از هر دری سخنی
پستت را که خواندم کلی گریه ام گرفته بود به حال خودمان ، به حال مردمی که بی وطن شده اند
امیر تو دور از وطنی و از روی آسمان برای دلتنگی هایت اشک می ریزی و ما در اینجا در خود خود ایران در قلب تهران ، احساس اسیری در قفس را داریم
امیر روزگار غریب و تلخی داریم
اینجا همه از رفتن حرف می زنند ، احساس می کنی وطن دوستی و دوست داشتن وطن ، حسی فراموش شده است ، حسی که در قلب مردم ایران مرده است
همه از رفتن می گویند
گریه ام گرفته است
ولی من امید دارم ، امید به روزهایی که می آیند ، روزهایی که حتما می آیند
روزی که ایرانمان ، ایران شود و ایران برای همه باشد
روزی که هیچ کس نخواهد از اینجا فرار کند و روزی که همه ی کسانی که در تبعید ند به وطن بازگردند و بر خاک وطن همه با هم بوسه زنیم
امیر عزیز آن روز خواهد آمد ، شک نکن
آنچه خواندید حرفها ی عزیزی بود که برایم نوشته که مربوط می شود به پست قبلی همین مجال ! که آنقدر ساده و صمیمی بود که حیفم آمد شما هم نخوانیدش
الان و یعنی دقیقترش نیم ساعت پیش اس ام اس ای از ایران آمد و از آنجا که مدتهاست خبر خوشی را دریافت نمی کنم باز خواندم که : رضا حجازی هم اعدام شد ! و درست مثل فیلم « زندگی دیوید گیل» روی اسم رضا حجازی هم خط می کشم و شرم از اینکه این بار هم نشد کاری بکنیم خیلی نگران بهنود شجاعی هستم خدا کنه بشه لااقل برای او کاری کرد .
گفتم که هنوز در سفرم اما این اتفاقات عجیب و غریب که این روزها می افته خیلی داره وسوسه ام می کنه که چیزی درباره اش بنویسم ولی بهتر دیدم همه رو همینجوری خلاصه بنویسم تا هم از شر عذاب وجدان ننوشتن راحت بشوم هم بتونم به چیزهای دیگه فکر کنم پس اگه دیدید هیچی به هیچی ربط نداره ببخشید
توی همین ورک شاپ تایلند - دانشگاه بانکوک یه خانمی آمده از اندونزی اسمش آکرا هست سنش 29 سال هست و لیسانس گرافیک داره از یکی از همون دانشگاههای اندونزی این خانم با سن کمش و مدرکش که هیچ ارتباطی به مسائل حوزه زنان و حقوق و توسعه ندارد به نظر من بهترین شاگرد این دوره هست چند روز پیش حرفی زد که فکرم را همینجوری اشغال کرده و واقعا بهش غبطه خوردم حرفی که دیدم واقعا جای بحث و کار روش داره اینکه هر چه حضور فعال زنان در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیشتر باشد، جامعه توسعه یافتهتر است اینکه معمولا در کشورهای توسعه نیافته که غالبا هم نیمی از جمعیت آنها را هم زنان تشکیل میدهند و اکثرا هم بیکارند و به این ترتیب نیروی انسانی آن کشورها هم نصف می شود ، آکرا خانم بحث جالبی داشت که اگر بجای روشها و برنامه های وقت گیر و پر هزینه والبته طولانی اقتصادی اول بروند سر وقت جلب مشارکت زنان درهمه عرصه های اجتماع و این فرصت را به زنان هم بدهند تا در جامعه حضور داشته باشنددست کم بسیاری از کشورهای توسعه نیافته و یا درحال توسعه وضعیت به مراتب بهتری خواهند داشت .
اما علی کردان ! این چند روز خیلی به مسئله علی کردان و واقعیت تلخ مدرک گرایی که ظاهرا بسیار شدید در بین مسئولان و سیاستمداران و خلاصه طیف الیت جامعه هم مشاهده می شود فکر کردم این اصلا مهم هم نیست که کردان دیپلم دارد یا سیکل راهنمایی و یا لیسانس و دکترا . اما همه شواهد از جمله ، از اطلاعیه دانشگاه آکسفورد گرفته تا صحبتها و گفته های آن سه نفر استاد دانشگاه همه حاکی از این هست که : علی کردان از ابتدا دروغ گفته و این کاغذ پاره را هم خودش یا اطرافیانش همین روزها برایش ساخته اند / علی کردان فریب یک جاعل ناشی و غیر حرفه ای را خورده که با سر کیسه کردنش این " کاغذ پاره " را بهش انداخته است / علی کردان دانشجو و فارغ التحصیل مظلوم دانشگاه آکسفورد بوده است و قربانی اعمال غیر انسانی سازمانهای سیا و موساد و ام آی شش شده است و آنها بوده اند که به آکسفورد گفته اند علی کردان را سریعا تکذیب نمایند ! / علی کردان اصلا نیست و همین روزها وزارت اطلاعات طی صدور بیانیه ای اصلا وجود چنین فردی را تکذیب می کند و بیان این حرفها را ساخته و پرداخته دشمنان اسلام و انقلاب می داند البته در آن بیانیه حتما ذکر می شود که سربازان گمنام امام زمان تحقیقات را تا کور کردن چشم فتنه ادامه می دهند در همین راستا احتمالا چند روزنامه نگار و وبلاگنویس هم دستگیر خواهند شد و شاید هم چند فعال سیاسی که بالاخره یکی از اینها هم جلوی دوربین صدا و سیما خواهد آمد و به توطئه و انقلاب مخملین اعتراف خواهد کرد . اما از همه اینها که بگذریم من فقط یک سئوال دارم ! کسی که به همین آسانی در روز روشن و در پیش چشم ده ها نماینده مجلس و بالاخره میلونها ایرانی دروغ می گوید و به فیلتر کردن و بازداشت و پیگرد قانونی جویندگان حقیقت را متهم می کند مطمئنا اصلح ترین فرد برای ریاست ستاد انتخابات کشور است ؟! البته من مدرک اصلی دکتر کردان را یافته ام که می توانید اینجا ببینید
