یک مبارزه مدنی تاثیر گذار

در بزرگترين اعتراض مدنی و شبانه در ايران و در سه شنبه شب 30 تير ماه 1388( به ياد جان باختگان روز 30 خرداد که در حکومت نظامی کشته شدند از جمله ندا آقا سلطان) از مردم ايران درخواست مي گردد دقيقاً در ساعت 9:00 شب و با آغاز اخبار ساعت 9 همگی يک وسيله برقی پر مصرف ( ترجيحاً اتو يي که روی درجه آخر هست و يا جاروبرقی، سشوار، هيتر و ...) را برای 240 ثانيه( 4 دقيقه) به برق متصل کنيد( اگر مي خواهيد بيشتر تأثير گذار باشيد همزمان 2 يا سه وسيله را با هم به برق بزنيد). توجه کنيد که زمان بسيار و بسيار مهم است. در صورتی که حتی 10 ثانيه تأخير داشته باشيد از قافله عقب خواهيد ماند. با همکاری 3 ميليون خانواده در ايران دقيقاً در ساعت 9 شب که خود را با دينگ دينگ کردن آغازی شروع اخبار ساعت 9 شب شبکه اول هماهنگ کرده و با دينگ آخر و شروع اخبار، اتوی خود ( يا سه شوار و يا هر وسيله پر مصرف از قبيل هيتر و ...) را به برق می زنند، شوکی به شبکه نيروگاهی ايران وارد آمده و شبکه برق کشور ناچار به قطع بارها و خاموشی مطلق خواهد شد.
توصيه ايمنی: پس از قطع برق فوراً وسيله برقی و يخچال خود را از برق بيرون بکشيد تا در هنگام وصل مجدد برق که حدود 2 ساعت طول مي کشد ضمن اينکه يخچال شما آسيب نمی بيند، هم وطنان ما در اداره مرکزی ديسپاچينگ ملی برق نيز سريعتر بتوانند شبکه برق را بازيابی و برق شما را وصل کنند.نکته مهم : بعيد نيست که در روز 30 تير ماه حکومت زمان اخبار ساعت 9 را عوض کند و يا در شهرهای مختلف اخبار را با تأخيرهای جداگانه پخش کنند . مثلاً اخبار را ساعت 9:01 دقيقه پخش کنند. مهم نيست. ما با شروع اخبار وسيله های برقی را به برق متصل مي کنيم. اين کار حکومت چون به تفکيک هر شهر انجام مي شود تأثيری ندارد. و اگر آن شب اخبار ساعت 9 را پخش نکردند، با اخبار ساعت 10 شبکه سه اين کار را انجام مي دهيم. اگر اخبار ساعت 10 شبکه سه نيز پخش نشد با اخبار ساعت 10:30 شبکه 2 اين کار را مي کنيم. اين کار و تحمل ماکزيمم 2 ساعت بی برقی نتايج ذيل را به همراه دارد:

وحدت ملی را به رخ حکومت ديکتاتوری مي رسانيم

اين خبر مانند بمب در تمامی دنيا صدا مي کندو غير قابل کتمان مي باشد( ديگر نمي توانند بگويند اينها خارجی هستند و وجود مردم را کتمان کنند

دژخيمانی که هنوز در خوابند يآ خود را به خواب زده اند با قطع برق کل ايران، برق آنها نيز قطع شده و می فهمند که رفتنی هستند (شايد به راه راست برگردند

ديگر با استفاده ابزاری از انگ منافق، بسيج و سپاه قادر به مقابله و سرکوب با مردم عادی نيستند.

حکومت ديکتاتور از قدرت اتحاد ملت به ترس و وحشت خواهد افتاد

ملت ايران خود را باور خواهند کرد و برای حرکتهای بعدی آماده خواهند شد.

بدون اينکه حتی خون يک نفر هم ريخته شود و يا کسی شناخته شده و به زندان بيفتد يک راه پيمايي ميليونی شبانه کرده ايم

پس از خاموشی مطلق ( توضيح اينکه در 30 تير ماه ، ماه در ساعت 9 شب در آسمان نبوده و همه جا تاريک و بدون هيچگونه نوری مي گردد) می توانيم بدون ترس از نفوذيان رژيم کودتا فرياد آزادی و الله اکبر سر دهيم.

با توجه به اينکه قطع سراسری برق يک کشور جزء حوادث تاريخی آن کشور مي باشد، اتحاد ايرانيان ظلم ستيز و شب 30 تير ماه به تاريخ مي پيوندد.

پس همراه شو هم وطن و اين مطلب را حداقل به 10 نفر از بستگان خود که دسترسی به اينترنت ندارند با توضيح کافی در خصوص اهميت هماهنگی در زمان اتصال وسيله برقی دقيقاً در ساعت 9 شب و قطع وسيله های برقی پس از خاموشی بگو. با توجه به اينکه حکومت ممکن است قبل از ساعت 9 خاموشی بدهد و بارهای شبکه را از مدار خارج کنند( که به احتمال بسيار زياد اين کار را خواهند کرد) تنها 2 راه جود ارد. اول اينکه مردم دقيقتر و با سرعت عمل بيشتر و دقيقاً راس ساعت 9 اتوی خود را به برق بزنند (كه احتياج به فرهنگ سازي و كمك همه سطوح تحصيل كرده به مردم دارد) و در کمتر از 5 ثانيه 3 هزار مگاوات درخواست بار ايجاد کنند. دوم اينکه تعداد مردمی که اين کار را مي کنند 2 برابر شود یعنی 6 ميليون خانواده اين کار را بکنند

! یک بسیجی مسلح دیگر شناسایی شد

از آنجائی که حجت السلام طائب فرمانده نیروی مقاومت بسیج اعلام کرده است که بسیجیان در برخوردهای اخیر به هیج وجه از سلاح گرم استفاده نمی کنند و آشوبگران در لباس بسیج به جنایت می پردازند ، برای کمک به این فرمانده بسیج یک آشوبگر دیگر را شناسایی نموده .

