چه چیزی سیستم عصبی جمهوری اسلامی را بهم ریخته است؟

امروز هم بالاخره دادگاه انقلاب پس از موش و گربه بازی ها و اینکه هنوز هم اسم همه متهمان به اعدام را اعلام نمی کند نفر سومی را که به اعدام محکوم شده است را معرفی کرد : امیر رضا عارفی

عارفی از متهمان عضویت در انجمن پادشاهی ایران است که متهم است که در شورشها و نا رضایتی های پس از انتخابات نقش آفرینی کرده است در حالیکه وی نیز مانند دو اعدامی گذشته آرش رحمانی پور و محمد علی زمانی دو ماه قبل از انتخابات بازداشت شده اند .

اعترافات آرش و محمد علی که از تلویزیون ایران پخش شد و هم اینک نیز در یوتیوب هم موجود است کاملا گویا و واضح است که این اعترافات محصول بازجوئی ها و الغائات مهندسین عملیات روانی سپاه می باشد اما یک نکته‌ کلیدی درهمه آنها موجود است که این متهمینی که مثل بلبل دارند به همه اتهامات و جنایات خود اشاره می کنند هیچ اشاره ای به اینکه یک کجا و چگونه و چه زمانی بازداشت شده اند ؟

اما به نظر شما این اعترافات و نمایشها و این اعدامها برای چیست و کیست ؟

می دانید که هنوز هم بیش از 60 درصد مردم ایران تنها سیستم اطلاع رسانی شان همین رسانه های رسمی جمهوری اسلامی است و نه ماهواره دارند و نه اهل رادیوهای خارجی مثل بی بی سی و فردا و ... هستند و بیشتر این افراد اگر روزنامه خوان هم باشند و یا کارمند و کارگر ادارات باشند معمولا کیهان و یا جمهوری اسلامی و ایران می خوانند ( این نشریات معمولا در اغلب ادارات جمهوری اسلامی آبونه می باشد و برای آنها ارسال می شود ) .

اینجاست که نقش رسانه های دولتی و رسمی در ایران مهم می شود و در نتیجه پس از دیدن این برنامه از پربیننده‌ترین کانال تلویزیونی و در بهترین ساعت پخش این دست کم شصت درصد نتیجه ‌می‌گیرند که :

1) این افراد چقدر پست و کثیف هستند که اینچنین بمب می گذارند و آدم کشی می کنند

2) کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس هم چقدر پست فطرت هستند که این تروریستها را حمایت می کنند و به آنها آموزش و پول می دهند تا خون مردم بیگناه را بریزند

3) وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی و انتظامی و قضایی ما چقدر آگاه و زرنگ و کارکشته و قوی هستند که همه چیز را تحت کنترل دارند

نکته سوم البته برای آن شصت درصد مردم بی‌‌ماهواره و بی‌اینترنت، حاوی پیام مهم دیگری هم هست و آن اینکه بقول قدیمی ها " اگر آب هم بخورید ما می فهمیم "! پس مثل بچه آدم سرتون بکار خودتون باشه و فکر مخالفت و اعتراض هم بسرتون نزنه وگرنه شما هم اینجوری می شوید !

اما همه مخاطبین این برنامه ها فقط مردم عادی و اون شصت درصدی نیستند جمهوری اسلامی و یا بهتر است بگویم اتاق جنگ روانی حکومت هدف دیگری نیز از این اعمال دارد و آن این است که بروی بدنه‌ مردمی پشتیبان جمهوری اسلامی تاثیرخاص خودش را بگذارد و آن حرفهایی را که در مساجد و پایگاههای بسیج و ... به آنها می زنند که اینها ضد ولایت فقیه و اسلام و خدا هستند و همه شان تروریستهایی هستند که به جان و مال و ناموس ما رحم نخواهند کرد و اگر بهشان امان بدهیم همه مان را خواهند کشت اینبار با سند و مدرک نمایش داده و از زبان خودشان بیان شود تا این افراد مصمم تربا باتوم و اسلحه و زنجیر به خیابانها بریزند و برای کشتن مخالفین ذره ای رحم نکنند و اصلا به دلشان شک هم راه ندهند !

وگرنه جمهوری اسلامی خر نیست و می‌فهمد که برای آنهایی که به اطلاعات آزاد دسترسی دارند و یا برای ایرانی‌های خارج نشین حتی اگر خود اوباما و گوردون براون را هم بیاورد تا بگوید برای سرنگونی جمهوری اسلامی بجز حمله نظامی چه نقشه‌های چیده است باور نمی‌کنند.

