حفظ انقلاب اسلامی در معدن گل گهر کرمان !
این ماجرائی را که امروز برایتان می خواهم بگویم البته یادم میاد یه جای دیگه هم گفته بودمش اما امروز دوباره و دقیقتر برایتان بازش میکنم تا همه بدانند که برای حفظ نظام و ارزشهای عالی انقلاب اسلامی چه زحمتها که کشیده نشده ! مخصوصا از سوی کسی چون حسین الله کرم که یک تنه در برابر همه هجمه های به انقلاب ایستاده و بدون هیچ چشمداشت مالی (حتی یک معدن و یک آژانس هواپیمایی ) وحالا هم که به کرم دولت آقای احمدی نژاد شده اند رایزن نظامی سفارت ایران در کرواسی .
اما ماجرای امروز برمیگرده به نه سال پیش در همین ماههای بهار در سال هفتاد و هشت ، درست زمانی که برادر حاج حسین سرتیپ دکتر الله کرم با سرو وضعی درب و داغون در میدان ولیعصر تهران دم از جنگ فقر و غنا می زدند و از اسلام ناب محمدی برای همه فقرا و مستضعفین حمایت می کردند،و مردم و خانواده های شهدا و امت حزب الله را به زهد و تقوای امیر المومنین حواله می دادند و میگفتند الگوی همه ما باید رهبر مظلوممان باشد که زهد و ساده زیستی اش عین حضرت علی هست ! اما درست در همان موقع که این مدافع عدالت اجتماعی این حرفها را تو گوش یه مشت جماعت شانزده و هیجده ساله میکرد که از خدا و پیغمبر و اسلام و انقلاب و جنگ فقط چفیه برگردن و شلوار بسیجی پوشیدن را بلد بودند ، سهام یکی از بزرگترین مجتمع های تجاری و مسکونی تهران را یعنی آ .اس.پ را از بنیاد مستضعفان و جانبازان به دستور همان رهبر ساده زیست به عنوان هدیه گرفته بود تا چماق بر سر روی مخالفان رهبری فرو آورد اما این همه ماجرا نیست ...
در استان کرمان معدنی وجود دارد بنام گل گهر ، این معدن یکی از منابع اصلی و معادن کلیدی تولید آهن در کشور می باشد ، علی الظاهر این معدن ملی می باشد اما در عمل تحت مالکیت شركت صنعتی و معدنی گل گهر می باشد که خاندان هاشمی و مرعشی عین گوشت قربانی هر روز به همدیگر پاسش می دهند و اکنون در دست سیدحسین مرعشی است اما آنروزها در اختیار خانم فاطمه هاشمی بود که گفته می شد همه منافع معدن را ایشان قربه الی الله صرف امور خیریه و کودکان هموفیلی می کنند ! بماند که این چپاول هاشمی ها و مرعشی ها خود مثنوی هفتاد من می باشد . و باز بماند که همان موقع ها الله کرم در مبارزه با هاشمی و حزب کارگزاران و ثروت اندوزی ایشان گلو پاره میکرد و اما در خفا دستش با آنها دریک کاسه بود ! .
هیات مدیره معدن گل گهر در سال هفتاد و هشت برای انتقال این محصولات از گل گهر به کارخانه ذوب آهن اصفهان مناقصه ای گذاشتند تا حمل این محصولات از معدن به ذوب آهن در مناقصه به شرکتی تعلق گیرد که هم از نظر اقتصادی به صرفه باشد و هم تخصص و توانش را داشته باشند ، از آنجا که برادر حسین الله کرم همه رقمه در خدمت انقلاب و مسلمین هست با مشارکت برادرشان و فرد دیگری بنام رضا غلامی (سرتیپ نیروی زمینی سپاه – آخرین محل خدمت که من اطلاع دارم معاونت عملیات پرسنلی و نیروی انسانی نزسا) اقدام به تاسیس شرکتی صوری می نمایند بنام پارس رهاورد نوین و در مناقصه مذکور شرکت می کنند منتها چون هم قیمت پیشنهادی شان و هم توانشان مقرون به صرفه نبوده در مناقصه مذکور برنده نمی شوند پس اینجاست که برای حفظ نظام باید از همان نیروهای مدافع نظام استفاده شود !