نامبرده محمد جواد بصیرت از فرماندهان پایگاه مقاومت بسیج مسجد لرزاده تهران می باشد !

ایشان متهم است که در لباس بسیج ! در خیابان آزادی و جمالزاده تهران با استفاده از سلاح کلت کمری به روی ملت آتش گشوده است .

از شهروندان تهرانی خواهشمندم با پخش این عکس در محل سکونت ایشان واقع در تهران – میدان خراسان پشت فروشگاه قدس کوچه نائب اطرافیان و همسایگان وی را هشیار سازند که این بسیجی یک قاتل است ! باید این افراد رسوا بشوند و بدانند گرچه در سایه امن حکومت اسلامی میتوانند دست به هر جرم و جنایتی حتی آدم کشی بزنند اما باید به ملت جوابگو باشند .

! امروز هیجده تیر است

ده سال پیش در این روزها فاجعه ای صورت گرفت که به یکی از خونین ترین حادثه های تاریخ هفتاد ساله جنبش دانشجویی ایران شد بیش از پنج دانشجوی کشته شده و صدها زخمی این روزها دست به دست سه آذر اهورایی دادند تا ثابت کنند دانشجوی ایرانی زلت نمی پذیرد .

ده سال پیش حادثه ای رخ داد که دل دوست و دشمن را لرزاند و علی خامنه ای رهبر حکومت ایران نیز اعلام کرد قلبم جریحه دار شد و لابد بخاطر همین جراحت بود که دادگاهی برای عاملان این فاجعه تشکیل شد و سربازی بخاطر سرقت یک ریش تراش به سه ماه اضافه خدمت محکوم شد .
اما امسال سالگرد این فاجعه رنگ و بویی دیگری دارد ، هنوز خون دهها جوان آزادیخواه در کف خیابانهای کشور خشک نشده است ، هنوز خون ندا بر سنگفرش خیابان آزادی سرخ سرخ است ، و بار دیگر پس از دهسال کوی دانشگاه به ویرانه ای بدل شده است .
امروز هیجده تیر ماه است ، روزی که عزت ابراهیم نژاد کشته شد و قاتلش با یک فتوکپی کارت شناسایی آزاد شد تا بار دیگر ثابت کنند که با آل خامنه ای هر که درافتاد ورافتاد !
امروز هیجده تیر است سرخ ترین روز سال ...
------------------
هیجده تیر از زبان احمد باطبی، حسین الله ‌کرم وامیر فرشاد ابراهیمی -رادیو فردا

سرکوبگران را باید شناسایی کرد

من برایشان از کارهایی که در اینترنت و فیس بوک و توئیتر شده گفته ام و اینکه باید این لباس شخصی ها و بسیجی های مسلح و همه اونهایی را که به سرکوب ملت می پردازند را به مردم معرفی کرد .

وزیر اطلاعات ایران حامی یک کلاهبردار

بارها و بارها دیده ایم که کارگزاران جمهوری اسلامی با کلاهبردارانی که آزادانه به کلاهبرداری از مردم اشتغال دارند سهیم هستند و یا رفاقت دارند . در فیلمی که این روزها منتشر شده است رابطه گرم و صمیمی وزیر اطلاعات دولت خرافی احمدی نژاد محسنی اژه ای را با یکی از این کلاهبرداران که در زمانی کوتاه ثروتی عظیم به چنگ آورد را مشاهده می کنید. که بر طبق احکام قوه قضائیه خود جمهوری اسلامی یک کلاهبردار و شیاد معرفی شده است که با ادعای انرژی درمانی در داخل و خارج از کشور با استفاده از ساده لوحی بسیاری از هموطنانمان به اخاذی از آنها پرداخته و در مواردی هم به زنان و دختران بیمار تعرض هم نموده است . در این فیلم می بینیم که محسنی اژه ای چگونه با این شیاد رابطه صمیمی دارد و حتا برای وی با نوشتن نامه ای حاشیه امن فراهم می نماید ، یادمان نرود که وزیر اطلاعات امروزی همان شخصی است که گوش عیسی سحر خیز را گاز گرفت و به سوی وی قندان پرت کرد. و سعید مرتضوی در مقام رئیس دادگاه مطبوعات در مجتمع قضائی ویژه کارکنان دولت که وی سالها ریاست آنرا بر عهده داشت به قتل عام مطبوعات محکوم است . با این فیلم و مدرک غیر قابل انکاری که در هر دادگاه متعارفی قابل عرضه است، صلاحیت این دولت بخصوص وزارت اطلاعات که باید از درایت بالایی برای حفظ امنیت کشور برخوردار باشد زیر سوال می رود .

