ماجرای مناظره حزب الله با آیت الله بیات زنجانی
چند روز پیش تو وبلاگ آقا زاده محسن ! مطلبی رو دیدم که برام خاطرات اون روزها رو زنده کرد ، البته محسن بدلایلی شرح کل ماجرا رو ننوشته بود که حالا براتون میگم ، فکر کنم سال هفتادو سه بود حاج آقا بیات که آنزمان از اعضای مجمع روحانیون مبارز بودند مطالبی را در باب ولایت فقیه در روزنامه جهان اسلام یا سلام دقیقا یادم نیست گفته بودند حالا بازم مطلبی نوشته بودند یا مصاحبه ای بود یا سخنرانی نمی دانم ( ماجرا برای سیزده ، چهاره سال پیش است ) . جریان انصار حزب الله آن موقع ها به نظرم دوران طلایی فعالیتش بود و هنوز به ضرب و شتم و سرکوب علنی اجتماعات مشغول نشده بود عمده ترین کارش یا برگزاری تجمعات اعتراضی بود و یا مناظره و بحث با مخالفینش این بحثها و مناظرت هم چند حالت داشت یا رسمی بود و در دانشگاه و سالن وتحت مراسمی بود و یا اینکه نه حضوری و رودر رو بود که چند نفری می رفتند و با فرد مورد نظر بحث می کردند که معمولا این افراد حسین الله کرم و اعلا تورانی و من و یادم نیست مسعود ده نمکی هم بود یا نه ، که از جمله این بحث های خصوصی میشود به دیدار باهادی غفاری ، کرباسچی ، کروبی ، هادی خامنه ای و آیه الله موسوی خوئینی ها اشاره کرد ( در مورد آیه الله موسوی خوئینی ها هم چند نکته جالب بود که بعدا در یک فرصتی دیگر حتما خواهم گفت ) و حاج آقا بیات که یک شب با همان افرادی که گفتم رفتیم مسجد نارمک و بعد از نماز مغرب و عشاء رفتیم جلو و خودمان را معرفی کردیم و گفتیم حاج آقا ما مطلب شما را در روزنامه خواندیم برایمان شبه ای پیش آمده ( بحث وکالت یا ولایت فقیه بود ) ، حسین الله کرم طبق عادت همیشگی اش اول کلام زد به صحرای کربلا ! اینکه من رزمنده بودم و خدا میدانه چقدر دوستانم شهید شدند تیپ بردم خط مقدم گردان برگشته ، گردان بردم دسته برگردوندم و ما نمیگذاریم خون دوستانمون پایمال بشه این ولایت فقیه ناموس ماست و .... نهایتا دیگه باز طبق معمول حسین الله کرم داغ کرد و یکهو به آقای بیات برگشت گفت : اصلا شما نمیتونید امام جماعت باشید چون کسی که ولایت نداره عدالت هم نداره و امام جماعت باید عادل باشه و ....
آقای بیات هم که تا اون موقع فقط گوش می کردند و موقع تعریف خاطرات جبهه الله کرم فقط می گفتند احسنت احسنت یکهو گفت : شما الحمدالله مسلمان که هستید مرجع تقلیدتان کیست ؟ الله کرم برگشت گفت حضرت امام آقای بیات گفتند خدا حفظتان کند اما یه سئوال هم شما جواب بده بگو ببینم اینقدر از جبهه و اینها میگوئید خمس خانواده کسی که جبهه هست حکمش چیه که یادم میاد الله کرم نگاه کرد و گفت این چه مغلطه ای است جواب نمیگم آقای بیات هم برگشت گفت از اون موقعی که اومدی همش میگی جبهه جبهه می خوام بدونم جبهه بودی چه جوری خمس میدادی ؟ مگه نمیگی من وظیفه ولایت فقیه را آوردم پائین و گفتم فقط باید خمس جمع کند و ... همین رو جواب بده که البته جوابی نیومد و آقای بیات هم در حالیکه آخرین جرعه چائی اش را سر میکشید بلند شد و در حال رفتن به الله کرم گفت : بجای دادو بیداد و امر و نهی دیگران اول بروید دین خودتان را یاد بگیرید مابقی چیزها حل می شود و....
یادمه جمعه همون هفته تو لثارات الحسین – نشریه انصار حزب الله – نوشته شده بود " شانه خالی کردن اسدالله بیات از بحث مناظره با رزمندگان حزب الله !"
نظرات