و جالب اینکه جمهوری اسلامی در همه این برنامه ها بصورت کاملا حساب شده معمولا سعی می کند اتهامات بسیار بزرگی را همواره به کشورهایی چون آمریکا و انگلیس و ... وارد نماید تا آنها هم برای دفاع از خود واکنش نشان دهند و آنوقت با زرنگی تمام حتی واکنش آنها را هم به نفع سای-آپ (عملیات روانی) خودش در داخل استفاده کند و فردایش در تلویزیون و رسانه هایش اعلام کند که بله " صاحب کار و اربابهای اینها صدایشان در آمد و از تیز بازی و زرنگی ما به هراس افتادند " .و این چیزی است که من و شما هم که یک اقلیت کوچک آگاه به واقعیت ماجرا را تشکیل می‌دهیم، نمی‌بینیم یا نمی‌خواهیم ببینیم.

جمهوری اسلامی شک نداشته باشید که ذره ای هم حتا یک درصد هم از مبارزات اینچنینی افراد مثلا آن چیزی که اعلام می شود " انجمن پادشاهی ایران " به آن عتقاد دارد ترس و هراس و نگرانی ندارد ، این حکومت آنقدر قوی شده است که با چند بمب و ترور ضربه ای نبیند ، مگر نبود دهه شصت که اگر اصلا روزی در آن در تهران و شهرستانها بمبی منفجر نمی شد و یا تروری نمی شد همه تعجب می کردند ؟

جمهوری اسلامی از پیوند این دو گرایش فکری در هراس هست و از اینکه حالا در بعد از انتخابات دانشجویان و کارمندان و کارگران و سلطنت طلبها و کمونیستها و حتا مجاهد ها هم یکهو آمده اند و بز شده اند - ولو حتا در زبان و برای مصارف جناحی خودشان در هراس است .

پروژه‌ی براندازی بدون خشونت از نوع چکسلواکی و لهستان و گرجستان همه می دانیم که نسخه ای نیست که برای ایران هم پیچیده شود اما وقتی شب اسلحه دست مردم باشد و روز پارچه و پلاکارد سبز اینجاست که دیگر جنس مخالفین جمهوری اسلامی جور می شود! و می شود چیزی که الان می بینیم وگرنه جمهوری اسلامی از انجمن پادشاهی و این حرفها نمی ترسد ، آن چیزی اینها را نگران کرده که یک سرش میر حسین موسوی ای است که امروز جوانان و دانشجویانی که متوسط سنشان بیست تابیست و پنج سال است قبولش دارند و احساس میکنند تنها کسی است که تابحال توانسته جلوی خامنه ای بایستد و سر دیگرش باز میر حسین موسوی دیگری است که بچه سپاهی ها و بچه حزب اللهی های دوران جنگ هنوز هم "آقا مهندس " و "میرحسین" زمان جنگ می دانندش ، حالا اضافه کنید کروبی ای را هم که یک نسل قبل تر از دانشجویان و جوانان فعلی وقتی از خاتمی دوران اصلاحات بریدند به وی رسیدند که در مجلس داد و بیداد میکرد و مقابل بازداشتها و فشارها می ایستاد ! خوب نتیجه این معجون می شود 25 و 27 خرداد که میلیونها نفر به خیابانها می ریزند که هم اهل راهپیمایی سکوت هستند و هم سطل آشغال و پاسگاه پلیس و لاستیک آتش می زنند هم ابایی ندارند که به پایگاه بسیج تا بن دندان مسلح که از پشت بامش برویشان رگبار گرفته حمله ور بشوند و یا بسیجی و سپاهی و پلیس را کف خیابان خلع سلاح و لختش کنند !

این همه آن چیزی است که تن رهبران جمهوری اسلامی را امروز به لرز واداشته است !

پی نوشت :

دوستان گرچه به نظرمن اولا که جنبش سبز جنبش براندازانه نیست و فقط جنبشی است اصلاح طلبانه - حالا خوب یا بدش را هم کاری به آن نداریم - و دوما که براندازی بدون خشونت جمهوری اسلامی را هم نه تنها هیچ توجیه اخلاقی و منطقی برایش ندارم وامری نشدنی هم می دانمش اما خواهشمندم با دقت بیشتری این پست را بخوانید و همینجوری یکهو نگید آهان پس من با خشونت و اسلحه و بمب موافقم ، آنچه که برایتان ترسیم کردم چیزی است که به احتمال زیاد همانی است که همکاران سابق و همدوره ای های من بر سر کلاسهای مهندسی عملیات روانی آموخته اند و این روزها دارند پیاده اش می کنند و از آن در هول و ولا هستند .

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

! وطن و تن

آیا بشار اسد در ایران است ؟

شبهای احیا و احیای ایمان