مدیران ارشد وزارت اطلاعات در میان سرکوبگران خیابانی

در اینکه سپاه پاسداران و نیروی انتظامی و حزب اللهی ها در اعتراضات اخیر دست به سرکوب و به خاک و خون کشیدن ملتی که خواستشان فقط رای و حق مسلمشان است داشته اند تا بحال در همین مجال بسیار سخن رفته است .
اما اینکه امروز فرماندهان نیروی انتظامی و بسیج و دیگر مدیران امنیتی ارشد کشور این اعتراضات و شورشها را ساخته و پرداخته غرب می دانند و حتا پا را از آن فراتر نهاده و اعلام کرده اند عوامل خارجی و خرابکار با لباس قلابی بسیج و سپاه و پلیس دست به خرابکاری می زنند بیش از هر چیز منرا یاد سخنان سعید الصحاف می اندازد که این روزها شبیه ترین فرد به آن در ایران کسی نیست جز همتای خود محسنی اژه ای وزیر اطلاعات .
اما پشت صحنه این اعتراضات و کودتای خامنه ای چه کسی است و گردانندگان که هستند؟ در عکس فوق که لحظات ابتدایی حمله به دانشگاه تهران و متعاقب آن کوی دانشگاه هست شما چند تن از مدیران ارشد وزارت اطلاعات و از جمله محمد رضا مدحی تازه کند و یا همان سید رضا حسینی وزارت اطلاعات را می بینید که مدیر اداره مراقبت معاونت امنیت وزارت اطلاعات می باشد ، نامبرده همچنین رئیس کمیسیون امنیت مجلس خبرگان نیز می باشد ، گرچه شاید عکس فوق واضح نباشد اما برای من که مدتهای مدیدی با وی در گذشته ارتباط داشته ام براحتی قابل شناسایی است .عکسهای دیگری از وی شاید به شناسایی اش کمک بیشتری نماید.
براساس اطلاعات موثق دریافتی وزارت اطلاعات نیز به عنوان یکی از بازوهای اصلی این کودتا و همچنین اداره مراقبت یعنی بخش زیر نظر ایشان این روزها سرگرم تهیه شوهای اعترافات بازداشت شدگان اخیر می باشد ، گفتنی فرد فوق چندی پیش نیزبا ترفندهای بسیار اقدام به ارتباط گرفتن با بسیاری از افراد اپوزیسیون نموده بود که این امر حاکی از آن است که نیت و تصمیم این کودتا از مدتها پیش در وزارت اطلاعات در جریان بوده است و اکنون از آن اطلاعات در شوهای ندامت و اعتراف استفاده می شود .
پی نوشت :
خوانندگانی که در مخالفت با این افشاگریها می گویند که این امر دامن زدن به خشونت است و رواج فرهنگ چشم در برابر چشم است بد نیست به آخرین سخنرانی مهندس موسوی توجه نمایند که در میان اساتید دانشگاه داشته است :
معرفی لباس شخصی ها در سایت ها روش موثری است..
اصلا حضور لباس شخصی ها جنبه غیر قانونی دارد. من در این مورد یک متن حقوقی نوشتم و به این مسئله اعتراض کردم، که موجب واکنش رئیس پلیس و دستگاه های دیگر شد که نشان دهنده حساسیت قضیه است. به نظر من این اعتراض جنبه حقوقی و قانونی دارد و رسیدگی به آن باید ادامه داشته باشد. این می تواند زمینه را تنگ بکند برای اینکه بتوانند از این نیروها استفاده بکنند. چون کسانی که قوه قهریه علیه مردم بکار می برند از نظر قانونی باید با لباس مشخص و آرم مشخص باشند و همه نمی توانند این کار را انجام دهند. خود مردم هم واکنش قوی و محکم نسبت به این قضیه دارند و باید از این مسئله استفاده کرد. بعضی از دوستان اشاره داشتند که این افراد در سایت ها معرفی و شناسایی می شوند. این قضیه را دست کم نگیریم؛ روش موثری است و باید آن را ادامه دهیم و این امر کمی کنترل کننده است. بعد اعتراض قانونی و حقوقی و اعتراض سیاسی هم نسبت به این قضیه باید ادامه پیدا کند و فشار روی این مسئله بیشتر شود. ما پلیس و نیروی انتظامی داریم اگر خلافی صورت میگیرد انها باید بیایند و دخالت کنند ومسئله لباس شخصی ها باید از کشور برود

