باز محرم ....
دوباره تاسوعا و دوباره عاشورا ...
دوباره ماه خون و قیام و این بارتاسوعا و عاشورای ایران رنگ دیگری دارد ، رنگی که چه بسا سی سال پیش محرم سال پنجاه و هفت داشت ، متاسفانه الان مدتهاست که این حرفها در ایران حکومتی شده است و تا می گوئیم امام حسین و شهادت همه فکر می کنند دوباره خبری هست این هم نتیجه دین حکومتی هست دیگر!
اما من امام حسین و امام علی را از زاویه دیگری نگاه می کنم مردانی از جنس شرف و شهامت که واقعا ثابت کردند حق گرفتنی هست ولو با خون و اینجا بود که کاخ سبز امویه را با خونشان درهم شکستند و خلافت نامشروع را نامشروع تر کردند و این هر روز عاشوراست و هر زمین کربلاست فقط یک حرف نیست امروز هم ایران کربلاست و عاشورا خلیفه نامشروع زمان بر منبری از خون نشسته است و حکم می دهد و هر کس که با او نیست و خلافت او را برنمی تابد جایش در قلعه اوین هست همانطوری که مسلم بن عقیل را از بالای برج دارالاماره به پائین پرتاب کردند امروزه نیز هر روز جرثقیلی در گوشه و کنار کشورمان بالا می رود و جوانی کشته می شود امروز اوین پر است از کسانی که خلافت خامنه ای را بر نمی تابند و تا کی هست که ثابت شود حق گرفتنی است و خون بر شمشیر خامنه ای پیروز هست .
همچنان زندانیان سبز در بند فراموشی اوین هستند و هیچ خبری هم از آنها کسی خود را مسئول نمی داند بدهد و ما فقط امیدواریم که آنها آزاد شوند و جز آرزو و امیدواری مگر کاری هم از دستمان بر می آید ؟
در این کشور بی قانون جز امیدواری و آرزو مگر کاری هم می شود کرد
پی نوشت های بعدی :
دوستان مدتی این مثنوی تاخیر شد و گرفتار سفر و مسافرت بودم که پوزش می خواهم . اما از همه شما می خواهم برای اینکه اخبار دیگری غیر از آنهایی را که در اینجا می نویسم را بخوانید عضوخبرنامه وبلاگ بشوید که هم روزانه فیلتر شکن ارسال می کند و هم اخبار ناگفته ها را می گوید ، این خبرنامه فعلا به همت یکسری از دوستانم شروع شده و احتمالا تا مدتی دیگر تبدیل می شود به سایت بلاگ چرخان که اخبار همه وبلاگها و سایتها را درج کند .
در آخر برایم دعا کنید که بدان نیازمندم – یا حق
نظرات