ترکیه بار دیگر چهره واقعی خود را نشان داد

دولت ترکیه البته چهره اش برای من کاملا از مدتها پیش شناخته شده بود ، در همین ترکیه بود که بارها من مورد بازجویی سازمان امنیت ترکیه و ضرب و شتم عوامل رسمی جمهوری اسلامی قرار گرفته بودم ، آن روزها دوران سخت پناهجویی بود و من فکر میکردم حال که تحت حمایت و تابعیت یک کشور اروپایی هستم دیگر جرات تکرار مکررات را ندارد . این بود که تصمیم گرفتم بعد از گذشت پنج سال خانواده خودم را ببینم ، البته قبل از این نیز خانواده من و مشخصا پدر و مادرم به دلیل آنکه آزادی من از زندان آزادی مشروط بود و برای من وثیقه گذاشته بودند ممنوع الخروج بودند ، این بود که در تاریخ بیست مارس سال جاری به سفارت ترکیه در برلین مراجعه نمودم و نهایتا روز بیست و هفتم ماه مارس سفارت ترکیه با ورود من به خاک کشورش موافقت نموده و برای من ویزای دو هفته ای صادر نمود . عصر همانروز ساعت چهار و سی دقیقه به وقت برلین با پرواز ترکیش ایر لاین به استانبول رفتم ، ساعت بیست و پانزده دقیقه به وقت ترکیه به استانبول رسیدم و برای چک پاسپورت در صف ایستادم مامور پلیس به محض دریافت پاسپورتم مرا مدت نیم ساعت معطل نگه داشت و اظهار داشت کامپیوترم خراب شده صبر کن تا اینکه مامور پلیس دیگری آمد و پاسپورت مرا گرفت و گفت با من بیا و مرا به دفتر پلیس فرودگاه منتقل نمود ، در آنجا فرمانده پلیس فرودگاه استانبول بنام آمیر مصطفی به من گفت شما ممنوع الورد هستید به خاک ترکیه به او گفتم اما من ویزا دارم و اگر اینچنین هست که میگوئید چرا کنسولگری شما در برلین برای من ویزا صادر نموده ؟ گفت اشتباه کرده اند ! گفتم باشه پس خاک ترکیه را همین الان با اولین پرواز به یک کشور اروپایی ترک می کنم پاسپورت مرا بدهید تا برای اخذ بلیط اقدام کنم گفت اول باید به چند سئوال ما جواب بدهید و مرا به دفتر بی نام و نشان دیگری در همان فرودگاه استانبول منتقل کردند که ظاهرا برای سازمان امنیت ترکیه بود وارد اتاق شدم حدود نیم ساعتی مرا در آن اتاق نگه داشتند تا اینکه فرد دیگری با همراهی یک مامور ترک با اونیفرم پلیس وارد اتاق شد آن فرد خودش را نماینده کنسولگری ایران معرفی کرد و گفت محمد تقی اصفهانی هستم و این هم فکس وزارت امور خارجه یا وزارت امنیت ایران هست ( وزارت خارجه و امنیت در ترکیه نامشان شبیه به هم هست و من دقیق نفهمیدم او چه گفت گفت دیشیشلری باکانلیک یا ایچیشلری باکانلیک ) در همین هنگام بود که یک مامور پلیس دیگر به یکباره گفت این ترکی بلد هست (تا قبل ازآن ما انگلیسی صحبت میکردیم) و مرا از اتاق بیرون آوردند و در یک سلول انفرادی در پلیس فرودگاه منتقل نمودند ، ساعتی بعد چهار مامور که سه نفرآنها اونیفورم پلیس برتن داشت با یک لباس شخصی وارد سلول من شدند و گفتند لباسهایت را دربیاور و هر چه در کیفت هست بیرون بیاور من گفتم اول بگوئید جرم من چه هست و دلیلتان برای این کار چیست ؟ شروع به داد و بیداد و فحاشی و تهدید نمودند و کار به درگیری فیزیکی کشید که به یکباره یکی از آنها اسپری گاز اشک آور به چشم من پاشید و بعد به دو دست من دستبند زدند و به لوله هایی که به دیوار بود بستند لباسم را درآوردند و کیفم را خالی کردند در همین حین بود که یک نفر سرم را بالا نگه داشته بود و گلوی من را فشار میداد و فرد دیگری با لگد به شکم من میزد این وضع برای دقایقی ادامه داشت تا اینکه یکنفر با دوربین فیلمبرداری آمد و از من و وسایلم که در کیفم بود ( یک دوربین فیلمبرداری ، دو دوربین عسکبرداری و چند دفتر یادداشت ودو تلفن دستی و لب تاپم و کارتهای شناسایی و مقداری هم پول ) فیلم گرفت و یک کاغذ که با ماژیک نام و هویت منرا نوشته بودند زیر صورتم گرفتند . بعد دستبندها را بازکردند و مرا به اتاق مجاور آن سلول بردند و گفتند نام و آدرس هرکسی را که قرار بوده با آن ملاقات کنی در ترکیه بنویس ، گفتم هیچ کس الا خانواده ام را قرار نبوده ببینم و از آنها خواستم اجازه بدهد به کنسولگری آلمان اطلاع بدهم فرد بازجو گفت تو ایرانی هستی و تحویل ایران باید بشوی به آلمان مربوط نیست به او گفتم اما پاسپورت من آلمانی هست و حق اینکار را ندارید کم کم سئوالها به علیرضا عسگری معاون سابق وزیر دفاع کشیده شد و اینکه گفت تمام جزئیات ورود و خروجش را بگو ، گفتم این موضوع در ارتباط با این ماجراست که باید بگویم ؟ گفت بله تو حتما آمده ای که کس دیگری را ببری تو برای دولت ترکیه مشکل ساز هستی و من جوابم در برابر سئوالها فقط همین بود :"می خواهم با سفارت آلمان تماس داشته باشم " . مرا دوباره به همان سلول انفرادی منتقل کردند لباسهایم را پوشیدم و وسایلم را جمع کردم و سریع به دوستانم با تلفن خبر دادم که بازداشت شدم ، تمام داروها و اکسیژنم در چمدانم بود در زدم و گفتم دچار تنگی نفس شده ام داروهایم را می خواهم که توجهی نکردند ، بعد از گذشت یک ساعت ماموری آمد داروهایم را آورده بود و اجازه داد تلفنی با وکیلم که در استانبول بود صحبت کنم بعد مرا به دفتری دیگر منتقل کرد و گفت تلفن با شما کار دارد سفیر آمریکا در ترکیه بود که اظهار داشت نماینده سفارت در راه هست و تا دقایقی دیگر آنجاست ، حدود نیم ساعت بعد نماینده سفارت آمریکا به محل بازداشت من آمد و از من خواست هرچه اتفاق افتاده است را در حضور ماموران بگویم تمام آنچه را که شده بود گفتم ، ایشان اظهار داشتند تا همین جا دولت ترکیه مرتکب خطا شده است و دستور داد مرا به اتاق انتظار پلیس بجای سلول منتقل نمودند و برای زخمهای گردن و صورتم داروی ضد عفونی آوردند ، اینجا ساعت نزدیک چهار صبح بود رفتار پلیس نرمتر شده بود که در ساعت چهار و نیم صبح سفیر آلمان در استانبول با تلفن دستی ام تماس گرفت و اظهار داشت دولت ترکیه موظف شده است فردا شما را با اولین پرواز به برلین منتقل نماید ، دوستان دیگر بسیاری هم البته در همین خلال مشغول پیگیری بودند که وارد عمل شدن این دو سفیر مرهون تلاشهای آنهاست ، روز بیست و هشتم ساعت ده صح مجددا مرا به اتاق بازجویی منتقل نمودند و آنجا مامور لباس شخصی دیگری از من خواست نام و نشان دوستام را در ترکیه و همچنین نام و نشان افرادی را که با آنها در اروپا ارتباط دارم بنویسم ، کاغذ را پاره کردم و به او حرفهای شب گذشته نماینده سفارت آمریکا را یادآوری کردم که بیش از این کارنامه خود را سیاهتر نکنند . ، نهایتا در ساعت دوازده و چهل دقیقه با پیگیری سفارت آلمان استانبول را به مقصد برلین ترک گفتم ، البته بدون همراه داشتن چمدانم که پیگیری هایم تا کنون برای بدست آوردن آن به جایی نرسیده است ، در برلین با حضور پلیس شعبه فرودگاه اقامه شکایت از برخورد دولت ترکیه نمودم و بعد از آن نیز با توصیه پلیس به بیمارستان صلیب سرخ وست اند برلین رفته و جراحات و آثارضرب و شتم ماموران ترک را مورد گواهی پزشکان قرار داده . فردا نیز با حضور در پارلمان اروپا شکایت خود را تحویل کمیسیون حقوق بشر پارلمان اروپا خواهم نمود . پی نوشت : پیگیری ها و نجاتم از چنگال دولت ترکیه مدیون و مرهون تلاشهای همه دوستانی بود که در طی آن ساعات بطور مجدانه با وزارت امورخارجه آمریکا و آلمان و همچنین پارلمان اروپا در تماس بودند که از یکا یک آنها متشکرم .
در همین رابطه :
Human Rights Activist Arrested in Turkey (فعال حقوق بشر در ترکیه دستگیر شد)

نظرات

Unknown گفت…
باید گفت که آیا ترکیه با چنین رفتاری و چینین کارهایی باز هم خواهان پیوستن به اتحادیه اروپا است؟
زمانیکه با یکی از شهروندان این اتحادیه چنین رفتاری میکند آنهم با شهروندی که در راستای توسعه حقوق بشر فعالیت میکند.

اما از آن طرف، کارهای سردمداران عقده ای این رژیم و وزارت اطلاعات رفتاری احمقانه است و خودشان را از اینکه هستند بی شعورتر نشان میدهند.
Unknown گفت…
من برای این نسخه انگلیسی وبلاگ شما رو میخواستم که به دوستان غیر ایرانی که فارسی بلد نیستن معرفی کنم. همین. منظور خاصی نداشتم

پست‌های معروف از این وبلاگ

! وطن و تن

آیا بشار اسد در ایران است ؟

شبهای احیا و احیای ایمان