کبوتران ولایت یا پیک وحشت؛ لباس شخصی‌ها کیستند؟

گفتگوگر : نیوشا بقراطی
پیراهن‌های سفید روی شلوار، ریش‌های عمدتا نتراشیده، نگاه‌های جستجوگر، گاه مسلح به سلاح سرد یا حتی گرم، سوار بر ترک موتور به قلب جمعیت معترض می‌زنند؛ با شعارهایی مذهبی آمیخته به ناسزا، و فریادهای مرگ بر لیبرال و مشابه آن: حمله به کوی دانشگاه، ضرب و شتم وزرای اصلاح‌طلب، ترور نافرجام سعید حجاریان، بر هم زدن جلسات دگراندیشان ...یک سو خون کشیشی بر زمین می‌ریزد، سوی دیگر پرده سینما در آتش می‌سوزد.گروهی کبوتران ولایت‌شان می‌خوانند، گروهی دیگر پیک وحشت.و اکنون بازگشته‌اند؛ قوی‌تر، منسجم‌تر، باتوم به دست، بر ترک موتور، تا رئیس جمهور محبوب رهبری را پاس بدارند.از آغاز خشونت‌ها در اعتراضات اخیر به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، یک نام بیشتر از هر اصطلاح دیگری شنیده می‌شود: «لباس شخصی‌ها»؛ بازویی که گاه خودجوش و گاه سازمان یافته، یک گام جلوتر از پلیس، به معترضان یورش می‌برد . به راستی «لباس شخصی‌ها» کیستند؟ مشروعیت‌شان از کجا می‌آید؟ و دایره اختیارات‌شان تا کجاست؟
بر صندلی گفت‌و‌گوی ویژه این هفته رادیوفردا کسی نشسته است که زمانی از اعضای ارشد «انصار حزب‌الله» بود؛ در تاروپود آن، و اکنون پس از سال‌ها کناره‌گیری، جزو معترضان و منتقدان سرسختش. «انصار حزب‌الله» اگرچه در برگیرنده تمام نیروهای لباس شخصی نیست، اما منسجم‌ترین، معروف‌ترین – و آن گونه که می‌گویند - پرقدرت ترین‌شان به شمار می‌رود. میهمان ما در این گفت‌وگو، دبیر سیاسی پیشین گروه انصار حزب‌الله است، عضو شورای موسس انصار حزب‌الله، از نزدیکان پیشین حسین الله‌کرم، حاجی بخشی، مسعود ده‌نمکی و نام‌های آشنای دیگر، نام‌هایی آشنا چه برای حزب‌اللهی‌های افراطی و چه برای دگراندیشان مدنی و سیاسی.
«امیرفرشاد ابراهیمی» فعال سیاسی و منتقد سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران که در پی حمله انصار حزب‌الله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ و بروز اختلافات شدید، از عضویت در این گروه استعفا کرد، از پشت پرده انصار می‌گوید، و از این که حتی نامش را هم به درستی نمی‌دانیم.
رادیوفردا: آقای امیرفرشاد ابراهیمی! سوال را از اینجا شروع می‌کنم که آن گروهی که به نام انصار حزب‌الله – چه درست و چه غلط – پیش مردم معروف شده، یا به طور عام، همان نیروهای لباس شخصی، که این روزها به خاطر برخوردشان با تظاهرکنندگان، شاید نام‌شان بیشتر از نیروی انتظامی و امنیتی بر سر زبان‌ها باشد، چه کسانی هستند؟ از کجا می‌آیند؟
امیرفرشاد ابراهیمی: شاکله انصار حزب‌الله به سال ۱۳۷۲ برمی‌گردد. این گروه علنا با نشریه «یالثارات الحسین» اعلام موجودیت کرد. این نشریه ابتدا فقط در نماز جمعه پخش می‌شد، اما بعدها به کیوسک روزنامه‌فروشی‌ها راه پیدا کرد و علنی شد. تا سال ۱۳۷۴ همه گروه‌ها زیر عنوان انصار حزب‌الله جمع بودند. اما از این سال به بعد به دلیل اختلاف نظرهای کلی به چند پاره تقسیم شدند. یک گروه همان انصار حزب‌الله باقی ماندند و با نشریه یالثارات الحسین کماکان به کار مطبوعاتی خود مشغول بودند. و گروه دوم عنوان «اتحادیه دانشجویان و فارغ‌التحصیلان حزب‌الله» داشتند که آقایان الله‌کرم، مسعود ده‌نمکی، فرج مرادیان و حاجی بخشی هم عضو این گروه بودند.
و این در واقع همان گروهی است که شما دبیر سیاسی آن محسوب می‌شدید؟
بله. این تشکل که تشکیل شد من دبیر سیاسی آن شدم. آقای حسین الله‌کرم دبیر کل، و مسعود ده‌نمکی به عنوان دبیر فرهنگی آن برگزیده شد.

یعنی بیشتر برخوردهای خیابانی که به نام انصار حزب‌الله در سال‌های دهه هفتاد شاهدش بودیم، درواقع ناشی از عملکرد همین گروه بود؟

بله. اتحادیه فارغ‌التحصیلان و دانشجویان حزب‌الله بودند. افرادی مثل آقای گودرزی هم در همین گروه بودند. ما با آن گروه اصلی انصار حزب‌الله در یک سری مسائل اختلاف نظر داشتیم، اما در کل اشتراکات فکری زیادی هم داشتیم. می‌شود گفت که تقسیم کار کرده بودیم. بخشی از کار را انصار حزب‌الله برداشت و آن انجام کارهای فرهنگی و مطبوعاتی بود؛ و ما هم به عنوان گروه دیگری به برگزاری تجمعات دست می‌زدیم، جلساتی به نام «نوسازی معنوی» تشکیل می‌دادیم. و بله! می‌شود گفت که در آن درگیری‌ها و بر هم زدن تجمعات، تقریبا همه گروه‌ها با همدیگر همکاری داشتند و افرادی که مردم کلا به اسم انصار حزب‌الله می‌شناسند در آن مشارکت می‌کردند.

که به لباس شخصی‌ها معروف شدند...

بله.

خوب، اینها تحت فرماندهی چه کسی هستند؟ برای چه کسی کار می‌کنند؟ به عبارت ساده‌تر مشروعیت برخوردشان و امکان استفاده از قوه قهریه‌شان را از کجا می‌آورند؟

مشروعیت‌شان را در کل از رهبر می‌گیرند. این امر علنی بود. همه هم می‌دانستند. ما با دفتر رهبری ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم. ملاقات‌های خصوصی داشتیم . بر سر هر موضوعی مجاز بودیم به دفتر رهبری برویم . حالا شاید الزاما با خود رهبر ملاقات نداشتیم . اما با مسولان ارشد دفتر رهبری در ارتباط بودیم . و همین مشروعیت هم باعث شده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به برخوردهای انصار حزب‌الله از خودشان مماشات نشان بدهند.

