فقط مجاهدين بخوانند !
چند روز پيش پنج شنبه نهم آگوست در میدان مرکزی شهر برلین و يا به قول ايرانيها كليسا شكسته ، براي آزادي منصور اسانلو تجمعي گذاشته بودند كه من البته شوربختانه دير خبردار شدم و وقتي رسيدم دقايقي بود كه تجمع به پايان رسيده بود و تك و توك چند نفري ايستاده بودند و همچنان بحث مي كردند ، از دور دوست عزيزم ناصر مستشار را ديدم در هنگام سلام و عليك چند نفري تا من را ديدند يكهو دور ناصر را خالي كردند و رفتند كه بعد ناصر گفت ناراحت نشو اينها مجاهد بودند ! ما نيم ساعتي با هم گپي زديم و او رفت و من هم سوار دوچرخه عازم دانشگاه صنعتي شدم تا از كلاسم عقب نيفتم ، آنور خيابان فردي آمد و گفت شما امير فرشاد ابراهيمي هستيد ؟ گفتم :بله فرمايش ؟ كه به يكباره لحن صدايش عوض شد و گفت شنيديم شما گفته ايد نطفه جمهوري اسلامي و سازمان مجاهدين يكي است آره ؟ گفتم بله و شايد هم كثيف تر گفت تو انصار حزب اللهي بايد هم اينو بگي كه گفتم من كه ديگر انصار نيستم ولي مگر غير از ريش و كراوات اين دو فرقي هم با يكديگر دارند ؟ خلاصه كار به اين كشيده شدكه مجاهده عصبي شد و گفت مي كشمت تو برادر من را كشتي و گردنم را گرفت و چند مشت و لگد به من زد و بعد هم مليشياي سه نفره ! بعد از اين عمليات انقلابي شان صحنه را ترك كردند و چه بسا رفتند ساختمان شماره 58 كه مقر همين آشغالها هست تا مزد خوش خدمتي شان را بگيرند ! . و من هم به پليس رفتم و شكايتم را نوشتم و تا به آخر هم اين قصه را پيگيري مي كنم . اما يكي از آن سه نفر وقتي كه داشت در مي رفت گفت حالا بازم سر وقتت خواهيم آمد ! اين را براي او و بقيه هم قبيله اي هايش مي نويسم تا وقتي خواست بيايد بداند دشمني من با اينها فقط گفتن اين نيست كه اگر انصار حزب الله را بكنيد در بشكه واجبي و كراوات بهش بزني مي شود مجاهد ! .
مزدوران حزب بعث ! حالا كه هنوز تنها راه اثبات موجوديت شما هنوز در قلب اروپا هم مشتتان هست ، اگر دفعه ديگر خواستيد بيائيد بدانيد كه افتخار من اين است كه شما را پرتي هاي انقلاب 57 مي دانم ، افتخار من اين است كه در عمليات مرصاد شركت كرده ام و از ميهنم در برابر مزد بگيران صدام دفاع كردم ! ، بدانيد كه افتخار من اين است كه از شما كتك بخورم و اصلا آرزويم اين است كه بخاطر عقايدم بدست اشقل الاشقيايي چون شماها كشته بشوم و اينرا عين شهادت مي دانم و از همان عمليات مرصاد تا به حال در حسرتش هستم . حالا اگر هنوز نيم بند غيرتي در شما وجود دارد باز بيائيد و به قولتان عمل كنيد كه سخت در انتظارم .
در همين رابطه :
پيرامون ضرب وشتم امير فرشاد ابراهيمی در برلين! ناصر مستشار، گويا نيوز
پي نوشت :
صحبت ادبيات مجاهدين و انصار حزب الله شد پس بيراهه نيست نمونه اي از ادبيات مخلوطي از اينها يعني حسين درخشان راهم ببينيد كه همين چند روز پيش برايم فرستاده
بازم پي نوشت :
هودر بي ادب! ظاهرا هنوز از رويه زشت و فحاشانه خودش دست برنداشته است و پس از اين انتشار باز در حال نامه پراكني و فحاشي و اخطار و تهديد و تهمت به من است من همين جا صريح او را نصيحت مي كنم كه به راه و روشهاي انساني برگردد و اگر انسان نيست حداقل اداي انسانها را در بياورد و ادب را فراموش نكند وگرنه عواقب بسيار بدي متوجه اوست ، ايشان فراموش نفرمايند كه اتهامات بسيار زيادي به من زده اند و دست كم معذرت خواهي بسياري به من بدهكارند ، بازم مي گويم انسان باش بچه !
نظرات
حالا ما جواب نوشته شما را چه بدهیم به جز تکبیری بلند
الله اکبر سه مرتبه
خامنه ای رهبر
مرگ بر منافقین و صدام
درود بر رزمندگان اسلام
سلام بر شهیدان
و غیره
نتیجه : خجالت چیز بدی نیست