اما دیگر نابغه هیات دولت و البته طفیلی احمدی نژاد آقای اسفندیار رحیم مشاعی هم این روزها خوب خبر ساز شده است و کلی جارو جنجال برپا کرده ایشان که البته پدر زن پسر احمدی نژاد نیز می باشد بارها و بارها با زدن حرفهای عجیب و غریب ثابت کرده که از مصونیت آهنین برخوردار است و کسی و محکمه ای جرات برخورد با ایشان را ندارد من البته در حرفهای این باره ایشان که ملت ایران با اسرائیل مشکلی دارند نمی بینم و اینرا قبول دارم و خود نیز از نزدیک دیده ام که اسرائیلی ها چقدر ایرانی ها را دوست دارند ولی بیان این حرف از زبان معاونی که رئیسش بارها و بارها از حذف و محو کردن اسرائیل دم زده است خوب خرق عادت که چه عرض کنم متحیر آمیز است . نکته جالب این امر این است که همین آقای احمدی نژادی که بارها و بارها با حالتی خاضعانه و زار و نزار به دست بوسی و دیدار مراجع تقلید و علمای شهر قم می رود اینجا که بسیاری از مراجع و علمای قم حرفهای ماعی را چندش آور و ضد اسلامی می دانند سکوت می کنند و خم به ابرو هم نمی آورند این در حالی است که سخنان مشايي آنقدر بحث برانگيز شده که از آيت الله مکارم شيرازي تا حسين شريعتمداري از رئيس جمهور خواسته اند رحيم مشايي را از معاونت رياست جمهوري برکنار کند. اما همین آقای احمدی نژاد که همواره خود را اصولگرای معتقد به آموزه های فقهی شیعه می داند نه تنها به اين انتقادات و ساير انتقادات ديگر گوش نداد بلکه رحيم مشايي را چه در سفر ترکيه و چه در پرتاب ماهواره سفير به همراه برد و کنار خود نشاند تا ثابت کند که اسفندیار خان عزیز دردانه اش هست ! حتما می دانید که در هفته گذشته مشايي در سفر احمدي نژاد به ترکيه همه جا کنار او بود و حتي در مذاکره با سران ترک هم به عنوان نفر اول کنار رئيس جمهور ايران مي نشست ! در حالی که در همان دیدارها و به روال و عرف دیپلماتیک باید وزیر امور خارجه در کنار رئیس جمهور بنشیند نه معاون گردشگری ! اما اینچنین شد و منوچهر متکي در اين مذاکرات به فاصله سه يا چهار نفري از احمدي نژاد مي نشست. البته یادتان نرود که سال گذشته شايعه شده بود اسفنديار رحيم مشايي جانشين منوچهر متکي مي شود و حالا هم مثل اينکه رحيم مشايي از نگاه محمود احمدي نژاد واقعاً وزير امور خارجه ايران است.
اما گلشیفته فراهانی ! چه کسی فکر می کرد دختر جذاب و شیطون و "میم درخت گلابی" روزی پایش به هالیود برسد و و در کنار بازیگران مطرح دنیا بازی کند ؟ این تجربه گرچه برای خودش نوعی منحصر فرد است و اگر دست کم مسئولین فرهنگی کشور عقل درست و درمانی داشتند باید به حمایت و تقویت این بازیگر محبوب کشور می پردختند اما باز به روال همیشگی عاقبت تلخی داشت و فعلا گلشیفته ممنوع الخروج است از ایران ! این حمایت و پرورش استعدادهای فرهنگی کشورمن را که متحیر کرده شما را نمی دانم
اما برلین ! شهر شهید پرور و اپوزیسیون ساز برلین همچنان حامله حوادث بس عجیب و محیر العقولی هست ! بانویی که متاسفانه ارتزاقش از نام یک قربانی جمهوری اسلامی است و علی الظاهر ملیجک مدافع "فریبا خاتمی" در شهر است این روزها منرا متهم کرده که خشونت مدار و جانی بالفطره و قاتل هستم ودستم تا مرفق در خون ایرانیان آلوده است ! البته همین بانو از سر خیرخواهی و گذشت در خاتمه همه جا اعلام می کند که از بس بزرگوار و مهربان است از سر همه گناهان من گذشته است و مرا بخشیده است؟! لازم به یادآوری است این بانو در زمانی که عضو و هوادار سازمان مجاهدین خق ایران بوده است ، درست در همان زمان من در عملیات تجاوز مجاهدین به خاک کشورمان مجروح شده بودم و در بیمارستان بودم ! حالا پیدا کنید تروریست و خشونت طلب را !
نظرات