منظورتان این است که برخی از رهنمودها و راهکارها را به طور مستقیم از دفتر رهبری اتخاذ می‌کردید؟

دقیقا، دقیقا. نگاه کنید! پیش می‌آمد که ما جلساتی با آقای جنتی یا آقای مصباح یزدی هم داشته باشیم. اما آن چه که به رفتار ما مشروعیت می‌داد حمایت رهبری بود. مثلا وقتی پیش آقای جنتی یا یزدی می‌رفتیم می‌گفتند که شما کبوتران ولایت هستید. در جلساتی که با دیگران هم داشتیم آنان ما را با عنوان سربازان ولایت قلمداد می‌کردند. مطلب دیگری که باید بهش اشاره کنم این است که از سال ۱۳۷۶ و با سرکار آمدن آقای خاتمی تنش‌ها و درگیری‌ها بیشتر شد . نیروی انتظامی هم در یک وضعیت منفعل قرار گرفته بود. و نمی‌دانست با این نیروها باید چه کند. از همین جا بود که پایه و اساس تشکیل نیروهای «نوپو» شکل گرفت. طبق دستور مستقیم رهبری به مسئول اطلاعات نیروی انتظامی که در آن زمان آقای سرتیپ مسعود صدرالاسلام بود نیرویی راه‌اندازی شد به نام نوپو که اسم اختصاری «نیروهای ویژه پاسدار ولایت» بود. بخشی از بچه‌های انصار حزب‌الله به شکل کاملا سازمانی و ارگانیک در اختیار نیروی انتظامی قرار گرفت و زیر نظر اطلاعات نیروی انتظامی کار می‌کردند. همین افراد هم بودند که در حادثه ۱۸ تیر کوی دانشگاه حضور داشتند. الان هم در برخورد با تظاهرکنندگان و معترضان به نتایج انتخابات، نیروهای نوپو را می‌توانید با جلیقه‌های خاکستری رنگ تشخیص دهید.

که از آن زمان برای چنین مواقعی سازمان‌دهی شده‌اند...

بله، دقیقا.«مشروعیت‌شان را در کل از رهبر می‌گیرند. این امر علنی بود. همه هم می‌دانستند. ما با دفتر رهبری ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم. ملاقات‌های خصوصی داشتیم . بر سر هر موضوعی مجاز بودیم به دفتر رهبری برویم . حالا شاید الزاما با خود رهبر ملاقات نداشتیم . اما با مسولان ارشد دفتر رهبری در ارتباط بودیم . و همین مشروعیت هم باعث شده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به برخوردهای انصار حزب‌الله از خودشان مماشات نشان بدهند.»خوب، به نیروهای مختلف اشاره کردید، یعنی این افراد به محض پیوستن به تشکیلات انصار حزب‌الله مسلح می‌شوند و امکان استفاده از سلاح سرد و گرم را پیدا می‌کنند؟

ببینید، بحث تسلیح حزب‌الله برای اولین بار در ایام اتفاقات کوی دانشگاه مطرح شد. قبل از آن، به این صورت مطرح نبود که بگوییم همه نیروهای حزب‌الله سلاح داشتند. باید بدانید که یک رابطه کاملا پیچیده در میان نیروهای انصار حزب‌الله وجود دارد که اگر بخواهم تشریحش کنم بسیار زمان‌بر خواهد بود. به طور خلاصه، کسانی که در انصار حزب‌الله حضور داشتند عمدتا بسیجی یا سپاهی بودند. این افراد سپاهی گاها از محل خدمت‌شان در سپاه اسلحه داشتند. و این اسلحه را زمانی که در ماموریت‌های حزب‌الله حضور داشتند با خودشان حمل می‌کردند. افرادی هم که بسیجی بودند عمدتا حکم‌هایی داشتند که به همان احکامی برمی‌گشت که در ایست‌های بازرسی در خیابان‌ها از آن استفاده می‌کردند. بر همین اساس اگر زمانی هم نیروی انتظامی یا هر کس دیگر می‌خواست با آنها برخورد کند یا بپرسد که این افراد لباس شخصی اینجا، در تجمعات، چه کار می‌کنند، نمی‌گفتند من حزب‌اللهی هستم؛ می‌گفتند من بسیجی‌ام، این هم حکم ماموریتم. بهترین تعبیر این است که بگوییم در واقع یک سوء استفاده قانونی در اینجا انجام می‌شد و کسی هم از این افراد ایراد نمی‌گرفت.

حالا که بحث از سازماندهی نیروهاست می‌خواستم بپرسم در سازماندهی نیروهای انصار حزب‌الله که یک نیروی شبه‌نظامی با ایدئولوژی مذهبی شدید به شمار می‌رود، مولفه مذهب کجا قرار می‌گیرد؟ اعتقادات چه جایگاهی دارد؟

اعتقادات در درجه بالایی بود. انصار حزب‌الله یک گروه و سازمانی بود که به اعضایش حقوق و پول به طور رسمی نمی‌داد البته راه‌های دیگری بود که...