به محضی که این سردار خستگی ناپذیر نظام از برنده نشدنش و ایجاد کارگاه توسط برنده مناقصه که گمان کنم شرکتی بومی بود و باز اگر اشتباه نکرده باشم مدیر شرکت نامش غلامحسین کرد شباویز و یا چیزی مشابه همین نام بود شبانه تعدادی ازهمان بچه های هفده هیجده ساله را که مسحور حرفهای رهبرمابانه و عدالت گستری ایشان شده اند را با بهانه اینکه این شرکت برای یک سرمایه دار ضد انقلابی است و آمده آنجا تا در پوشش کار معدنی قاچاق مواد مخدر نماید را برداشته و حیدر حیدر گویان تمام کارگاه وی را تخریب نموده و خود هم به همراه یکی دیگر از دانه درشتهای مدعی حزب الله بنام فرج مرادیان پور ( همانی که قرار بود عبدالله نوری را با چاقو در نمازجمعه تهران سلاخی کند ) . سراغ آن مدیر شرکت بخت برگشته می روند و اسلحه بر شقیقه اش میگذارند و میگویند بساطت را جمع کن برو وگرنه دفعه دیگر سرب داغ خرج می کنیم ... باقی ماجرا هم کاملا معلوم هست ، حسین الله کرم و دار و دسته اش به محض رفتن آن شرکت برنده بلامنازع مناقصه می شوند و ...
وقتی که آنزمان تعدادی از همان بچه هایی که به کرمان رفته بودند و با آب و تاب تعریف می کردند که پوزه استکبار جهانی را چگونه شبانه با شعار ماشاءالله حزب الله و حیدر حیدر گویان به خاک و خون مالیدند ! عین روز برایم مسجل بود که این داستان یه جای کارش می لنگد اگر هدف مبارزه با مواد مخدر هست چرا همین فرج خان و دار و دسته اش به بهانه حمله به غرب در ترانزیت مواد مخدر از زابل به ترکیه و یونان دست دارند ؟ اگر هدف مبارزه با ثروتهای بادآورده هست چرا موافق بادهای ثروت آور به خود و دار و دسته شان می باشند و هزاران اگر های دیگر که بعدها یکی از همان افراد شرکت کذایی پارس رهاورد نوین وقتی که نافرمانی کرده بود و بخاطر چک برگشتی به زندان افتاده بود و با هم مدتی در زندان 66 سپاه بودیم کل مجرا را برایم شرح داد !
پی نوشت :
شاید بسیاری از سرسپردگان این انقلاب در داخل کشور و جاهلانی در خارج از کشور مثل مثلا برادر مهدی جامی بگویند مدرکت کو و این حرفها را من نشسته ام و برای خودم دارم می بافم و برادرانی همچون الله کرم و فرج مرادیان پاک و معصوم هستند ! قبول من امروز مدرکی ندارم برای اثبات مثلا همین حرفم ولی آنها که دستشان به داخل می رسد بروند سئوال نمایند مثلا آژانس توکاتور واقع در تقاطع خیابان کریم خان زند و نجات اللهی برای کیست ؟ بروند به پاساژ طبقه اول مجتمع آ . اس . پ در تهران و از آن مستاجران بپرسند مالک اینجا کیست و شما اجاره تان را به چه کسی می دهید ؟ بروند تحقیق کنند ببینند مجتمع بزرگ پرورش ماهی و میگوی رزمجو در کیلومتر ده جاده ورامین – قم متعلق به چه کسی هست ؟
جناب آقای جامی که در بیان خاطرات من از ماجرای ترور نافرجام عبدالله نوری در نمازجمعه تهران سخت برآشفتند و رگ غیرت حمایتشان از حزب الله و جمهوری اسلامی باد کرد و امثال ایشان که البته زیاد هم نیستند توجه کنند که بخش اعظم این حرفها و از جمله مثلا همین روایت را من در همان ایران که بودم و زیر تیغ وزارت اطلاعات و قوه قضائیه بودم زده ام و گفته ام و نوشته ام آقایان هم شکایت کردند البته و در هیچ کجا کذب بودن این اظهارات و آن نوار ویدوئویی حتی در همان قوه قضائیه اثبات نشد و همه حرف و اتهام من اقدام تبلیغی علیه امنیت ملی بود کسی نمی گفت چی گفتم همه می گفتند چرا گفتی ! ، بله دوستان شب این حضرات و جمهوری اسلامی سخت آبستن هست و من در انتظار سحر هستم تا ببینم چه زائیده خواهد شد ./ یاحق
نظرات