید این لباس شخصی ها و بسیجی های مسلح و همه اونهایی را که به سرکوب ملت می پردازند را به مردم معرفی کرد .

وزیر اطلاعات ایران حامی یک کلاهبردار

بارها و بارها دیده ایم که کارگزاران جمهوری اسلامی با کلاهبردارانی که آزادانه به کلاهبرداری از مردم اشتغال دارند سهیم هستند و یا رفاقت دارند . در فیلمی که این روزها منتشر شده است رابطه گرم و صمیمی وزیر اطلاعات دولت خرافی احمدی نژاد محسنی اژه ای را با یکی از این کلاهبرداران که در زمانی کوتاه ثروتی عظیم به چنگ آورد را مشاهده می کنید. که بر طبق احکام قوه قضائیه خود جمهوری اسلامی یک کلاهبردار و شیاد معرفی شده است که با ادعای انرژی درمانی در داخل و خارج از کشور با استفاده از ساده لوحی بسیاری از هموطنانمان به اخاذی از آنها پرداخته و در مواردی هم به زنان و دختران بیمار تعرض هم نموده است . در این فیلم می بینیم که محسنی اژه ای چگونه با این شیاد رابطه صمیمی دارد و حتا برای وی با نوشتن نامه ای حاشیه امن فراهم می نماید ، یادمان نرود که وزیر اطلاعات امروزی همان شخصی است که گوش عیسی سحر خیز را گاز گرفت و به سوی وی قندان پرت کرد. و سعید مرتضوی در مقام رئیس دادگاه مطبوعات در مجتمع قضائی ویژه کارکنان دولت که وی سالها ریاست آنرا بر عهده داشت به قتل عام مطبوعات محکوم است . با این فیلم و مدرک غیر قابل انکاری که در هر دادگاه متعارفی قابل عرضه است، صلاحیت این دولت بخصوص وزارت اطلاعات که باید از درایت بالایی برای حفظ امنیت کشور برخوردار باشد زیر سوال می رود .