به این بحث باز می‌گردیم، اما اجازه بدهید به اینجا که رسیده‌ایم، یک پرانتز باز کنیم. از ایران شنیده می‌شود که به افرادی پول داده می‌شود تا در برخورد با معترضین، بقیه نیروها را همراهی کنند. شما احتمال چنین چیزی را چطور می‌بینید؟

احتمال آن را تایید می‌کنم. ببیند مثلا آقای الله کرم عضو انصار حزب‌الله بود، ولی مثلا یک آژانس هواپیمایی هم داشت. این آژانس هواپیمایی طبعا یک سری هزینه‌هایی هم دارد، باید مالیات بپردازد. اما بر اساس روابط خاص، از این هزینه‌ها چشم‌پوشی می‌شد. کافی است که من مثلا به عنوان مسئول انصار حزب‌الله به آقای سعید امانی زنگ بزنم که در آن زمان دبیر جامعه اسلامیاصناف بازار تهران بود، و بگویم فلانی از بچه‌های ماست، هوایش را داشته باشید. همین «هوایش را داشته باشید»، به معنای آن بود که او می‌تواند از یک رانت ویژه استفاده کند.

شما شخصا شاهد چنین مسائلی بودید؟

بله. من شخصا شاهد بودم . این سفارشات در رده‌های بالای گروه اتفاق می‌افتاد. البته در رده‌های پایین‌تر و بچه‌هایی که مثلا تجمعات را بر هم می‌زدند یا در میان نیروهای پیاده نظام هم این طور نبود که مثلا بگویند «خوب شما امروز این تجمع را بهم زدید این دو هزار تومان را بگیر!»، اما در هر صورت پولی به آنان اختصاص داده می‌شد. مثلا می‌گفتیم، خوب شما بچه‌های حزب‌الله هستید . می‌خواهید فلان برنامه یا فلان هیات مذهبی را تشکیل دهید. این پول را آقای فلانی به همین منظور به شما کمک کرده است...

خوب پس باز می‌گردیم به نقش مذهب و استفاده از آعتقادات در این گروه، که پیشتر بحث‌اش نیمه کاره ماند...

بله . مذهب در جایگاه بالای تفکر این گروه قرار دارد. اساسا اکثر برخوردها (از سوی بازوهای اجرایی گروه) با انگیزه‌های مذهبی صورت می‌گیرد. کسانی که در رده اول این گروه بودند می‌دانستند که برخورد با آقای عطاالله مهاجرانی یا برخورد با دکتر سروش یک برخورد سیاسی است. ولی ما، یا کلا جریان اصلی انصار حزب‌الله نمی‌رفتیم به این افراد بگوییم که مثلا چون ما از نظر سیاسی با آقای خاتمی اختلاف داریم بروید و تجمع‌شان را بر هم بزنید. با این عنوان طرح می‌شد که این افراد دارند ریشه‌های اسلام را می‌خشکانند. اینها دارند اسلام را کم‌رنگ می‌کنند، اسلام آمریکایی را ترویج می‌کنند، و امثال این صحبت‌ها. در واقع نیروها، به عنوان یک تکلیف دینی تجمعات را بر هم می‌زدند یا با مردم برخورد می‌کردند.

حالا اگر موافق باشید، کمی بیشتر به اتفاقات اخیر بپردازیم. یکی از شایعات قوی این است که در برخورد با معترضان تظاهرات اخیر از نیروهای خارجی هم استفاده می‌شود. آیا شما در طول مدتی که با این گروه همکاری می‌کردید شاهد چنین نمونه‌هایی هم بوده‌اید؟ این ادعا به نظر شما تا چه حد می‌تواند صحت داشته باشد؟

باید برگردم به همان حرفی که یک بار هم زدم، اعضایی که در انصار حزب‌الله فعالند عمدتا نیروهای بسیجی هستند. بسیجی‌ها به عنوان ضابط قضایی عمل می‌کنند و در مواقع بحران این افراد می‌توانند به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های سپاه پاسداران انجام وظیفه کنند. ماموریت حفظ امنیت تهران طبق مصوبه فرماندهی کل قوا زیر نظر قرارگاه ثارالله تهران است . قرارگاه ثارالله تهران یک قرارگاه مستقل است که زیر نظر هیچ کدام از نیروهای پنچگانه سپاه قرار ندارد، و مستقیما زیر نظر فرمانده کل قوا هدایت می‌شود. در آن قرارگاه ثارالله دو تیپ وجود داشتند وهنوز هم هستند که در آن افراد خارجی حضور دارند. یک تیپ آن جنب نمایشگاه بین‌المللی تهران و مابین نمایشگاه و ساختمان صدا و سیما مستقر است که اینها بازماندگان لشکر ۹ بدر هستند که افرادش عراقی‌اند. یک تیپ دیگر هم از نیروهای احتیاط حزب‌الله لبنان هستند که برای آموزش وارد ایران شده‌اند و مانده‌اند. دفتر آنها هم در خیابان حافظ شیراز در خیابان ولی‌عصر قرار دارد، ولی محل استقرارشان پادگان امام علی است . این شایعاتی که امروز در سطح جامعه مطرح شده... کما این که خودم هم در عکسها شاهد آن بودم دو تن از اعضا حزب‌الله لبنان را نشان می‌دهد که یکی از آنها جزو افراد معروف حزب‌الله لبنان است، یعنی برادر علی منیر اشمر است که همین حالا هم اگر به وب‌سایت حزب‌الله لبنان بروید، می‌بینید که نامش در بین شهدای استشهادی نوشته شده. برادر او، در درگیری‌های اخیر در تهران حضور داشته است، عکسش هم در خیابان چاپ و منتشر شده است. همین به نظر من می‌تواند ثابت کند که حزب‌الله لبنان، نیروهایش را برای سرکوب، وارد ایران کرده است. ولی حضور این افراد ربطی به انصار حزب‌الله ندارد؛ این افراد از زیر مجموعه‌های سپاه پاسداران هستند...

یعنی این افراد خارجی که می‌گویید، در ارتباط با لباس شخصی‌ها نیستند؟

نه، این افراد، حاصل ارتباط ارگانیکی است که سپاه پاسداران با حزب‌الله لبنان دارد. البته درست است که ما هم به عنوان انصار حزب‌الله در آن زمان اشتراکات زیادی با حزب‌الله لبنان داشتیم . حتی با حزب‌الله سوریه و افغانستان . و هر جا کنگره‌ای برگزار می‌شد ما هم به عنوان نماینده حزب‌الله ایران در آن شرکت می‌کردیم؛ اما هیچ وقت ارتباط ارگانیکی با این افراد نداشتیم . و حضور این افراد (حزب‌الله لبنان در ایران) برمی‌گردد به ارتباط سپاه پاسداران و بهره‌گیری آنان از حزب‌الله لبنان.

می‌خواستم بپرسم وقتی به عکس‌های درگیری‌ها در ایران نگاه می‌کنید، چهره‌های آشنایی هم در بین لباس شخصی‌ها می‌بینید؟ یا نیروها به طور کامل از آن زمان عوض شده‌اند؟

بله . وقتی عکس‌ها را می‌بینم تعدادی از بچه‌هایی را که آن زمان در انصار حزب‌الله حضور داشتند می‌بینم . البته شاید در آن زمان رده‌های‌شان خیلی پایین‌تر از امروز بود. ولی امروز به عنوان نیروهای لباس شخصی و حزب‌اللهی در مقابل مردم قرار دارند و اسلحه هم دارند و عده دیگری هم از چهره‌های آشنا به عنوان بسیجی، و در لباس بسیجی، در تجمعات حضور دارند.

به این نکته اشاره کردید که «سلاح دارند». دامنه اختیارات این افراد تا چه حد است؟ آیا در برخورد با معترضین به طور مثال، حکم تیر دارند؟ تا چه حد اجازه برخورد فیزیکی با مردم دارند؟

در زمانی که من در این تشکیلات بودم هنوز حوادث به درگیری مسلحانه با مردم نکشیده بود. صرفا این افراد تجمعات را به هم می‌زدند. و البته دامنه اختیارات‌شان در همان زمان هم به‌شدت بالا بود. نیروی انتظامی هیچ گونه برخوردی هیچ گاه با این افراد نداشت . یادم می‌آید بعد از تجمعات و برخوردهایی که در جریان تشییع جنازه‌های آقای مختاری و خانم اسکندری و آقای فروهر صورت گرفت و بعد از درگیری‌هایی که پیش آمد، تعدادی از افراد انصار حزب‌الله توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند. به من زنگ زدند که ما چند نفر را بازداشت کرده‌ایم که ادعا می‌کنند از بچه‌های انصار حزب‌الله هستند، بیایید که اگر آنها را می‌شناسید آزادشان کنیم. یعنی اگر هم به هر دلیل این افراد توسط نیروی انتظامی بازداشت می‌شدند بلادرنگ آزاد می‌شدند. و هیچ گونه برخوردی هم با آنان صورت نمی‌گرفت. بالاترین برخوردی که من شاهد آن بودم در جریان ضرب و شتم آقای نوری و مهاجرانی بود در نماز جمعه تهران که همان زمان قوه قضاییه این افراد را بازداشت کرد و برای‌شان حکم هم صادر شد، اما هیچ گاه این احکام اجرا نشد. یعنی در واقع قوه قضاییه اهتمامی نمی‌دید که با این افراد برخورد کند. چون هم قوه قضاییه و هم نیروی انتظامی می‌دانستند که به هر جهت این افراد نیروهای وفادار نظام هستند و به نوعی تحت امر رهبری هستند. به همین دلیل هم کسی جرات برخورد با آنها را نداشت. دایره اختیارات‌شان عملا به اندازه‌ای گسترده بود که قادر بودند هر کاری بکنند. من بارها و بارها شاهد بودم که مثلا یک بچه ۱۷، ۱۸ ساله به یک سرهنگ نیروی انتظامی دستور می‌داد و سرش داد می‌زد که مثلا «چرا نیروهای‌تان را نمی‌آورید جلو؟!» و متاسفانه می‌دیدم که پلیس هم حرف این افراد را اجرا می‌کرد و نسبت به آنان مماشات داشت و از آنان می‌ترسید . چون همه به خوبی می‌دانستند که انصار حزب‌الله یعنی رهبری .

این مصاحبه را میتوانید اینجا بخوانید و گوش دهید

تلاش برای حمایت مراجع دراعتراض به کودتا

طبق خبرهایی که می رسد سیل تماس تلفنی و ارسال ای میل همراه با لینک فیلم کشتارهای اخیر در سراسر کشور به سوی دفتر مراجع مذهبی روان است. این اقدام اعتراضی می رود تا به یک جنبش افشاگری و آگاه کننده مراجع مذهبی در ایران بیانجامد که کودتاچی ها تلاش می کنند آنها را نیز از ماهیت وقایع دور نگهدارند و ارتباط آنها را با مردم قطع کرده اند. این تماس ها از داخل و خارج کشور جریان دارد و گفته می شود تاثیر مهمی در مقاومت این مراجع در همراهی با علی خامنه ای در کودتای انتخاباتی داشته است. هر ایرانی در خارج و داخل کشور که به این جنبش بپیوندد، یک گام مفید در مقابله با کودتا برداشته است. حکومت هنوز می گوید نظامی نیست، بلکه مذهبی است و به همین دلیل ضرورت دارد فشار مذهبی را بر آن افزود، برای همین منظورراههای تماس با مراجع را به اطلاعاتان می رسانم :
دفتر آیت الله سیستانی در قم
تلفن: 7741415 الی 9 با کد قم 0251
آیت الله مکارم شیرازی
تلفن: 7840003 با کد قم 0251
آیت الله جوادی آملی
تلفن: 2931178 و2931168 با کد قم - 0251
آيت الله وحيد خراساني
تلفن: 7740611 و ٤٤٥ ٤٢ ٧٧ با کد قم 0251
آيت الله صافي
تلفن: 7479 با کد قم – 0251 (شماره تلفن، چهار رقمی و صحیح است)
آيت الله صانعي
تلفن: 7744009 الی 10 و 7831660 الی 62 و7744767 با کد قم 0251
آيت الله موسوی اردبيلي
تلفن: 7745291 الی 3
آيت الله روحاني
تلفن: 7743538 با کد قم - 0251
آیت الله حسینی شیرازی تلفن: 7700368
آیت الله مظاهری تلفن: 4464691 با کد اصفهان - 0311
به یاد داشته باشید که کمیت و تعداد و گستردگی این تماس ها بسیار مهم تر از کیفیت و سرانجام یک مکالمه ی خاص است. مهم این است که در پایان روز بیت یک مرجع تقلید به او گزارش بدهد که امروز 200 تماس تلفنی درباره سرکوب خشونت آمیز مردم دریافت کرده اند؛ از مردمی که نه با کسی سر جنگ دارند، نه اهل آشوبند؛ فقط از اینکه کسی خون خواهر و برادرشان را بی جهت روی زمین ریخته، به او شکایت برده اند. اغلب مراجع، یکی دو خط بیشتر تلفن برای ارتباط با مردم ندارند. با فرض اینکه هر تماس به طور متوسط 5 دقیقه طول بکشد، فقط 280 نفر آدم لازم است تا یک شبانه روز کامل تلفن های دفتر آیت الله، زنگ بخورد و صدای شکایت مردم شنیده بشود.
ایمیل
اینها نشانی ایمیل و وب سایت مراجع است. آیت الله سیستانی
ایمیل:
sistani@al-sistani. org وبسایت:
آیت الله مکارم شیرازی
ایمیل:
وبسایت:
آیت الله جوادی آملی
وبسایت:
ایمیل:
دفتر آقای جوادی آملی ایمیل ندارد. برای ارسال ایمیل به آدرس زیر در سایت ایشان بروید؛ متن و عنوان نامه تان را همان جا بنویسید و دکمه ارسال را بزنید.
آيت الله وحيد خراساني
ایمیل:
وب سایت:
آيت الله صافي
ایمیل:
وبسایت:
آيت الله صانعي
وبسایت:
ایمیل:
آيت الله موسوی اردبيلي
ایمیل:
ardebili@ardebili. org وبسایت:
آيت الله روحاني
ایمیل:
وبسایت:
آیت الله حسینی شیرازی
ایمیل:
وبسایت:
آیت الله مظاهری
ایمیل:
وبسایت:
آیت الله مجتبی تهرانی
ایمیل:
در وبسایت آقای مجتبی تهرانی، ایمیلی برای تماس درج نشده است. برای ارسال نامه به ایشان به آدرس زیر بروید، متن پیامتان را بنویسید و دکمه ی "ثبت" را فشار دهید.
وبسایت:
آیت الله بیات زنجانی
ایمیل:
در وبسایت آیت الله زنجانی، ایمیلی برای تماس درج نشده است. برای ارسال نامه به ایشان به آدرس زیر بروید، متن پیامتان را بنویسید و دکمه ی "ارسال" را فشار دهید.
آيت الله العظمي نوري همداني
وب سایت:
ایمیل:
در وب سایت آیت الله نوری همدانی، ایمیلی برای تماس گرفتن با ایشان ذکر نشده. برای ارسال ایمیل، باید به آدرس زیر بروید و بعد از نوشتن پیامتان دکمه ارسال را بزنید.
به غیر از متنی که برایشان می نویسید، پیشنهاد می کنیم لااقل لینک یکی از فیلم های کشتار و برخورد خشونت آمیز با مردم را برایشان بفرستید.
این هم لینک بعضی از فیلم ها:

! مهندس میر حسین موسوی بازداشت شد

خبر کوتاه است و البته جای امیدواری هست که تکذیب شود آنهم فقط با حضور میر حسین در میان مردم نه با بیانیه ! میر حسین موسوی در شامگاه یکشنبه هفتم تیر در ساعت 9.30 هنگام مراجعت از مسجد قبا در مقابل منزلش بازداشت شده است

شاهدان عینی دیده اند که چهار پاترول و دو پژو در حالیکه دو طرف خیابان را بسته اند به سمت خودروی حامل مهندس رفته و وی را با با خود برده اند . خانواده مهندس موسوی تا پاسی از شب بر این باور بوده اند که وی را حتما برای دیدار با مقامات کشور برده اند اما با گذشت بیخبری از مهندس موسوی و عدم پاسخگویی به شماره های موبایل وی این گمان شدت گرفته که مهندس موسوی در بازداشت می باشد

پی نوشت :

خوشبختانه این خبر تکذیب شده است و گفته می شود مهندس موسوی صرفا از ساعت ده و نیم تا هفت صبح در جلسه ای محرمانه حضور داشته است ! و بعدا به منزل مراجعت نموده اما من شخصا اعتقاد دارم تا ایشان در میان مردم حاضر نشوند این خبر تکذیب نخواهد شد .